پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,١٥٦
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

خوار: در پهلوی خْوَار xwār به معنی آسان و بی ارج است و وارونه ی آن " دشخوار " و دشوار " است . ( ( که گیتی به آغاز چون داشتند، که ایدون به ما خوار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ایدون: در پهلوی اتون ētōn بوده است. به معنی اینچنین و این گونه ( ( که گیتی به آغاز چون داشتند، که ایدون به ما خوار بگذاشتند؟ ) ) ( نامه ی باستان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پرسیدن: در پهلوی با همین ریخت کار برد داشته . مصدری دیگر ع با این معنی ، در پهلوی زستن zastan بوده است ، با بُنِ اکنون زای zāy . ( ( بپرسیدشان از ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرخ: در پهلوی با همین ریخت کاربرد داشته و ریختی است بر آمده از " فر " . ( ( بپرسیدشان از کَیان جهان، وزان نامداران فرّخ مِهان ) ) ( نامه ی باستا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

رسته عرشه ( Deck Department ) [اصطلاح دریانوردی]:کلیه افسران و تکنسین هایی که وظیفه ناوبری و ملوانی را برعهده دارند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرسنل عرشه ( Deck Gang ) [اصطلاح دریانوردی] :کلیه پرسنلی که وابسته به رسته عرشه هستند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عرشه کوچک ( Deck Flat ) [اصطلاح دریانوردی] :عرشه ای که یکسره نبوده و فقط بخشی از طول و عرض کشتی را در بر می گیرد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسائل روی پل ( Deck Load ) [اصطلاح دریانوردی]:وسائل ، ابزار و یا بارهائی که در روی دک قرار دارند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Deck House ) [اصطلاح دریانوردی]اتاقهای بالای عرشه اصلی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ژرفاب ، آب عمیق ( Deep Water ) [اصطلاح دریانوردی] :آب با عمق زیاد به گونه ای که در آن تاثیر بستر اقیانوس بر روی امواج سطحی اندک باشد. عمدتاً آبی با ژ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخازن عمیق ( Deep Tank ) [اصطلاح دریانوردی] :مخازنی که جداره آنها کلفت تر بوده و برای حمل آب و یا مایعات دیگر و همچنین برای حفظ تعادل کشتی مورد استفا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیرپائی ( Deck Pad ) [اصطلاح دریانوردی]:کف پوش و یا صفحات ضد لغزشی که بر روی دکها و در محلهای پر رفت و آمد برای جلوگیری از لغزش می اندازند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمق یاب ، عمق سنج ( Depth Finder ) [اصطلاح دریانوردی]:دستگاهی برای اندازه گیری عمق آب زیر کشتی .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ژرفا، عمق ( Depth ) [اصطلاح دریانوردی] :فاصله قائم کف دریا از یک سطح مبنای مشخص .

پیشنهاد
٠

عمق داخل کشتی ( Depth Molded ) [اصطلاح دریانوردی] :ارتفاع کف ( کیل ) تا عرشه در وسط کشتی ( Midship ) . در اندازه گیری این ارتفاع ضخامت ورق در نظر گرف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

دریک ، نوعی جرثقیل ( Derrick ) [اصطلاح دریانوردی]:نوعی جرثقیل در کشتی های تجاری که دارای یک یا چند بازو در روی دکل بوده و برای بلند کردن بارهای سنگین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

منحنی وزن ( کشتی ) ( Displacement Curve ) [اصطلاح دریانوردی]:نمودار وزن کشتی در آبخورهای مختلف .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

جابجائی ( Displacement ) [اصطلاح دریانوردی] :وزن آب جابجا شده توسط کشتی که بیانگر وزن کل کشتی ( همراه با هر آنچه در کشتی است ) هنگامیکه کشتی شناور و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

طناب فاصله ( Distance Line ) [اصطلاح دریانوردی] :طنابی علامتگذاری شده که بین دو کشتی که در حرکت هستند در هنگام عملیات نقل و انتقال و یا سوختگیری برای ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

پرگار ( Dividers ) [اصطلاح دریانوردی] :وسیله ای جهت اندازه گرفتن فواصل در روی نقشه و علامتگذاری بر روی نقشه .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

داک ، حوضچه ( Dock ) [اصطلاح دریانوردی]:محلی که جهت تعمیرات کشتی مورد استفاده قرار میگیرد . حوضچه ها ممکن است همیشه پر آب بوده ویا پس از قرار گرفتن ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسته درب ( Dog ) [اصطلاح دریانوردی] :دسته ای فلزی که برای بستن دربها ، دریچه ها بکار میرود . این اصطلاح همچنین به تقسیم کردن یک نوبت نگهبانی به دو قس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کف دوبل ( Double Bottom ) [اصطلاح دریانوردی] :مخزنی که قسمت تحتانی آن کف دوبله کشتی میباشد و برای نگهداری آب بالاست ، ذخیره سازی روغن و یا موارد مشاب ...

پیشنهاد
٠

ماشین بخارکمکی ( Donkey Engine ) [اصطلاح دریانوردی]:از این ماشین بخار در قدیم برای راندن دوار لنگر پمپ آب جرثقیل و غیره استفاده می گردید

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبخور کشتی ( Draught ) [اصطلاح دریانوردی] :ارتفاعی از کشتی که در زیر آب قرار می گیرد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورق دوبل ( Double Plate ) [اصطلاح دریانوردی] :ورقی که برای استحکام بیشتر بعضی از قسمتهای کشتی بر روی ورق اصلی جوش میدهند . این ورق ممکن است استحکامی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

حوض خشک، حوضچه خشک ( Dry Dock ) [اصطلاح دریانوردی]:حوضی که برای تعمیر و یا ساخت کشتی از آن استفاده میشود . پس از وارد شدن کشتی در داخل این حوض درب حو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Draught Marks ) [اصطلاح دریانوردی]علائمی که در پاشنه و طرفین کشتی بر روی بدنه رسم گردیده و آبخور کشتی را نشان میدهند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( Ensign ) [اصطلاح دریانوردی]پرچم پاشنه کشتی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمق یاب ( Echo Sounder ) [اصطلاح دریانوردی] :وسیله ای که برای انداره گیری عمق آب مورد استفاده قرار میگیرد عملکرد آن بر اساس ارسال پالسهای صوتی به کف ...

پیشنهاد
٠

آبراه قابل کشتیرانی ، راه قابل کشتیرانی ( Fairway ) [اصطلاح دریانوردی] :بخشهایی از یک راه آبی که برای کشتیرانی مناسب هستند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهنمای طناب، قرقره راهنما ( Fair Lead ) [اصطلاح دریانوردی]:برای جلوگیری از سایش طناب از این وسایل استفاده می شود تا اصطکاک طناب با بدنه کشتی به حداق ...

پیشنهاد
٠

( Fairway Buoy ) [اصطلاح دریانوردی]بویه راهنمای ناوبری به رنگ سیاه و سفید و یا سفید با نوار قرمز و سفید عمودی که در مسیر آبراه از آن استفاده می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Fairway Markings ) [اصطلاح دریانوردی]علایم کمک ناوبری در آبراه و مسیرهای کشتیرانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

کشور: در پهلوی در همین ریخت کاربرد داشته است. در بیت زیر به معنی شهر به کار رفته ( ( زهر کشوری موبدی سالخُوَرْد بیاورد و این نامه را گِرد کرد ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

همه: در پهلوی هماگ hamāg بوده است. ( ( پژوهنده ی روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جُست ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 138 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گذشته: در پهلوی وتشتگ vitaštag بوده است. ( ( پژوهنده ی روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جُست ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

پژوهیدن: در پهلوی وزوستن wizōstan بوده است . و بن اکنون آن وزوه wizōh می باشد. ( ( پژوهنده ی روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جُست ) ) ( نامه ی ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

راد: دکتر کزازی در مورد واژه ی " راد " می نویسد : ( ( راد در پهلوی در ریخت رات rāt بکار می رفته است. راد را با رای که بَرْنام پادشاهان هند است می توا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بزرگ: در پهلوی وزرگ wuzurg بوده است. ( ( یکی پهلوان بود دهقان نژاد؛ دلیر و بزرگ و خردمند و راد ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

دلیر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دلیر" می نویسد : ( ( دلیر در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است . " دلیر " از دو پاره ی : دل / ایر ( = پساوند ) سا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فادم ( Fathom ) [اصطلاح دریانوردی]:واحد اندازه گیری عمق آب معادل 83/1 مت و یا 6 پا.

پیشنهاد
٠

آزمایش قبولی نهائی ( Final Acceptance Trials - Fat ) [اصطلاح دریانوردی]:آزمایشی که توسط پرسنل کشتی و با حضور نمایندگان و بازرسان سازنده در دریا انجام ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دفرا ( Fender ) [اصطلاح دریانوردی] :وسیله ای از جنس لاستیک ، پلاستیک ، طناب ، چوب ، برزنت و یا وسائلی نظیر آنها که در کنار کشتی آویزان می کنند تا ضرب ...

پیشنهاد
٠

اتاق دیگ بخار ( Fire Room ) [اصطلاح دریانوردی] :کمپارتمانتی که در آن دیگ بخار و متعلقات آن قرار دارد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاس اول ، پاس شب ( First Watch ) [اصطلاح دریانوردی] :پاس نگهبانی بین ساعت 8 شب تا نیمه شب .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاس عصر ( First Dog Watch ) [اصطلاح دریانوردی]:پاس نگهبانی بین ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عرشه پرچم ( Flag Deck ) [اصطلاح دریانوردی] :عرشه ای که از آنجا پرچم های کشتی را به اهتزاز در می آورند و یا با پرچم در دریا با کشتی دیگر در فاصله دید ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

جعبه پرچم ( Flag Bag ) [اصطلاح دریانوردی] :جعبه ای در پل فرماندهی که پرچمهای مخابراتی را در آن نگهداری میکنند .

پیشنهاد
٠

پرچم مخابراتی ( Flag Signal ) [اصطلاح دریانوردی] :پرچمهای با رنگهای مختلف که هریک نمایانگر یک حرف از الفبا و یا یک عدد بوده و برای مخابره بصری بکار ب ...