pest

/ˈpest//pest/

معنی: بلاء، افت، طاعون، مایه ازار واسیب
معانی دیگر: سرخر، مزاحم، درد سر، (نادر) بیماری همه گیر، (بچه) شیطان، آتشپاره، بلا
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that annoys or bothers; nuisance.
مترادف: annoyance, bother, headache, nuisance
مشابه: gadfly, hassle, irritant, nag, pain, peeve, terror, trial, vermin, vexation

(2) تعریف: that which is harmful or destructive, as certain insects to certain crops.
مترادف: plague
مشابه: bane, blight, scourge, vermin

(3) تعریف: a pestilent disease; plague.
مترادف: pestilence, plague
مشابه: blight, epidemic, pandemic

جمله های نمونه

1. Police are looking for a sex pest who is frightening late-night travellers.
[ترجمه سام] پلیس به دنبال یک آفت جنسی است که مسافران شب را میترساند.
|
[ترجمه ......] پلیس به دنبال یک مزاحم جنسی است که او نیمه شب مسافران را می ترساند.
|
[ترجمه np] پلیس درحستحوی یک ازارجنسی است: اوافرادی دیروفت ازسرکاربه حانه می روند را می ترساند
|
[ترجمه ترگمان]پلیس به دنبال یک آفت سکس است که مسافران دیروقت شب را می ترساند
[ترجمه گوگل]پلیس به دنبال یک آفت جنس است که مسافران در اواخر شب ترسناک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That child is an absolute pest he keeps ringing the doorbell and then running away!
[ترجمه shiva_sisi‌] این کودک یک افت است او زنگ در را میزند و فرار میکند
|
[ترجمه S.s.s.S] اون بچه مایه آزار است . او زنگ در را میزند و فرار میکند
|
[ترجمه elina.t] آن کودک باعث ازار و دردسر است. او در را میزند و فرار میکند.
|
[ترجمه ترگمان]این بچه یک طاعون تمام عیار است که زنگ در را به صدا در می آورد و فرار می کند!
[ترجمه گوگل]این کودک یک آفت بزرگ است و او زنگ زنگ زنگ می زند و سپس فرار می کند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. That disobedient boy is a pest.
[ترجمه alireza] آن پسر نافرمان یک آفت است.
|
[ترجمه ⁿⁱᶜʰᵒˡᵃˢ] آن پسر نافرمان یک مزاحم است
|
[ترجمه ترگمان]آن پسر نافرمان، یک آفت است
[ترجمه گوگل]این پسر نافرمان یک آفت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The pest control officer put bowls of rat poison in the attic.
[ترجمه ترگمان]مامور کنترل pest کاسه سم موش را در اتاق زیر شیروانی گذاشت
[ترجمه گوگل]افسر کنترل آفات کاسه موش های موش را در اتاق زیر شیروانی قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Put that back, you little pest!
[ترجمه ترگمان]!! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !
[ترجمه گوگل]آن را برگردان، آدم کوچولو!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Natural methods of pest control are now taking the place of chemicals.
[ترجمه ترگمان]روش های طبیعی کنترل آفات در حال حاضر جای مواد شیمیایی را می گیرند
[ترجمه گوگل]روش های طبیعی کنترل آفات در حال حاضر جای مواد شیمیایی را می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. That child is being a real pest.
[ترجمه ⁿⁱᶜʰᵒˡᵃˢ] این کودک یک مزاحم واقعی است
|
[ترجمه ترگمان]آن کودک یک آفت واقعی است
[ترجمه گوگل]این کودک آزار واقعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The local Rentokil pest control branch were contacted to see if they could help.
[ترجمه ترگمان]با شاخه کنترل آفات محلی تماس گرفته شد تا ببیند آیا می توانند کمک کنند یا خیر
[ترجمه گوگل]شاخه مدیریت آفات Rentokil محلی برای دیدن اینکه آیا آنها می توانند کمک کنند تماس گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Destroying one pest leaves a vacuum that will be filled by something else.
[ترجمه ترگمان]از بین بردن یک مانع یک خلا ایجاد می کند که به وسیله چیز دیگری پر می شود
[ترجمه گوگل]از بین بردن یک آفت، یک خلاء را ترک می کند که توسط چیز دیگری پر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They say a pest control campaign is needed to stop a squirrel population explosion.
[ترجمه ترگمان]آن ها می گویند که یک فعالیت کنترل آفت برای متوقف کردن یک انفجار جمعیت سنجاب مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]آنها می گویند کمپین مبارزه با آفات برای جلوگیری از انفجار جمعیت سنجاب مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A fundamental precaution against both pest and disease problems is keeping the garden clean and tidy.
[ترجمه ترگمان]یک احتیاط اساسی در برابر مشکلات هر دو آفت و بیماری، تمیز کردن و تمیز کردن باغ است
[ترجمه گوگل]مراقبت های بنیادی در برابر مشکلات آفات و بیماری ها، نگهداری باغ پاک و مرتب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He thought it was a phone pest until police collared the culprit with a phone tap.
[ترجمه ترگمان]او فکر می کرد که این یک گیرنده تلفن است تا اینکه پلیس با یک ضربه محکم متهم را دستگیر کرد
[ترجمه گوگل]او فکر کرد این یک آفت تلفن بود، تا زمانی که پلیس دروغ گفتن را با یک ضربه زدن به تلفن متهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The house longhorn beetle is another insect pest which seems to be confined to parts of Hampshire and south-west Surrey.
[ترجمه ترگمان]سوسک house یک آفت حشرات دیگر است که به نظر می رسد به بخش هایی از Hampshire و جنوب غربی ساری محدود می شود
[ترجمه گوگل]سوسک دلفریب وحشی خانه یکی دیگر از آفات حشرات است که به نظر می رسد محدود به قسمت های همپشایر و جنوب غربی سوری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. During the war, peregrines were declared a pest because they used to attack carrier pigeons and prevent messages reaching their destination.
[ترجمه ترگمان]در طول جنگ، peregrines به عنوان یک آفت اعلام شدند زیرا برای حمله به کبوتران نامه رسان استفاده می شدند و از رسیدن پیام های به مقصد خود جلوگیری می کردند
[ترجمه گوگل]در طول جنگ، گیاهان زراعی به عنوان آفت معرفی شدند، زیرا آنها برای حمله به کبوتر حامل و جلوگیری از رسیدن پیام ها به مقصد خود اقدام کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بلاء (اسم)
terror, violation, curse, calamity, disaster, bale, misadventure, pest, plague, scourge

افت (اسم)
drop, downfall, fall, pest, blight, plague, slump, pestilence, slippage

طاعون (اسم)
pest, plague, bubonic plague, pestilence, lues

مایه ازار واسیب (اسم)
pest

تخصصی

[نساجی] آفت

به انگلیسی

• something that harms plants; nuisance, someone or something annoying
a pest is an insect or small animal which damages crops or food supplies and can be a threat to health and safety.
someone who is a pest keeps bothering you; an informal use.

پیشنهاد کاربران

آزار دهنده
آزاردهنده

به نظر من می شه: کنه، افت و. . . .
Moji _ tkd :Instagram page
A person who bothers you all the time
ازار دهنده

a small animal or insect that destroys crops or food supplies
A pest is a person who bothers you all the time
آزار دهنده اذیت کننده و بی فایدهوبد
مزاحم
در کانون زبان به معنی رو مخ بودن بود
pest تو کانون زبان ایران میشه is a person who bothers you all the time.
مگس

مزاحم کننده
دو تا معنی داره یکی به معنی بلا یا آفت و دیگری به معنی انسان شیطون
آزار دهنده یا مزاحم
مایه آزار و اذیت
Noun - countable :
جانور موذی ( مثل موش، مگس، پشه و . . . . )
بچه ی شیطان و آتش پاره
سلام دوستان من در کانون زبان هستم در کانون زبان معنی اش در کتاب supplementary page 34 Englishtown five نوشته شده hey Paris is A person who bothers you all the time
A person who bothers someone or something all the time
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما