پیشنهادهای علی اصغر سلحشور (٩٥٠)
نازدیده سختی نکشیده در ناز و نعمت پرورش یافته
بیشتر �مزارع پرورش و تربیت اسب� معنی می دهد
پیشگویی به واسطۀ تفسیر حرکات، حالات و شیهۀ اسب
معادلهای عربی: زعیم قائد مقتدا برابرهای فارسی: راهنما رهبر سالار پیشوا
لباس پوشیده جامه پوشیده
رنگ و بو حال و هوا This story has a loving feel: این داستان رنگ و بوی عاشقانه ای دارد.
متقابل cross - cutting ties: پیوندهای متقابل
به معنای به نتیجه رسیدن به این نتیجه رسیدن. . . نیز است.
رختکن اتاق مختص پوشیدن و درآوردن لباس
به بیان دقیق تر به بیان درست تر به بیان بهتر
مطلا طلاکاری شده با طلا آراسته شده
repay = reward: پاداش دادن
شخص بلندپایه
اغراق غلو مبالغه بزرگنمایی
جاافتاده
آماده سازی تدارک دیدن تهیه کردن
لجام گسیخته افسارگسیخته
این واژه صرفاً به معنای قضاوت و داوری نیست، معانی زیر را هم می توان برای آن درنظر گرفت: نظر اظهارنظر دیدگاه نقطه نظر
از خود راضی
به حرکت درآوردن به جریان انداختن
خوار و کوچک شمرده شده مطرود رانده شده
سرکش خیره سر خودسر
خیره سر خودسر
خودرای خودسر خیره سر
شخص حیله گر شخص مکار شخص دغلکار شخص فریبکار شخص نیرنگ باز
نژاد اصل و نسب
در جملات دعایی: باشد که من. . . !
همخوانی داشتن با سازگاری داشتن با تناسب داشتن با متناسب بودن با
بی پروا بی باک نترس
تبه کاری ها بزهکاری ها گناهان
گیسوی بلند و فردار
یکی از معانی کمتر شناخته شده: مبالغه کردن اغراق کردن غلو کردن بزرگ نمایی کردن
هر جور گه نگاه کنیم هرگونه که بنگریم از تمام جهات
در صورت نیاز اگر ضروری شد
همه شیوه هایی تمام راه هایی
ناپاکیزه ناپاک
دون پایه
همخوابه ها کنیزکان
در حال قدم زدن در حال گام برداری
طغیان نافرمانی
فعالیت نداشتن انفعال عدم فعالیت
از عهده برآمدن برآورده کردن meet the needs: برآورده کردن نیازها
ترحم غمگساری
هدایت کردن راهبری کردن رهبری کردن
راهبری کردن هدایت کردن رهبری کردن
به طور ناخوشایندی با سراسیمگی با دلواپسی
دسیسه چیدن پنهانی توطئه کردن
عهدشکنی پیمان شکنی
در همنشینی با در مجالست با در مصاحبت با
دو معنی زیر هم قابل توجه هستند: - با شکوهمندی، با شکوه و جلال - زیرکانه، ماهرانه، استادانه