تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تلخیص، خلاصه سازی کردن، خلاصه بیان کردن، خلاصه کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدون شرمندگی، با افتخار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدون شرمندگی، با افتخار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در حالت صفتی ) پابرجا، برقرار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنای جمله ای که این قید در آن بکار رفته است این گونه می شود که آن جمله را با این عبارت شروع کنید: �شواهدی هست که نشان میدهد. . . �

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقیم وطن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی، عمدتاً، غالباً /اغلب، تا حد زیادی، بیشتر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه به همین،

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شایان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - در حال تأسیس 2 - روبه زوال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوران صلح ( و ثباتی که یک امپراتوری یا دولت بزرگ بر کل منطقه یا جهان حاکم کند )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرآمد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عرصه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حالت جمع: عیوب، بدیها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیشه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - مصرف کردن 2 - خوردن یا آشامیدن 3 - اخذ کردن و رصد کردن ( اطلاعات و اخبار ) ؛ ( خوراک خبری و اطلاعاتی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداختن به، اشغال بودن توضیح: مشغول بودن از نظر ادبی غلط است چون ما شاغل هستیم به کاری نه مشغول کاری و این از اغلاط عامیانه است. به جای آن بگوییم: ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعلیق و انتظار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعلیق

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فضازدائی ( منظور فضای اجتماعی و فرهنگی است )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با احتیاط کامل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تبدیل شدن grow into

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برجای بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلیلی، اندکی، کمی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلسه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مقرر کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرداختن ( به کاری )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصحیح ( کتاب )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حدواسط، بینابینی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محوری، مرکزی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دشمن غدار، بلای جان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم نام ( با )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم نام

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منقول

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنجالی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلاحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تعصب دینی، سخت اندیشی، بنیادگرایی دینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تعصب دینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر شفاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مهار کردن، این واژه در انگلیسی به معنای مرکبی اشاره دارد که عبارتست از پایش و نظارت کردن و متناسب با آن عملی را انجام دادن . مثل چرخاندن فرمان ماشین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعمیق، پرورش، ترویج، گسترش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتظام نیافتنی، نظم ناپذیر، غیرقابل کنترل و نظارت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرقه پشمینه، لباس پشمینی که وصله پینه شده باشد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

دومعنا دارد 1 - لغزش ( خطای موقت ) 2 - دوره گذار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پرنشاط

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

صدمه ( روحی یا جسمی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

روان رنج

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

باله، باله ( ماهی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

مغز کلام

١