پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٥٧٥
پیشنهاد
٠

بت های عصر جاهلیت : اعراب در دوره ی جاهلیت بت پرست بودند و هر قبیله بت مخصوصی داشت . برخی بت ها شکل خاصی نداشتند و پاره سنگی بیش نبودند مثل لات که مخ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

حنفا : جمع کلمه ی حنیف است و معانی مختلفی ذکر گردیده از جمله کسی که از ادیان روی گردان شده و به حق گرایش پیدا می کنند . گرایش به حضرت ابراهیم و . . . ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

اقوام سامی : امروزه عمدتا برای اطلاق به اعراب و اسرائیلیان ( عبرانی ها ) به کار می رود . شناخته شده ترین زبان های سامی زنده نیز عربی ، عبری و آشوری ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بندر سیراف : یا سیراب شهری باستانی واقع در بخش مرکزی شهرستان کنگان در استان بوشهر است . سیراف یکی از قدیمی ترین بنادر ایران است که زمانی دارای رونق ف ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

جاده ی ابریشم : یا راه ابریشم و شبکه ی راه های متصل شده ایی به منظور بازرگانی در قاره ی آسیا بود که شرق و غرب و جنوب آسیا را به هم و به شمال آفریقا و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنیاگر : در روزگار ساسانیان در زمان شکار در بیابان دوهزار رامشگر حرکت می کردند . آنان از قبل در فرهنگستان نوای خوش را می آموختند و همگی سخن موسیقی را ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

مزدک : بنیان گذار آئینی که مبنی بر اصل اشتراک در اموال و زنان بود . او در عهد قباد ساسانی ظهور کرد و پیروانی یافت . اما انوشیروان پس از رسیدن به سلطن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

صابئین : این کلمه از ریشه ی مشتق ” ص ب ع ” ( عبری ) به معنی فرو رفتن در آب می باشد که ” عین “ آن ساقط شده و به معنی معمدون است یعنی کسانی که تعمید را ...

پیشنهاد
٠

آتشکده ی آذربرزین مهر : برزین مهر به معنای مهر بلند پایه است . این آتشکده مخصوص کشاورزان بوده و در خراسان ( رودخانه ی ریوند سبزوار ) قرار دارد .

پیشنهاد
٠

آتشکده ی آذرفرنبغ : به معنی دارنده ی فر ایزدی است و بغ نیز معنای خدا می دهد . این آتشکده مخصوص موبدان بوده است و به آنان آتربانان گفته می شد . آنها ب ...

پیشنهاد
٠

آتشکده ی آذرگشنسب : گشنسب در زبان اوستا ورشنه آمده که معنای نر و نرینه دارد ، ورشنه یی به معنای قوچ است . در ادبیات پارسی آذر گشسب به معنای تیزی و چا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

هپتال ها : هپتالیان تا هفتالیان یا هیاطله یا هون های سفید قومی بودند که ازایالت کانسوی چین به حدود تخارستان هجوم آوردند. در دوره ی ساسانیان آنان وارد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

مجلس مهستان : پارلمان ایران در عهد اشکانیان بود . نخستین جلسه ی خود را در نوروز سال 173 پ . م با حضور مهرداد اول – پادشاه وقت – برگزار کرد و اولین مص ...

پیشنهاد
٣

سورنا و نبرد حران ( کاره ) : سورنا سردار بزرگ ایرانی در زمان ارد اول اشکانی می زیست . زمانی که بیش از سی سال نداشت پادشاه وی را به جنگ کراسوس سردار ب ...

پیشنهاد
٢

مسابقات المپیک : بازی های المپیک باستانی نخستین بار 776 سال پیش از میلاد در یونان و در محلی به نام المپیا برگزار شد. نخستین دوره ی بازی های المپیک با ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

آنتی گون : ملقب به مونوفتالموس یا یک چشم بود . او نجیب زاده و جنگ سالار مقدونی بود . وی در روزگار اسکندر مقدونی یکی از ساتراپ های او بود و پس از مرگ ...

پیشنهاد
٠

جنگ های پلوپونز : یکی از مهیب ترین جنگ های داخلی دنیای باستان است . تدابیر سردار یونانی در نبرد دریایی سالامیس سبب شد آتن به شهر اول یونان تبدیل شود ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

فرش پازیریک : باستان شناسان شوروی سابق هنگام حفاری زیر یخ های منطقه ی پازیریک در مرز مغولستان فرشی به طول دو متر و عرض یک متر و نیم کشف کردند که نقش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

مُردْرِی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " مُردْرِی" می نویسد : ( ( مُردْرِی ریخت کوتاه شده ی مرده ریگ است، به معنی آنچه از مرده باز می ماند ؛ می انگارم ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

ستوه: ستوه به معنی نیک درمانده و ناتوان شده ، در پهلوی ستوویه stōwīh بوده است و ستو stō . وارونه ی "ستوه" در پارسی "نَسْتوه" است ، به معنی پرتوان و خ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

هُرّا: به معنی خروش و غریو ددان است . می تواند بود که این واژه از نامْ آواها باشد و برآمده از آوای درندگان . ( ( ز هُرّای درندگان ، چنگ دیو شده سست ...

پیشنهاد
٢

برپراکندن خاک به آسمان: کنایه ی فعلی ایماست از تاختن و تگاپوی بسیار . ( ( بیامد سیه دیو با ترس و باک همی بآسمان بر پراگند خاک. ) ) ( نامه ی باستا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

با: در پهلوی اباگ abāg بوده است . ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 248. )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

نبیره: در پهلوی نپیرگ napīrag بوده است . به معنی نوه ( ( سپاهی دد و دام و مرغ و پری سپهدار پرکین و گندآوری. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر ج ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

سپاهی: در پهلوی سپاهیگ spāhig بوده است . ( ( سپاهی دد و دام و مرغ و پری سپهدار پرکین و گندآوری. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

سالار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سالار" می نویسد : ( ( سالار با همین ریخت ، در پهلوی به کار می رفته است. "سالار" ریختی از سردار می تواند بود: "د"از ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم گماشتن: کنایه ای است فعلی از گونه ی ایما از گرامی داشتن و مهر ورزیدن . ( ( نیایش به جای پسر داشتی جز او بر کسی چشم نگماشتی. ) ) ( نامه ی باست ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

گماشتن: در پهلوی در همین ریخت کاربرد داشته است . ( ( نیایش به جای پسر داشتی جز او بر کسی چشم نگماشتی. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ال ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

هوشنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " هوشنگ" می نویسد : ( ( هوشنگ در اوستا، هئُوشَیْنگْه بوده است. معنای آن را" آنکه خانه ی نیکو دارد "انگاشته اند. دربن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

پور: در پهلوی پوهر puhr بوده است . ( ( سیامک خجسته یکی پور داشت که نزد ِ نیا ، جای دستور داشت. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

نیا: در پهلوی نیاگ niyāg بوده است . ( ( سیامک خجسته یکی پور داشت که نزد ِ نیا ، جای دستور داشت. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

مژگان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " مژگان" می نویسد : ( ( مژگان ریختی است پساوندی از مژه، مژه در پهلوی مژگ mijag بوده است . ) ) ( ( بد آن برترین نام ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

پالودن:در بیت زیر با مجاز سبب و مسبب ، در معنی فو ریختن و تراویدن بکار رفته است ؛ زیرا مایعی که می پالایند نرمْ نرمک ، از پالْوانه فرو می ریزد و بدر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

کین: در پهلوی کن kēn بوده است . ( ( از آن بد کنش دیو روی زمین بپرداز و پردخته کن دل ز کین. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

گرد بر آوردن:استعاره ای تمثیلی می تواند بود از به یکبارگی از میان بردن و هیچ نشان و اثری برجای ننهادن . ( ( سپه ساز و برکش به فرمان من برآور یکی گر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

درود: دکتر کزازی در مورد واژه ی " درود" می نویسد : ( ( دروددر پهلوی دروت drōt بوده است به معنی تندرستی و بی گزندی. در پارسی چونان واژه ی خوش آمد به ه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

گرد برخاستن: کنایه ی فعلی ایماست از بسیاری و انبوهی مردمان . ( ( برفتند با سوگواری و درد ز درگاه گرشاه برخاست گرد. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

داور: دکتر کزازی در مورد واژه ی " داور" می نویسد : ( ( داور در پهلوی در ریخت داتور dātwar بکار می رفته است . از نام های آفریدگار هست که ریخت کوتاه شد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

هواگیر: گرفتار عشق ، صفت مرکب مشتق از ماده ی فعل امر به معنی مفعولی . ( ( از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد ) ) ( ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خوابگه آخر: خوابگاه بازپسین ، به استعاره مقصود گور یا قبر دکتر خطیب رهبر در مورد " " می نویسد : ( ( ) ) ( ( هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است گو چه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دُرْدْکَشان: باده نوش و میگسار ِکهنه کار. ( ( ترسم این قوم که بر دردکشان می خندند در سر کار خرابات کنند ایمان را ) ) ( غزلیات حافظ ، دکتر خطیب ره ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترسیدن : یقین داشتن دکتر خطیب رهبر در این مورد می نویسد : ( ( ترسم در بیت زیر به معنی یقین دارم به کار رفته است و این روش معروف است که برای مزید تاک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مژده گل: بشارت وصال گل ( ( رونق عهد شباب است دگر بستان را می رسد مژده گل بلبل خوش الحان را ) ) ( غزلیات حافظ ، دکتر خطیب رهبر ، چاپ دوازدهم 1372. ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

مرغ: در پهلوی مرو murw بوده است . و مرغ خرد یا مرغک مرویزک murwīzag . ( ( دد و مرغ و نخچیر گشته گروه برفتند ویله کنان سوی کوه. ) ) ( نامه ی باستا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

نخچیر: در پهلوی در همین ریخت بوده است . ( ( دد و مرغ و نخچیر گشته گروه برفتند ویله کنان سوی کوه. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

بادرنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بادرنگ" می نویسد : ( ( بادرنگ میوه ایی از گونه ی نارنج و لیمو و زرد رنگ. این میوه، در پارسی "بالنگ" نیز خوانده می ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خونین: در پهلوی خونن xōnēn بوده است . ( ( همه جامه ها کرده پیروزه رنگ دو چشمْ ابرِ خونین ؛ دو رخْ بادْرَنگ. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر ج ...

پیشنهاد
٠

کندن گوشت بازو :دست بر سر زدن و کندن گوشت بازو از رفتارها و نشانه های سوگ بوده است. یکی از آیین های سوگ ، نزد سکایان که دیرین شناسان بدان پی برده اند ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

دست بر سر زدن:دست بر سر زدن و کندن گوشت بازو از رفتارها و نشانه های سوگ بوده است. یکی از آیین های سوگ ، نزد سکایان که دیرین شناسان بدان پی برده اند ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دژم: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دژم" می نویسد : ( ( دژم به معنی تاریک و پریشان و آشفته است . ریشه و معنای بنیادین این واژه روشن و دانسته نیست . دُژ ...