پیشنهاد‌های امیرحسین سیاوشی خیابانی (٣٣,٦٨٥)

بازدید
٢٦,٥٦٦
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شمشه کشیدن: [ اصطلاح عمران] صاف کردن سطح ملاتی که بر روی دیوار کشیده شده است به وسیله شمشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جولاهک. [هََ ] ( اِ ) عنکبوت. ( برهان ) ( آنندراج ) : از پی کوری چشم دشمنان بر در غار تو جولاهک تنید. ؟ ( از شرفنامه منیری ) . || تصغیر جولاه نیز ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بجد. [ ب ِ ج ِدد ] ( ق مرکب ) ( از: ب جد ) جداً. حقیقةً. مؤکداً. لزوماً. سریعاً. با ابرام و با کوشش و جد و جهد. ( ناظم الاطباء ) : عاشقم بر قهر و لط ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهداب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درآمیزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تودینه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ریچال. ( اِ ) ریچاله. به معنی ریچار است. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از غیاث اللغات ) . مربا. ( فرهنگ جهانگیری ) . مربای دوشابی. ( از برهان : کام ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبان دادن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) وعده کردن و عهد کردن. ( فرهنگ نظام ) . کنایه از عهد و شرط کردن. ( برهان قاطع ) . وعده و عهد و پیمان و شرط کردن. ( غی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نابودنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) ممتنع. محال. که قابل بودن نیست. که وجودپذیر نیست. که ممکن الوجود نیست. نشدنی : مپندار، کاین کار نابودنیست نساید کسی کو نف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نابودنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) ممتنع. محال. که قابل بودن نیست. که وجودپذیر نیست. که ممکن الوجود نیست. نشدنی : مپندار، کاین کار نابودنیست نساید کسی کو نف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نابودنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) ممتنع. محال. که قابل بودن نیست. که وجودپذیر نیست. که ممکن الوجود نیست. نشدنی : مپندار، کاین کار نابودنیست نساید کسی کو نف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sociability

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیزگاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sociability

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Pleasant - natured

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیهنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دادخواه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیهیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوردست. [ دَ ] ( ص مرکب ) نامیمون و مشؤوم و نامبارک و نحس. ( از ولف ) : نگفتم که با رستم شوردست نشاید بر این بوم ایمن نشست. فردوسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوردست. [ دَ ] ( ص مرکب ) نامیمون و مشؤوم و نامبارک و نحس. ( از ولف ) : نگفتم که با رستم شوردست نشاید بر این بوم ایمن نشست. فردوسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوردست. [ دَ ] ( ص مرکب ) نامیمون و مشؤوم و نامبارک و نحس. ( از ولف ) : نگفتم که با رستم شوردست نشاید بر این بوم ایمن نشست. فردوسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرنگیس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرنگیس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داستان پرداختن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) قصه کردن. حدیث کردن. افسانه گفتن. حکایت گفتن : داستان نقش پردازی بمشق سادگی میتوان پرداخت خطبر صفحه نیرنگ زن. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مناسب دانستن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

deem appropriate

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلود یافتن:جاودانه شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷ ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلود یافتن:جاودانه شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷ ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلود یافتن:جاودانه شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷ ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the meeting of thighs Does my sexiness upset you? Does it come as a surprise That I dance like I've got diamonds At the meeting of my thighs?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the meeting of thighs Does my sexiness upset you? Does it come as a surprise That I dance like I've got diamonds At the meeting of my thighs?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the meeting of thighs Does my sexiness upset you? Does it come as a surprise That I dance like I've got diamonds At the meeting of my thighs?

پیشنهاد
٠

the meeting of thighs Does my sexiness upset you? Does it come as a surprise That I dance like I've got diamonds At the meeting of my thighs?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the meeting of thighs Does my sexiness upset you? Does it come as a surprise That I dance like I've got diamonds At the meeting of my thighs?

پیشنهاد
٠

the meeting of thighs Does my sexiness upset you? Does it come as a surprise That I dance like I've got diamonds At the meeting of my thighs?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the meeting of thighs Does my sexiness upset you? Does it come as a surprise That I dance like I've got diamonds At the meeting of my thighs?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچه دان. [ ب َ چ َ / چ ِ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) مشیمه. ( یادداشت مؤلف ) . رحم. زهدان که در آن بچه است. ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ) ( آنن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( خراب آبادکن ) خراب آبادکن. [ خ َ ک ُ ] ( نف مرکب ) آبادکننده خرابی. سازنده ویرانی : وگر دارد خرابی سوی او راه خراب آبادکن بس دولت شاه. نظامی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( خراب آبادکن ) خراب آبادکن. [ خ َ ک ُ ] ( نف مرکب ) آبادکننده خرابی. سازنده ویرانی : وگر دارد خرابی سوی او راه خراب آبادکن بس دولت شاه. نظامی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( خراب آبادکن ) خراب آبادکن. [ خ َ ک ُ ] ( نف مرکب ) آبادکننده خرابی. سازنده ویرانی : وگر دارد خرابی سوی او راه خراب آبادکن بس دولت شاه. نظامی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( خراب آبادکن ) خراب آبادکن. [ خ َ ک ُ ] ( نف مرکب ) آبادکننده خرابی. سازنده ویرانی : وگر دارد خرابی سوی او راه خراب آبادکن بس دولت شاه. نظامی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خراب اندرون. [ خ َ اَ دَ ] ( ص مرکب ) بدباطن. خراب باطن. شریر. بدنفس : نکوسیرت بی تکلف برون به از پارسای خراب اندرون. سعدی ( بوستان ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خراب اندرون. [ خ َ اَ دَ ] ( ص مرکب ) بدباطن. خراب باطن. شریر. بدنفس : نکوسیرت بی تکلف برون به از پارسای خراب اندرون. سعدی ( بوستان ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مست. لایعقل. بیخود از شراب. مست طافح. ( از برهان قاطع ) ( از رشیدی ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( از ناظم الاطباء ) . سیاه مست. مس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مست. لایعقل. بیخود از شراب. مست طافح. ( از برهان قاطع ) ( از رشیدی ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( از ناظم الاطباء ) . سیاه مست. مس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کحب. [ ک َ ] ( ع مص ) بر کون کسی زدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کحب. [ ک َ ] ( ع مص ) بر کون کسی زدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) .