پیشنهاد‌های نسرین رنجبر (٤٨٨)

بازدید
٤,٤١٥
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

با پیش داوری مغرضانه Judgmental is a negative word to describe someone who often rushes to judgment without reason. The adjective judgmental describe ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

مسیر جهت سمت و سو an established routine or habit

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

به طرز عجیبی in a strange or mysterious way, especially one that is unsettling

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

used when someone is speaking, to avoid saying a swear word در شرایط مختلف برای ناسزا گفتن و نشان دادن خشم استفاده میشود: Where the bleep are my key ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

در این مرحله در این نقطه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

تجربیات مفروضات نگرش past experiences or long - held attitudes perceived as burdensome encumbrances. "the emotional baggage I'm hauling around"

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( درمورد ذهن یا فکر ) : ذهن را آزاد گذاشتن، فکر را رها کردن، به چیز خاصی فکر نکردن ( of a person's mind or thoughts ) drift along without dwelling ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

همسان شدن هماهنگ شدن To become one is to combine in unison and harmony.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

معصوم معصومانه کودکانه ( of an adult ) having the good qualities, such as innocence, associated with a child. "she speaks with a childlike directne ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب قند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

در واقع در حقیقت در اصل You use in essence to emphasize that you are talking about the most important or central aspect of an idea, situation, or eve ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

یگانگی "not two" or "one undivided without a second"

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

حرف آخر حکم نهایی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

مهمترین مسئله مهمترین چیز Something considered to be of the utmost importance; something essential or ultimate

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

میشه اینطور گفت بذار اینطور بگم بهتره اینطوری بگم To rephrase something; to express something in a different way. say it in different words

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

انجام کاری و یا تأثیر گذاشتن برای قبولاندن چیزی به کسی to be influenced to a certain belief because of something heard, seen, or read to be led to be ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

چاره ای اندیشیدن از بروز فاجعه/دردسر/مشکل پیشگیری کردن مانع از بروز فاجعه/دردسر/مشکل شدن find or provide a solution to a difficulty or disaster.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

کلید کنترل

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ارزیابی مجدد بررسی مجدد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

تغییر کانون توجه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

آزار دهنده آزارنده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

برچسبگذاری مجدد نامگذاری مجدد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

در کردن ( به سرعت ) فرستادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانشمند عالم a person with advanced knowledge of one of more sciences

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

همینگونه نیز You are already perfect. تو همینگونه نیز کاملی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

آگاه روشن بین مطّلع

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیوند a state of being joined as one thing, and no longer separate

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

مهمترین

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

با چیزی/ کاری ارتباط داشتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

همین حالا هم همین الآن هم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

جبران مافات جبران صدمات

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

پذیرش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل جستجو able to be found or discovered. able to be followed on its course or to its origin.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

in control or with overall responsibility. "he was in charge of civil aviation matters ( مسئولیت امور هواپیماهای غیر نظامی بر عهدۀ او بود ) مسئول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤٨

مشاور مشاور حقوقی a solicitor.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

پنهان مستور

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

کاملاً واقعاً دقیقاً in a literal manner or sense; exactly.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

If you divide something up, you separate it into smaller or more useful groups. تجزیه کردن تقسیم کردن The idea is to divide up the country into four ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

( of food ) having had salt, pepper, herbs, or spices added. درمورد مواد غذایی: طعم دار شده چاشنی دار

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

to use ( something, such as a feeling or suggestion ) as a reason or basis for doing something از روی/ بر اساس چیزی عمل کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

انکارناپذیر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

اولیه ابتدایی در ابتدای در آغاز early in the morning: در آغاز صبح/ صبح زود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

جادوگری افسونگری سحر، جادو، جادوی سیاه ( توسل به ارواح شیطانی برای دستیابی به اهداف پلید و شیطانی ) magic involving the supposed invocation of evil ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تسلسل زمانی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

به دردسر افتادن تو حچل افتادن عاقبت بدی در پی داشتن Very unpleasant consequences; a great deal of trouble. dont mess with him, you will have hellto ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

1 - درگیر شدن 2 - ور رفتن 1 : to cause trouble for ( someone ) : to deal with ( someone ) in a way that may cause anger or violence I wouldn't want t ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

بی شک بی تردید مسلّماً without doubt; obviously. "clearly, things have changed in the last six weeks" بی شک درشش هفتۀ اخیر همه چیز تغییر کرده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

به شدت تأکید کردن/ اهمیت چیزی را خاطر نشان کردن I can't stress enough the importance of the issue بر اهمیت این موضوع به شدت تأکید میکنم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

بیشتر مواقع تقریباً همیشه در اکثر مواقع

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

اشتباه فهمیدن به درستی درک نکردن fail to interpret or understand ( something ) correctly.