پیشنهاد‌های میثم نبی پور (٧٧٤)

بازدید
٤,٦٨١
تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٣

- آزارطلب، مازوکیست - فردی که از فعالیت های دردناک و آزار دهنده لذت می برد - فردی که از آزار دیدن توسط فرد دیگری لذت می برد

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

حزب پارلمانی parliamentary party

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩٤

از این حیث که از این جهت که از این نظر که بدین طریق که بدین معنی که

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

- کتاب اصول و مبانی - کلیات جامع

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

بیش از هر زمانی بیشترین حد تاکنون در حد بی سابقه ای

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

( مقام مسئول، رییس جمهور، دولت و . . . ) وقت، حاضر، فعلی مثلا: رییس جمهور وقت، نخست وزیر فعلی

پیشنهاد
٠

- کسی را ( بطورقطعی ) به باور رساندن - کسی را متقاعد کردن - نظر کسی را برگرداندن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

با شایستگی در حد خیلی خوب یا عالی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

- قدرت مطلق یا اختیار کامل داشتن - قوی ترین فرد در یک گروه بودن - تصمیم گیرنده ی نهایی بودن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩

با داد و فریاد چیزی را گفتن با صدای بلند گفتن جار زدن The boys were not shy about trumpeting their successes ترجمه اینجانب: پسرها خجالت نمی کشیدند ک ...

پیشنهاد
٤

- خود را خیلی عصبانی، ناراحت و . . . کردن - به حالت خاصی ( مخصوصا حالت عاطفی ) رفتن

پیشنهاد
٣

- خود را خیلی عصبانی، ناراحت و . . . کردن - به حالت خاصی ( مخصوصا حالت عاطفی ) رفتن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

نداشتن هیچ حق انتخابی انتخاب اجباری

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣١

1. چیزی که توجه عموم را به خود جلب کند. 2. عمل یا حرکتی غیر عادی و یا از قبل برنامه ریزی شده که برای جلب توجه مردم به یک فرد خاص یا کالا یا شرکت و ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

سایر معانی: سوپروایزر ناظر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( در زبان آمرکایی ) بهیار ارتش بر اساس تعریف دیکشنری لانگمن: someone in the army who is trained to give medical treatment بر اساس تعریف دیکشنری آکسف ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩

feel ( ing ) no pain بر اساس فرهنگ زبان Collins یک واژه ی خودمانی و بر اساس واژه نامه آنلاین Dictionary. com یک اصطلاح غیررسمی/خودمانی به معنی "مست ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

( در بوکس ) محکمتر یا بهتر ضربه یا مشت زدن حریف ( تر ) بودن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

کسی را به چالش کشیدن یا دعوت کردن کسی را به مبارزه دعوت کردن یا طلبیدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

چشم بسته خرید کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٩

چریک

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

دول محور

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

خودکار نوک ساچمه ای یا به زبان عام "خودکار"

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

دست از سر کسی برداشتن