پیشنهادهای امیرحسین سیاوشی خیابانی (٣٣,٦٨٥)
ارباب مکرمت ؛ کریمترین بزرگان. ( ناظم الاطباء ) . کرام. [ ک ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ کریم. بزرگواران. ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ) . رجوع به ک - ریم ...
کرام. [ ک ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ کریم. بزرگواران. ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ) . رجوع به ک - ریم شود. || ج ِ کریمة. ( از اقرب الموارد ) . رجوع به کری ...
ارباب مکرمت ؛ کریمترین بزرگان. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب مکرمت ؛ کریمترین بزرگان. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب معالی ؛ مردمان بزرگ عالی مقام. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب قلوب ؛ صاحبدلان.
ارباب قلم ؛ اهل قلم و صاحب قلمان.
ارباب فضل ؛ فضلا و ادبا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب قلم ؛ اهل قلم و صاحب قلمان.
ارباب عمایم ؛ عمامه داران. عمامه بسرها.
ارباب عمایم ؛ عمامه داران. عمامه بسرها.
ارباب فضل ؛ فضلا و ادبا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب صنعت ؛ صنعتگران و پیشه وران و اهل حرفه. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب عمایم ؛ عمامه داران. عمامه بسرها.
ارباب سلوک ؛ پارسایان و مردمان زاهد از دنیا گذشته. عرفا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب صفای باطن ؛ مردمان متدین خوش عقیده. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب صفای باطن ؛ مردمان متدین خوش عقیده. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب صنعت ؛ صنعتگران و پیشه وران و اهل حرفه. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب سلوک ؛ پارسایان و مردمان زاهد از دنیا گذشته. عرفا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب سلوک ؛ پارسایان و مردمان زاهد از دنیا گذشته. عرفا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب سلوک ؛ پارسایان و مردمان زاهد از دنیا گذشته. عرفا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب سخن ؛ مردمان فصیح و بلیغ و خطبا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب سخن ؛ مردمان فصیح و بلیغ و خطبا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب سخن ؛ مردمان فصیح و بلیغ و خطبا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب سخن ؛ مردمان فصیح و بلیغ و خطبا. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب خرد ؛ عقلا و دانایان. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب دیوان ؛ وزرا و مدیرین امور جمهور. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب دیوان ؛ وزرا و مدیرین امور جمهور. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب دیوان ؛ وزرا و مدیرین امور جمهور. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب خرد ؛ عقلا و دانایان. ( ناظم الاطباء ) .
نیازیان ارباب حوائج ؛ حاجتمندان. نیازمندان : [ خواجه احمد حسن ] گفت متظلمان و ارباب حوائج را بخوانید. ( تاریخ بیهقی ص 153 ) .
ارباب خرد ؛ عقلا و دانایان. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب خرد ؛ عقلا و دانایان. ( ناظم الاطباء ) .
ارباب حوائج ؛ حاجتمندان. نیازمندان : [ خواجه احمد حسن ] گفت متظلمان و ارباب حوائج را بخوانید. ( تاریخ بیهقی ص 153 ) . نیازیان
ارباب حوائج ؛ حاجتمندان. نیازمندان : [ خواجه احمد حسن ] گفت متظلمان و ارباب حوائج را بخوانید. ( تاریخ بیهقی ص 153 ) .
ارباب حوائج ؛ حاجتمندان. نیازمندان : [ خواجه احمد حسن ] گفت متظلمان و ارباب حوائج را بخوانید. ( تاریخ بیهقی ص 153 ) .
ارباب حرفت ؛ پیشه وران : کسب ارباب حرفت و امثال و اخوات این معانی به عدل متعلق است. ( کلیله و دمنه ) .
ارباب حرفت ؛ پیشه وران : کسب ارباب حرفت و امثال و اخوات این معانی به عدل متعلق است. ( کلیله و دمنه ) .
ارباب حرفت ؛ پیشه وران : کسب ارباب حرفت و امثال و اخوات این معانی به عدل متعلق است. ( کلیله و دمنه ) .
ارباب حرفت ؛ پیشه وران : کسب ارباب حرفت و امثال و اخوات این معانی به عدل متعلق است. ( کلیله و دمنه ) .
ارباب حرفت ؛ پیشه وران : کسب ارباب حرفت و امثال و اخوات این معانی به عدل متعلق است. ( کلیله و دمنه ) .
بنات قفر. [ ب َ ت ُ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) هر نوع حیوان وحشی . وحوش . ( از المرصع ) .
زئیر. [ زَ ] ( ع مص ، اِ ) بانگ کردن شیر از سینه ٔ خود. ( اقرب الموارد ) . بانگ شیر درنده و غریدن وی . ( آنندراج ) : یکی از جای برجستم چنان شیر بیابا ...
آشیانهٔ وحوش
داشت کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دوام کردن.
داشت کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دوام کردن.
داشت کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دوام کردن.
کاسه کوزه دار لهجه و گویش تهرانی متصدی قمار
پُک قلاج دار لهجه و گویش تهرانی پک طولانی
پُک قلاج دار لهجه و گویش تهرانی پک طولانی