پیشنهادهای علی اصغر سلحشور (٩٥٠)
frozen خشک و رسمی frozen gesture: حالت خشک و رسمی
stratum= layer هر دو در باستان شناسی به معنای �لایه� یا �چینه�
نامنعطف انعطاف ناپذیر بدون انعطاف متضادِ flexible به معنای منعطف انعطاف پذیر
پیک پیغام رسان پیام رسان
تنظیم شده طرح ریزی شده
واگذاری قدرت
در سینما و تئاتر: بازیگر جزء بازیگر نقش غیراصلی بازیگر فرعی
عامدانه دانسته آگاهانه هدفمند با قصد و غرض
مسئولیت ها
دوقطبی کردن دوقطبی سازی
فاز ( در باستان شناسی )
باشد که. . . ( در جملات دعایی و نفرینی )
تشدید شده شدت گرفته اوج گرفته مضاعف دوچندان شده
سفال نوشته
نظام مند شده ساماندهی شده قانون مند شده
پشت پا زدن
خودتحقیری تحقیر خویشتن خودکوچک شمردن
ستون سنگی یادمانی که به طور معمول با نقش و کتیبه همراه بود ( در باستان شناسی، تاریخ هنر، تاریخ )
ناله گریه و زاری سوگواری
عهدعتیق کتاب مقدس عبرانی یا یهودی
جهان مردگان
پریشانی درماندگی
شیون ناله گریه و زاری ندبه
plight بدبختی فلاکت هم معنیِ calamity
مجرب کارکشته کارآرزموده
ایزدان
دودمان، خاندان ( به ویژه در متون تاریخی و باستان شناسی )
ثابت شد به اثبات رسید نشان داده شد as demonstrated: همانطور که ثابت شد، چنانکه نشان داده شد، همان گونه که به اثبات رسید
ornamental= decorative: زینتی، تزیینی، آذینی
دارای پیکر و اندام
کشف شده مکشوف یافت شده یافته
کشفیات یافته ها archaeological discoveries: کشفیات باستان شناختی، یافته های باستان شناختی
رخ دادن روی دادن حادث شدن
نامعمول نامتعارف
متعارف عادی
هم عصر هم روزگار هم زمانه
به طرز برجسته قابل لمس
pulp fiction به معنای داستان عامه پسند یا داستان مبتذل، عنوان فیلمی از کوئینتین تارانتینو، نویسنده و کارگردان آمریکایی
مبتذل بی مایه بی ارزش پیش پا افتاده عامه پسند برای نمونه فیلم سینمایی pulp fiction ( یا داستان عامه پسند ) از کوئینتین تارانتینو، نویسنده و کارگردان ...
سلطنتی شاهی شاهانه همایونی ملوکانه
بار دادن بارعام دادن بارعام باریابی مترداف واژۀ levee
گذر کردن گذشتن پشت سر گذاشتن
palace: کاخ، قصر place: جا، مکان
آسودن آرامیدن
temple: معبد sanctuary: پرستشگاه shrine: زیارتگاه
برانگیختن برانگیزاندن
قبولاندن قانع کردن قانع ساختن
پاسداری کردن پاسبانی کردن