پیشنهادهای سجاد صالحی (٤٨٩)
به معنی تامین معاش هم هست.
در برخی جملات بجای هدف هم بکار برده می شود. مثال having a future orientation = داشتن یک هدف آتی
شرایط
معطوف به
اصلی
مختل شده
مختل کردن
مواجهه، رویارویی
. . . کافی
جانبازان، کهنه سربازان
نبرد، جنگ، پیکار، مبارزه، درگیری
برابری، مطابقت، همگونی
نارسایی احتقانی قلب یا نارسایی قلبی CHF
نا متناسب
در مورد حیوانات می بایست از کلماتی چون گله و رمه استفاده شود.
و دیگری
تحت کنترل فلان
ارزش ( اخلاقی یا اجتماعی ) ؛ ارزش؛ مقدار
موانع، محدودیت ها
ایجاد شدن در
در مقایسه با
در بین
فردی ، فرد، منحصر به فرد
گرایش مذهبی
جایگاه اجتماعی - اقتصادی
اهل فلان جا بودن
داشتن چیزی
در روان شناسی=هویت، فصل های مشترک
اختصاص داده شده
وجه مشترک، فصل مشترک
تجربه ای
ابزار
کارورز بالینی، کارآموز بالینی، فرد تحت نظارت بالینی
مهیا سازی نظارت بالینی
نظارت بالینی
ناظر بالینی
می پردازد؛ بر طرف میکند
در محدوده؛ درون. . . ؛ در طی
ویژگی ها، امکانات، اختیارات، آزادی