پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٥٧٠
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشت دار جمله:حامی و پشتیبان همه ی آنها ( ( پشت دار جمله عصمت های من گوییا هستند خود اجزای من ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

کربلا:دشواری ، این کربلا : این دشواری ( ( گفت دانم کز تَجَوّع وز خلا جمع آمد رنجتان زین کربلا ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خلا:تهی بودن شکم ( ( گفت دانم کز تَجَوّع وز خلا جمع آمد رنجتان زین کربلا ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 229 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تَجَوّع :خود را گرسنه یافتن ، احساس گرسنگی ( ( گفت دانم کز تَجَوّع وز خلا جمع آمد رنجتان زین کربلا ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

voice انگلیسی تغییر یافته ی واک فارسی می باشد و هر دو از ریشه هستند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

فوطه با واژه ی انگلیسی vitta به معنی راه راه رنگی ، دارای راه راه های طولی ، سنجیدنی است

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

اُردنگی :اُردنگ یا هاردِنگ به دستگاه برنجکوبی که توسط حرکت آب کار می کند می گویند و منظور از اردنگی لگدی شبیه به ضربه دستگاه هاردنگ بوده .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

آرش :تلفظ آلمانی این نام هانریش می باشد وهانریش نیز از تحریف هام ریش یا به تلفظ فارسی ویس یا ویشت ( در کلمه ویشتاسب ) بوجود آمده است .

پیشنهاد
٠

نشاط چیزی یا نشاط کاری کردن: عزم آن چیز یا کار را داشتن نشاط آشیان : قصد آشیان ، عزم رفتن به آشیان ( ( به حکمتها قوی پَر کن مراین طاووس عرشی را که ت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهمان علوی: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " مهمان علوی" می نویسد : ( ( کنایه از روح است که عقیده داشته اند از عالم ِ علوی آمده و در قفس تن آدمی چند روزی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

کتان و ماه: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "کتان و ماه " می نویسد : ( ( قدما عقیده داشته اند که پارچه ی کتّان در برابر نور ماه فرسوده می شود و این نکته سب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرم عثمانی: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " شرم عثمانی" می نویسد : ( ( صفت ِ بارز عثمان ، در میان صحابه ی رسول ( ص ) شرم و حیای او بود . ) ) ( ( بدین ش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

قحط اندیشیدن: به فکر قحطی و خشکسالی بودن و کالا گران دادن ( ( تو ای نحس! از پس میزان از آن جز قحط نندیشی که عالم قَحْط بر گیرد چو کیوان گشت میزانی ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارسلانْ خاص:پهلوان ِ ویژه و مخصوص سلطان ، ارسلان به معنیشیر درنده است و مجازاً به معنی پهلوان و ارسلان خاص ، ظاهراً ، پهلوان مخصوص و نزدیک به پادشاه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقش نبوت:نشانه ی پیامبری، علائم نبوت ( ( نبینی غیب آن عالم درین پر عیب عالم زان که کس نقش نبوت را ندید از چشم جسمانی ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد ...

پیشنهاد
٠

هوس گویان یونانی: کنایه از فلاسفه است و آنان که به عقل اهمیت می دهند. ( ( شراب حکمت شرعی خورید اندر حریم دین که محرومند ازین عشرت هوس گویان یونانی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

برآمدن روز: طلوع خورشید ( ( فرو شد آفتاب دین برآمد روز بی دینان کجا شد درد بودردا و آن اسلام سلمانی ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائ ...

پیشنهاد
٠

فرو شدن آفتاب: غروب آفتاب ( ( فرو شد آفتاب دین برآمد روز بی دینان کجا شد درد بودردا و آن اسلام سلمانی ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

غلطک : به معنای قِل خورنده کوچک بوده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

قُلدُر : تحریف قُلدَر یا درنده قل وزنجیر بوده.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

قَندیل : قَند یا قُند در قدیم به معنای کرد بوده با آن کلماتی مانند فُنچه ( کرد کوچک ) وقنداق ( گرد شده ) را می ساختند و قندیل تحریف قند ال ( پسوند هن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنای شیء حلقوی شکل بوده قُل به معنای حلقه می باشد و ( آب ) نیز پسوندآن است این پسوند را درکلماتی مانند دول ودولاب ، کِش وگشاب ( کشو ) می بینیم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

قلوه :قُل در زبان فارسی وعرب به معنای حلقه وچیز مدور می باشد و پسوند وه یا به را ما در کلماتی مانند کلبه ( سایبان ) - گربه - دنبه می بینیم همچنین سنگ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوره : تحریف کلمه کوره به معنای ریز بوده چنانکه در زبان فارسی کوره راه به معنای راه باریک وکوچک است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

هیزم : این کلمه تحریف کلمه خیزان به معنای جمع آوری شده است که منظور مواد سوختی یا هیمه زمستان بوده است و با واژه خزان و خزانه از یک ریشه می باشد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

هوو: هو درقدیم بانگ رسواکردن دیگران بوده و ( او ) آخر مانند کلمه کاکو یا گردو بردارنده صفتی دلالت می کند و هوو دراصطلاح یعنی کسی که بدنبال نقطه ضعف ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

هوار:این کلمه درزبان کردی هاوار تلفظ می شود اصل آن هی وار بوده در زمانهای دور اگر یک آسیابان آسیابش آماده بهره برداری می شد به پشت بام آسیاب رفته و ر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

هزیان : تحریف هرزیان یعنی سخن هرز و بیهوده.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٥

هلیم : تحریف کلمه لحیم عربی به معنای پرگوشت.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

هشتن : گذاشتن ، گذشته هِل به معنای بگذاراست مانند کلمه نهاد که گذشته نِه می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

هو به زبان اوستائی به معنای خوب بوده ومن نیز به معنای منش می باشد بدین ترتیب هومن یعنی کسی که منش او خوب است و دشمن یعنی کسی که منش او بداست و بهمن ی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

آستانه : استدن به معنای گرفتن می باشد و چون ابتدای دروازه و چهارچوبه آن محل گرفتن ودادن چیزی بین صاحب خانه ودیگران بوده بنا بر این به این محل آستانه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاشنه:شنه درتلفظ برخی از طوایف شمال ایران به معنای خانه بوده مثلا :به گل خانه گلشن می گفتند پس پاشنه یا پای شنه در اصطلاح جایگاهی می باشد که پای آدمی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمر:تحریق کلمه خمار یاعضو خم شونده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پنجه :نام خودراازکلمه پنج انگشت گرفته است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

غوزک :تحریف کلمه قوسک یا قوس کوجک می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشکک: نام خودرا ازحالت وشکل کشک گرفته است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

زانو :تحریف کلمه رانو یا قسمت کوچک ران می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

گُرده:درزبان پهلوی معنی کلیه یا قلوه را داشته است واکنون گرده به قسمت گردی بالای کمر گویند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

ران : به معنای عضوی که بدن رابه جلو می راند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

شکم:این عضو نام خودرا ازکلمه کام به معنای خانه یا خانه اعماء واحشاء گرفته است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

آرنج :به معنای عضوی که اشیاء را می آورد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

حوض : در انگلیسی به خانه یا منزل هوس می گویند این کلمه درلری فیلی هوش و در لری بختیاری اوشا در اسپانیائی کاسا تلفظ می شود و در عربی به گودالهائی که آ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ابزار : تحریف کلمه افسار یا وسیله محار کردن چهارپا در اصل به معنای یراق آلات بوده.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دُرّ عمانی: مرواریدی که از ناحیه ی عمان آرند. ( ( در آن دریا فگن خود را که موجش باشد از حکمت که جزع او به قیمت تر بود از دُرّ عمانی ) ) ( تازیانه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

یاقوت ِرُمّانی :از انواع بسیار عالی یاقوت که همرنگ دانه ی انار ( رُمّان ) است. ( ( روا باشد که قوت جان به اندازهٔ حشم گیرد که قوّت گیرد ار جان را د ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زندان سلطانی: در بیت زیر کنایه از روح اوست که در زندان جسم او محبوس است . ( ( شگفت آید مرا بر دل ازین زندان سلطانی که در زندان سلطانی منم سلطان زند ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زندان سلطانی: محبس پادشاهی ، محبسی که شاهان راست تا گنهکاران را در آن زندانی کنند. ( ( شگفت آید مرا بر دل ازین زندان سلطانی که در زندان سلطانی منم ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

منزل کاروانی: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "منزل کاروانی " می نویسد : ( ( کاروانسرای، محل اقامت موقت. جایی که کاروانیان در آن شبی یا روزی را می مانند و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

سگ کاهدانی: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " سگ کاهدانی" می نویسد : ( ( سگ کاهدانی سگی که آن را در کاهدان حبس می کرده اند و غذایی می داده اند تنبل و بی حر ...