پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٣,٥٣٤)

بازدید
٧,٣٠٣
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازارگردی گشت و گذار و وقت گذرانی در بازار و فروشگاه هاست بیشتر با هدف دیدن یا بازبینی کالاها و نرخها گاهی همراه با خرید یک چیز کوچک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازارگرد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشمی، چشمیک، دیداری، دیدنی، آشکار، پیدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشمی، دیداری، آشکار، هویدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پازاج، پازاچ؛ [واژه های [زاچ، زاج، زاچه، زاجه] به چم [زن تازه زا] است که از بن [زای] از بنواژه "زاییدن" به همراه پسوند [چه] ساخته شده اند. درینجا پ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه های [زاچ، زاج، زاچه، زاجه] به چم [زن تازه زا] است که از بن [زای] از بنواژه "زاییدن" به همراه پسوند [چه] ساخته شده اند. درینجا پسوند "چه" که به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جناب عطار میوه ی تلخ فساد و تباهی که امروز داریم می بینیم ریشه اش خود این حکمرانی تباهی گستر و فسادزاست. شاید اون گاهنامه ی آنچنانی که قانون نامیده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابزار فرمانگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرمانگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرمانگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرمان گزاری: گزاردن یا انجام فرمان، بجای فرواژه ی تازی [اجرای احکام]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرمان گزاری، انجامِ فرمان؛ [درینجا واژه ی فرمان، دربردارنده ی یک درونمایه ی ویژه و کلی است بنابراین نیاز به جمع بستن به ریخت فرمانها ندارد]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریافتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکوه، بزرگی، بزرگمنشی، جاه، فره، فرهمندی

پیشنهاد
٠

اَبَرباژپردازان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باژ= مالیات، باژپرداز= مُوَدی مالیاتی

پیشنهاد
٠

دستگاه انجامی، نهاد انجامی، سازمان انجامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پردازنده، پرداختگر بجای واژه ی تازی [مُوَدی]، باژپرداز= مودی مالیاتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پردازندگان، پرداختگران؛ باژپردازان= مودیان مالیاتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بخش های باختری استان اسپهان مانند بخش لنجان، نامواژه ی هالولِت برای نامیدن برادر زن بکار می رود. ریشه یابی: ریشه ی این واژه هالو می باشد که ریخت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راستار= مدیر، سرراستار= مدیر کل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رایِشدان، داننده دانش رایش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از رایش ( ریاضی ) ، همبسته به رایش، رایش وار، ریاضی وار

پیشنهاد
٠

سرزرداری : سر زر داری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزردار : سر زر دار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زرداری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زردار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - "تاوان سرا" [در راهنمایی و رانندگی]؛ ؛ ۲ - " انجامگاه" [در نهاد دادگستری]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهاد دادگستری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجامپذیر، شدنی، انجام شدنی، انجام دادنی، پیش بردنی؛ - دستگاهای اجرایی= دستگاه های انجامی، نهادهای انجامی، سازمان های انجامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- سود، [پرخاصیت= پرسود] - هنر، [آدم بی خاصیت= آدم بی هنر] - کارایی، [خواص این میوه= کارایی این میوه]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پویش، جنبش، بسیج، کارزار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چم ساخت، چمساخت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چم شناسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انجام رساندن، پیاده کردن، پیاده سازی کردن، هستی بخشیدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انجام رساندن، پیاده کردن، پیاده سازی کردن، هستی بخشیدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انجام رساندن، پیاده کردن، پیاده سازی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام پذیر= عملی، به انجام رساندن، پیاده کردن= عملی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انجام رساندن، پیاده کردن، پیاده سازی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنبش، پویش، پویایی

پیشنهاد
٠

باشیابی کردن، باش یابی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هست و نیست، باشندگی، باش یابی، باشیابی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روال زدگی، عرف زدگی روالگرایی، عرفگرایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عرفی کردن، عرفگرا کردن، عرفزده کردن روالگرا کردن، روالزده کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روالگرا، عرف گرا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روالگرا، عرف گرا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روالگرایی، عرفگرایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَویه ای، رَویانه، رویه وار، رِوالی، روالانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَویه، روال