پیشنهادهای شهریاری (٦٧)
تلخیص، خلاصه سازی کردن، خلاصه بیان کردن، خلاصه کردن
بدون شرمندگی، با افتخار
بدون شرمندگی، با افتخار
( در حالت صفتی ) پابرجا، برقرار
معنای جمله ای که این قید در آن بکار رفته است این گونه می شود که آن جمله را با این عبارت شروع کنید: �شواهدی هست که نشان میدهد. . . �
مقیم وطن
خیلی، عمدتاً، غالباً /اغلب، تا حد زیادی، بیشتر
شبیه به همین،
رسانه
شایان
1 - در حال تأسیس 2 - روبه زوال
دوران صلح ( و ثباتی که یک امپراتوری یا دولت بزرگ بر کل منطقه یا جهان حاکم کند )
سرآمد
عرصه
در حالت جمع: عیوب، بدیها
کلیشه
1 - مصرف کردن 2 - خوردن یا آشامیدن 3 - اخذ کردن و رصد کردن ( اطلاعات و اخبار ) ؛ ( خوراک خبری و اطلاعاتی )
پرداختن به، اشغال بودن توضیح: مشغول بودن از نظر ادبی غلط است چون ما شاغل هستیم به کاری نه مشغول کاری و این از اغلاط عامیانه است. به جای آن بگوییم: ب ...
تعلیق و انتظار
تعلیق
فضازدائی ( منظور فضای اجتماعی و فرهنگی است )
با احتیاط کامل
تبدیل شدن grow into
برجای بودن
قلیلی، اندکی، کمی
جلسه
مقرر کردن
پرداختن ( به کاری )
تصحیح ( کتاب )
حدواسط، بینابینی
محوری، مرکزی
دشمن غدار، بلای جان
هم نام ( با )
هم نام
منقول
جنجالی
اصلاحی
تعصب دینی، سخت اندیشی، بنیادگرایی دینی
تعصب دینی
غیر شفاف
مهار کردن، این واژه در انگلیسی به معنای مرکبی اشاره دارد که عبارتست از پایش و نظارت کردن و متناسب با آن عملی را انجام دادن . مثل چرخاندن فرمان ماشین ...
تعمیق، پرورش، ترویج، گسترش
انتظام نیافتنی، نظم ناپذیر، غیرقابل کنترل و نظارت
خرقه پشمینه، لباس پشمینی که وصله پینه شده باشد
دومعنا دارد 1 - لغزش ( خطای موقت ) 2 - دوره گذار
پرنشاط
صدمه ( روحی یا جسمی )
روان رنج
باله، باله ( ماهی )
مغز کلام