ترجمه‌های shiva_sisi‌ (٤٨)

بازدید
٢,٨٢٤
تاریخ
٦ سال پیش
متن
a shabby old drunkard
دیدگاه
-٥

یک دآئم الخمـر قدیمییی: )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
a spacious mind
دیدگاه
٤

یــک ذهـن وسیع و بزرگ: )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
the wing of an airplane
دیدگاه
١١

یکی از بال های هواپــیـــما: )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
the wing of a penguin
دیدگاه
٣٣

بال یک پنگوئـن

تاریخ
٦ سال پیش
متن
You can hike to the top of the volcano since it's not active.
دیدگاه
-٤

شمآ میتوانیـــد از کوه بآلآ بروید وقتی که اتش فشان ان کوه فعال نیســـت

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Many of Japan's mountains are volcanoes.
دیدگاه
٣

بسیآری از کوه هآے ژآپـن، کوه هآے آتش فشآنی هستنــد�

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Lava spilled out of the volcano.
دیدگاه
٧

موآد مذآب ( گدآزه ) از آتشفشآن خآرج شـــد�

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Which is bigger, a blue whale or a dinosaur?
دیدگاه
-١

کدوممـ یک بزرگ تـرر اسـت؟یک نهنگ آبی یآ یک دآیناسورر؟

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The blue whale is the largest living thing on the planet.
دیدگاه
٣٩

نهنـگ آبی یکی از بزرگ تریـن موجودات زنـده روی سیاره اســـت!

تاریخ
٦ سال پیش
متن
A green banana is not ripe enough to eat.
دیدگاه
٦

موز سبز نرسیده است و برای خوردن مناسب نیســت!

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Our teacher is very fussy about punctuation.
دیدگاه
٥

معلمم ما برای نشانه گذاری بسیار ایراد میگیرد!

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She is not fussy about her food.
دیدگاه
٦

او برآے غذآیش ایراد نمیگیرد!

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She is very fussy about how the table is set for her dinner parties.
دیدگاه
٢

او خیلی درمورد چیدن میز شام برای مهمانی ایراد میگیرد!

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We need to take the dog to the vet.
دیدگاه
١٠

ما باید سگ را پیش دامپزشک ببریممـ*_*

تاریخ
٦ سال پیش
متن
During this special period, the buses are uncrowded .
دیدگاه
٣

در طول این دوره خآص، اتوبوس هآ خـــلوت هستـند: )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I want have an uncrowded house for my family.
دیدگاه
١

من خـونهـ اے سآکـــت برآے خآنوآدممم میخوآهمممم; )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She becomes jealous when her mother kisses and holds the new baby.
دیدگاه
٤

او حسآدت میڪنــد، وقتـے مآدرش کودک دیگـرے رآ بغل میڪند و مےبوســد:/

تاریخ
٧ سال پیش
متن
What a cute baby she is!
دیدگاه
٢٤

چه دختر بچه ی بانمکی

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I always wanted to be popular at school, but I was too shy.
دیدگاه
٧٩

من همیشه دوست داشتم در مدرسه طرفدار داشته باشم ولی خیلی خجالتی بودم.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
It's not funny! Someone could have been hurt.
دیدگاه
-٦

این اصلا خنده دار نیست، زیرا ممکن است کسی اسیب ببیند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
a funny smell in the attic
دیدگاه
٦

صدای خنده در اتاق زیر شیروانی به گوش میرسد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
'What's so funny?' she demanded.
دیدگاه
-٦

چه چیزی اینقد خنده دار است؟او یک خواستگار است ( اخطار برای اینکه کمی جدی باش )

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The movie is a comedy, and it's very funny.
دیدگاه
٢٦

این یک فیلم کمدی، وبسیار خنده دار است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
She told us a very funny joke that had us all rolling with laughter.
دیدگاه
٣٢

او یک جک بسیار قشنگ و خنده دار گفت که همه ی ما از خندیدن زیاد خسته شدیم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
What do you want with a tool kit ?
دیدگاه
٠

با جعبه ابزار چه کاری دارید؟

تاریخ
٧ سال پیش
متن
This chair is made of bamboo.
دیدگاه
٥

جنس این صندلــے از چوب بامبو است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
A leopard cannot change its spots.
دیدگاه
٧٨

پلنگ وحشی هیچوقت نمیتواند لکه هایش را تعویض کند.

تاریخ
٨ سال پیش
متن
We should manage to house and feed the poor.
دیدگاه
١١

ما باید به فقرا خانه و غذا بدهیم

تاریخ
٨ سال پیش
متن
Feed by measure and defy physician.
دیدگاه
١

به اندازه کافی غذا بخورید تا به دکتر نیازی نداشته باشید

تاریخ
٨ سال پیش
متن
دیدگاه
٣

چه مقدار پول خرج کردی

تاریخ
٨ سال پیش
متن
دیدگاه
٢

یک سگ تا خانه همراه ما امد

تاریخ
٨ سال پیش
متن
That child is an absolute pest he keeps ringing the doorbell and then running away!
دیدگاه
-١٦

این کودک یک افت است او زنگ در را میزند و فرار میکند

تاریخ
٨ سال پیش
متن
He calls his mother once a month.
دیدگاه
-٦٤

او مادر خودیکبار در ماه میدید

تاریخ
٨ سال پیش
متن
دیدگاه
-١

من به اجبار در عروسی برادرم سخنرانی کردم

تاریخ
٨ سال پیش
متن
I'm nervous about having to make a speech at the wedding.
دیدگاه
-٢٣

من به خاطر سخنرانی عروسی عصبانی هستمـــ

تاریخ
٨ سال پیش
متن
Marry a wife of thine own degree.
دیدگاه
٠

ازدواج با مردی که هم درجه ( سطح ) او هستید

تاریخ
٨ سال پیش
متن
The hospital does not allow smoking anywhere on the premises.
دیدگاه
٧

بیماریستان کشیدن سیگار را در ساختمان ممنوع کرده است

تاریخ
٨ سال پیش
متن
The dog licked up the water.
دیدگاه
-١٤

سگ آب را لیسید

تاریخ
٨ سال پیش
متن
She licked her ice cream cone.
دیدگاه
-٢١

او بستنی خود را لیسید

تاریخ
٨ سال پیش
متن
The dog licked the boy's face.
دیدگاه
٥٩

سگ صورت پسر را لیسید

تاریخ
٨ سال پیش
متن
دیدگاه
٠

بوق زدن یا ایجاد سروصدای بلند در نزدیکی بیمارستان ممنوع است

تاریخ
٨ سال پیش
متن
دیدگاه
-٤

بعضی از گاو ها دارای شاخ هستند♥

تاریخ
٨ سال پیش
متن
The sight of the corpse filled them with horror.
دیدگاه
-٤٧

ان جسد چشم ها را به خود گرفت

تاریخ
٨ سال پیش
متن
دیدگاه
-٣

یک ستاره سینمای مشهور بازیگری که مشهور است

تاریخ
٨ سال پیش
متن
You'll need to wear a light jacket on cool spring days.
دیدگاه
-٨

شما باید در روز های سرد ژاکت بپوشید

تاریخ
٨ سال پیش
متن
دیدگاه
-٣

آیا فیلمی دیده ای که موضوعش ماجراجویی باشد؟

تاریخ
٨ سال پیش
متن
دیدگاه
-٢

در اینجا کارهای جالب زیادی وجود دارد که انجامش بدهی

تاریخ
٨ سال پیش
متن
A radio belted out pop music.
دیدگاه
٢

یک رادیو موسیقی پاپ را اجرا نکرد.