تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

An impression is the way of thinking about someone or something

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

بزرگ - خیلی بزرگ - عظیم زیاد - فراوان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

To declare is to say something officially

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

To have plenty of something is to have more than you need

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥٧

( در جمع ) مقامات - مراجع - اولیای امور

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

Authority is the power that someone has because of their position مانند: The policeman has authority on the streets

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسم خاص مؤنث

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

قابل ملاحظه - زیاد - قابل توجه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

1 - all the time دائماً - مدام - همواره - همیشه - پیوسته 2 - a short time مدت کوتاهی 3 - at a time هردفعه - هر بار 4 - at the time در آن وقت - در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

دائماً - مدام - همواره - همیشه - پیوسته

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

اوقات خوشی داشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

اکثر اوقات - بیشتر مواقع - اغلب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

فعلاً - عجالتاً

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

تا وقتی که - تا زمانی که - تا قبل از اینکه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

برای مدتی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

گاهی - بعضی وقت ها - گاه گاهی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٩

در آن وقت - در آن موقع - در آن زمان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦٩

هر دفعه - هر بار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

If something is broad, it is wide

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢٥

1 - گذشته 2 - ( ماه، هفته وغیره ) پیش، قبل، گذشته 3 - از جلویِ، از کنارِ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

قانع کننده - متقاعد کننده - ترغیب کننده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

پذیرایِ - آماده ی شنیدنِ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

چندین بار - به دفعات

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩٦

حد - اندازه to a large extent : به میزان زیاد to some extent : تاحدی - تا اندازه ای

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

To debate is to seriously discuss something with someone

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

A colony is a country controlled by another country مثال ؛ the USA was at one time a colony of Great Britain

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

1 - حال، حوصله 2 - ( سخنرانی و غیره ) فضا، حال و هوا be in the mood for something حال/حوصله چیزی را داشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

A guy is an informal way to call a man

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

چند ( تا ) - یکی دو تا

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤١

To sink into something is to slowly fall into it ( به آرامی ) فرو رفتن - ( به آرامی ) پایین رفتن - ( به آرامی ) غرق شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

نتیجه - پیامد A consequence is a result of a choice or action

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧٤

سینما

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

The military is the armed forces of a country

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

اسم خاص مؤنث - سوزان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

( جیغ، فریاد و غیره ) زدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

An explosion is a violent burst usually with a loud sound

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

When someone is polite they are acting in a thoughtful way

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

A household is all the people who live in one house

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

خداحافظ - قربانت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

Don't work too hard مواظب خودت باش.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مواظب خودت باش.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

موفق شدن به انجام کاری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

کنار آمدن با - ساختن با - جور بودن با

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

خوشوقتم

پیشنهاد
٤

بفرمایید کیک بخورید /از کیک میل کنید

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

مخفف unidentified flying object

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سیبل دارت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

سر بخاری - پیش بخاری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

کسی که اسنوبرد بازی می کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

If the weather is cool it is a little bit cold