at large


1- آزاد، غیر زندانی، فراری، 2- به طور کامل، با تمام جزئیات، 3- به طور کلی، همه، سرتاسر، 4- (امریکا) وابسته به یا نماینده ی همه ی یک ایالت یا ناحیه (و نه فقط بخشی از آن)
شبکه مترجمین ایران

تخصصی

[حقوق] نامحدود، بی حد و حصر، به طور کلی، به تفصیل، آزاد، فراری

به انگلیسی

• free, unrestricted; escaped; in general, generally

پیشنهاد کاربران

the population/society/world etc at large

یعنی people in general
در آخر
سرگردان
در کل
همه
بی هدف
آزاد
- - - - - به نقل از هزاره
به خصوص
به تمام معنا
عموم
Corrosion is a global problem faced by various researchers, professionals and the public at large.
به طور کلی
● در کل، در مجموع، به طور کلی
● be at large: متواری
آزاد است
Suspect in Yazd shooting still at large
شخص مظنون به تیراندازی در یزد هنوز آزاد است یا هنوز متواری است
فراری

Fugitive
Not yet captured
On the loose
On the run
Free
Society at large
عموم جامعه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما