پیشنهادهای علی اصغر سلحشور (١,٠٢٧)
خودرای خودسر خیره سر
شخص حیله گر شخص مکار شخص دغلکار شخص فریبکار شخص نیرنگ باز
نژاد اصل و نسب
در جملات دعایی: باشد که من. . . !
همخوانی داشتن با سازگاری داشتن با تناسب داشتن با متناسب بودن با
بی پروا بی باک نترس
تبه کاری ها بزهکاری ها گناهان
گیسوی بلند و فردار
یکی از معانی کمتر شناخته شده: مبالغه کردن اغراق کردن غلو کردن بزرگ نمایی کردن
هر جور گه نگاه کنیم هرگونه که بنگریم از تمام جهات
در صورت نیاز اگر ضروری شد
همه شیوه هایی تمام راه هایی
ناپاکیزه ناپاک
دون پایه
همخوابه ها کنیزکان
در حال قدم زدن در حال گام برداری
طغیان نافرمانی
فعالیت نداشتن انفعال عدم فعالیت
از عهده برآمدن برآورده کردن meet the needs: برآورده کردن نیازها
ترحم غمگساری
هدایت کردن راهبری کردن رهبری کردن
راهبری کردن هدایت کردن رهبری کردن
به طور ناخوشایندی با سراسیمگی با دلواپسی
دسیسه چیدن پنهانی توطئه کردن
عهدشکنی پیمان شکنی
در همنشینی با در مجالست با در مصاحبت با
دو معنی زیر هم قابل توجه هستند: - با شکوهمندی، با شکوه و جلال - زیرکانه، ماهرانه، استادانه
frozen خشک و رسمی frozen gesture: حالت خشک و رسمی
stratum= layer هر دو در باستان شناسی به معنای �لایه� یا �چینه�
نامنعطف انعطاف ناپذیر بدون انعطاف متضادِ flexible به معنای منعطف انعطاف پذیر
پیک پیغام رسان پیام رسان
تنظیم شده طرح ریزی شده
واگذاری قدرت
در سینما و تئاتر: بازیگر جزء بازیگر نقش غیراصلی بازیگر فرعی
عامدانه دانسته آگاهانه هدفمند با قصد و غرض
مسئولیت ها
دوقطبی کردن دوقطبی سازی
فاز ( در باستان شناسی )
باشد که. . . ( در جملات دعایی و نفرینی )
تشدید شده شدت گرفته اوج گرفته مضاعف دوچندان شده
سفال نوشته
نظام مند شده ساماندهی شده قانون مند شده
پشت پا زدن
خودتحقیری تحقیر خویشتن خودکوچک شمردن
ستون سنگی یادمانی که به طور معمول با نقش و کتیبه همراه بود ( در باستان شناسی، تاریخ هنر، تاریخ )
ناله گریه و زاری سوگواری
عهدعتیق کتاب مقدس عبرانی یا یهودی
جهان مردگان
پریشانی درماندگی
شیون ناله گریه و زاری ندبه