جاودان شدن

لغت نامه دهخدا

جاودان شدن. [وِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) همیشگی بودن. خُلود. اِخلاد.

پیشنهاد کاربران

خلود یافتن:جاودانه شدن .
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷ ) .
یادگار شدن ؛ به مجاز مخلد و مذکور شدن وبر سر زبانها ماندن :
بیابد ز من خلعت شهریار
شود در جهان نام او یادگار.
فردوسی.