پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٣,٥٣٤)

بازدید
٧,٣٠٣
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیستانه= غیرحضوری، هستانه= حضوری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هستانه= حضوری، نیستانه= غیر حضوری،

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی نیستانه را می توان بجای واژه های ناپارسی [غیرحضوری، غیابی] بکارگیری کرد. هستانه= حضوری نیستانه= غیر حضوری، غیابی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی هستانه را می توان بجای واژه ی تازی [حضوری] بکار برد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیستانه؛ ( نیست - پسوند قیدساز انه )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غایب= نامَده ( ناآمده ) ، حاضر= باشنده؛ برای دانش آموزان: هست بجای حاضر، نیست بجای غایب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی نامَده را می توان بجای واژه ی تازی [غایب] بکار گرفت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باشنده= حاضر، نامَده= غایب؛ [نامده=ناآمده، نیامده]؛ برای دانش آموزان: هست بجای حاضر نیست بجای غایب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهن نما: چیزی که دارای نما و رویه دیرینه و باستانی و کهن است بدون اینکه باستانی باشد.

پیشنهاد
٠

به خِنِسی یا کنسی افتادن یا به خنسی خوردن= به دردسر افتادن همراه با بی پول بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خِنِس شدن= - گره افتادن یا دشوار شدن یا پیچیده شدن کار، - کش پیدا کردن و به درازا کشیدن بی دستاورد کار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درازا کشیدن، کش پیدا کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی فرجام، بی دستاورد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خِنِس شدن، کش پیدا کردن و طولانی شدن کار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نما؛ نمای گزارشی= وجه خبری/اخباری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخت گزارشی: ریختی از کارواژه که نَهِش بیان شده در پاره گفتار را مانند نهشی رخدادی نشان می دهد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در دستور زبان: واچَک[در پارسی میانه]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واچک گزارشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی؛ جمله اخباری/خبری= واچک گزارشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واچک گزارشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- شُلانه - شل و ول وار، شل و ولانه - شرمسارانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وادادگی= انفعال واداده= منفعل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منفعل= واداده، سست، شل و ول انفعال= وادادگی، سستی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی واداده را می توان بجای واژه ی تازی [منفعل] بکار برد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه نباید به ریخت [نادر خور ( =خورنده نادر ) ] نوشته شود بلکه نادَرخور ( نا درخور ) است که چَمَد ( معنی دهد، یعنی ) ناشایست، ناسزاوار، آنچه درخو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لرزاننده، لرزشگر، لرزانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُنده و ناهماهنگ، ناجور، ناسازگار، نادَرخور، بی اندام، ناساز هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایش= تنظیم، ساماندهی، اندازه گیری، اندیشه ورزی، رایزنی، رایش= ریاضی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی کهن نمای مزداهیک را می توان در سویه های فلسفی و پنداری ( انتزاعی ) ِ ریاضی بکار گرفت و برای سویه های کاربردی این دانش، واژه ی رایِش را بکارگیر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایش وار، رایشانه، رایِش= ریاضی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایِشی؛ وابسته به رایش= ریاضی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودنمایانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرا رایش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشاننده فراماده ای، کشاننده فرامادیک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی "هرآینه" به گمان بسیار باید [هر آیین] بوده باشد. آیین به چم روش، شیوه، روال و. . . هرآیین= به هر شیوه و روشی؛ پذیرفتنی ست که در پارسی کهن، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- انگارپذیر، پندارپذیر، - انگاشتنی، پنداشتنی، - پذیرفتنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برهم کنش؛ [مانند دو دارویی که با یکدیگر برهم کنش یا تداخل دارند]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پویاننده= محرک؛ در جایی که واژه های محرک، حرکت و یا متحرک در یک نوشتار می آیند می توان از واژه ی پویاننده به جای محرک بهره گرفت. پویاننده ناپویا= م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابرخوراک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَبَرخوراک، ابرمیوه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَبَرخوراک، ابرمیوه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکنما، نیک نما

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کافرنمایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنجک= یک از پنج، یک پنجم، مانند چارک دهک، صدک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنجک= یک از پنج، یک پنجم؛ نمونه های دیگر: چارک، دهک، صدک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رایش ( ریاضی ) : نَوَدآر؛ نودآر: آورنده کُنج یا زاویه تا نود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

انجامنده، انجامان؛ زاویه ی مکمل= کُنج انجامان