پیشنهادهای رضا حسینی (١٠٦)
written permission from a teacher for a student to be out the classroom and in the halls of the school
می توان این طور هم ترجمه کرد: یکی در میان موفق مثل: . and hit - and - miss humor. . . . . . و شوخ طبعی ای ( شوخی هایی ) که یکی در میان جواب می دهد.
پیشانوجوان معمولا بچه های 9 تا 12 ساله که هنوز به بلوغ نرسیده اند.
پیشانوجوان معمولا بچه های 9 تا 12 ساله که هنوز به بلوغ نرسیده اند.
قدیمی هم معنی می دهد. مثل ol’ trial and error
خلق یک جهان خیالی اما باورپذیر
کاملا ساکت کاملا بی صدا extremely quiet
( به عنوان صفت ) پر از شور و حال
عامیانه این معانی را هم می دهد: مرد ترسو، مرد ضعیف، مردنما Slang. A man regarded as weak, timid, or unmanly.
طعمه، قربانی، هدف، شکار معنی تحت اللفظی �شکار مجاز� هم گاهی وقت ها بد نیست. n. a person who is the aim of an attack ( especially a victim of ridic ...
گرفتاری دوسره، محذوریت مضاعف یا پیوند دوگانه ( انگلیسی: Double bind ) نوعی تنگنا در ارتباطات است که در آن فرد ( یا گروه ) دو یا چند پیام متعارض دریاف ...
It can be used to indicate that a topic of discussion is about work or working. For example: "When it comes to working, they have always exceeded exp ...
اظهارنظرهای توهین آمیز نسبت به انتخاب ها یا سبک زندگی یک فرد ( که گاهی مبنای استدلالی هم دارد ) در حالت کلی می شود توهین و تحقیر هم ترجمه کرد. Pe ...
به شدت آزاردهنده
صمیمانه، عمیق، مشتاقانه EARNEST � PROFOUND � WHOLEHEARTED � INTENSE
عاری از اعتماد به نفس فقدان اعتماد به نفس
به ندرت این معنی را هم دارد: مقاوت کردن در برابر انتقاد resist or withstand wear, criticism, etc. ; stand up, hold water
ذکر ذکر گفتن
Unpleasant experiences that put one's endurance and strength to the test. Everyday events that would be tiresome or redundant to recount. I went t ...
عامیانه و در ابتدای جمله می شود این طور هم معنی کرد: حالا هرچی
مخفی شدن v. To seek refuge in a secret place, especially to evade a pursuer. The gangsters hid out in a remote cabin until it was safe to return to ...
1. move downward and lower, but not necessarily all the way; descend, fall, go down The temperature is going down The barometer is falling The curtai ...
( به صورت کلی می شود چنین معادل هایی را هم برایش استفاده کرد: ) سعی کردن، تلاش کردن مثل این جمله: we work to understand shame البته معنی دقیق ترش ...
یادآوری یا پیام کوتاه "a quick note" is a perfectly acceptable phrase in written English. You can use it to indicate that you are writing a brief me ...
کسی را به شدت ترساندن فردی را تا سرحد مرگ به وحشت انداختن
1. طرد شده ( از جامعه یا خانه ) 2. کشتی شکسته ( کسی که از غرق شدن کشتی جان سالم به در می برد )
جوری رفتار کردن که انگار مهم تر از کسی هستید که واقعا هست. behaving as if you are more important than you really are. He's been getting too big fo ...
قبل از صفت می شود این ها هم ترجمه کرد: کاملا، مطلقا، فوق العاده، خیلی مثل: خیلی خوب / Damn Good
بغل جانانه، در آغوش گرفتن حسابی ( به نظرم منظور به شیوه قدیم است و در تضاد با در آغوش گرفتن های باب این روزگار ) I can be spelt Ole or Ol and it m ...
مانع نویسنده، سد نویسنده، بلاک نویسنده ناتوانی در شروع یا ادامه نوشتن به دلایلی بجز فقدان مهارت اولیه یا تعهد the inability to begin or continue wr ...
انتخاب ساده ترین راه برای رهایی از شرایطی دشوار extricate oneself from a difficult situation by choosing the simplest rather than the most honourabl ...
در مورد سریال: تماشای راحت، تماشای آسان easy to watch, eat, drink, etc. in large quantities. "Friends" is one of the most bingeable TV shows of al ...
حیوان مرده ای که تاکسیدرمی شده
در مواردی می شود ( میانسال ) هم ترجمه کرد. in American English of an unspecified age, but no longer young. usually said of women.
تصمیم به انجام کاری به تنهایی یک تنه عمل کردن to decide to do something by yourself, without help from other people: I decided to go it alone and s ...
عمل یا رفتاری پرجلوه و پرزحمت که معمولا برای جلب توجه و علاقه کسی صورت می گیرد. An especially elaborate, showy action, typically to win someone's l ...
معصومیت
Crazymaking is when a person sets you up to lose, as in the examples above: You're damned if you do and damned if you don't. You're put in lose - los ...
اصطلاحی که صورت های مشابه دیگری هم دارد و یعنی: هنوز انرژی زیادی باقی مانده
شیشه تیله ها ظرف شیشه ای تیله ها
سفره دل را بیش از حد باز کردن
فیلم سرقتی کمدی A heist film is a movie that has an intricate plot woven around a group of people trying to steal something. Comic versions are ofte ...
توانایی کنترل کردن یا شکست دادن خیلی راحت فردی یا چیزی to be able to very easily control or defeat someone: He eats people like you for breakfast.
معنی دیگری هم دارد: بازیگر دوره گرد یا سیار بازیگری که به نقاط مختلف کشور سفر می کند و نمایش برپا می کند.
نق زدن
از چیزی قدرت یا جرات گرفتن She drew courage from her family's unwavering support.
موضوع های روزمره ای که اغلب مردم سر میز آشپزخانه درباره شان صحبت می کنند: مقوله های روزمره و عادی مثال: نشان دادن خود عادی ام به تماشاگران - نمایش ...
درک شده هم معنی می دهد به خصوص اگر قبل از یک مفهوم بیاید.
بجز معانی مورد اشاره دوستان می شود چنین هم ترجمه کرد: روبه رو شدن، رویارویی، مواجهه ( به خصوص در مورد بحث کردن )
بجز دفاع کردن از حق خود که دوستان هم اشاره کرده اند به این معنی هم هست: نقشی را ایفا کردن act as best man, usher, or bridesmaid for someone at a we ...
رویکرد مخالف رویکرد مقابل پاد رویکرد
گاهی وقت ها بسته به جمله در ترجمه فارسی باید با این معادل ترجمه شود: ناشی از مثال: جو اجتماعی ناشی از کمبود social climate of scarcity
اطاعت پیروی تسلیم ( پذیرش )
اجازه ندادن به رقیب برای کسب یک پیروزی راحت to not allow someone to win easily We're going to give the other candidate a run for her money از نظر کی ...
کارتونی
با خشم و عصبانیت بحث و جدل کردن به نظرم می شه به صورت عامیانه همون یقه دراندن هم ترجمه کرد.
به نظرم می شود این طور هم ترجمه کرد: بودجه جمع کن
تحریف شده
به اندازه کافی قدر ندیده و تحسین نشده قدرندیده
چیزی یا موقعیتی به سرعت یا بدون تلاش به سوی بدتر شدن پیش می رود.
حرفه ای که خدمات مربوط به سلامت و آموزش ارایه می دهد. حرفه یاری رسان، حرفه یاریگر
همه چیز دان فردی که جوری رفتار می کند که انگار همه چیز را می داند.
مَثَل معروفی است اما گاهی با کنایه و دوپلهو هم به کار برده می شود. در حالت عادی به وفور چیزی اشاره دارد. مثلا: you can't swing a cat without hittin ...
هموار کردن راهی هموار کردن مسیری
سرپرستی
و البته بر اساس توضیح خودم می شود چنین هم ترجمه کرد: کتاب کسب و کار
کتاب تجاری: کتابی که درباره مدیریت و اداره کردن یک کسب و کار است یا به جنبه های مالی یک کسب و کار می پردازد.
ازته دل خوش قلب هم می شود گفت: اما خوش قلب معادل خودش را دارد: Kindhearted
محرک شرمندگی یعنی عاملی که باعث شرمنده شدن فرد می شود.
گاوصندوق بازکن دزدی که می تواند قفل گاوصندوق ها را بازی کند و. . .
گوینده خبر هم معنی می دهد.
در مورد خبر ( و موارد مشابه ) می شود چنین هم ترجمه کرد: مثل بمب
به عنوان صفت یعنی: بسیار موفق / Extremely Successful
بسیار موفق و مورد تحسین
ازدواج یا رابطه عاشقانه با اختلاف سنی زیاد
با دل و جرات
احساسات گرایی مفرط، ابتذال، پیش پاافتادگی
سربه هوا خل وچل
سونای بخار
می شود گفت در فارسی همان �مرد موقعیت های دشوار� است.
ظریف هوشمندانه نکته سنج
تند و تیز
رضایت مندی هم در مواردی معادل خوبی است.
عشق زده ( بر وزن ماه زده است Moonstruck ) یا مجنون عشق ( متوجه هستم که معادل های روانی نیستند و موافقم که پیشنهاد آقای خواجه وندی بهتر است )
( درباره متن یا سخنرانی ) تمایل به دورشدن از موضوع اصلی یا پرداختن به موضوع های متعدد پس این صفت را علاوه بر �بی ربط� و �نامربوط� و �پرت� می شود با ...
نیمه بازنشسته فردی که بازنشسته شده یا از کار دست کشیده است اما به صورت پاره وقت یا هرازگاه کار می کند.
بسته به جمله می شود به صورت تحت اللفظی �ارزش های تولیدی� هم ترجمه کرد. در کل منظور تولید یک پروژه سینمایی با بودجه کلان است که به سازندگان اجازه می ...
واقعیت تلخ است
باهوش کتابی ( اشاره به آدمی که تجربه زندگی واقعی ندارد و همه چیز را به واسطه کتاب ها یاد گرفته است )
اسطوره سازی کردن اسطوره ساختن به شکل اسطوره درآوردن
در متن سینمایی: بخش های که به منظور پرداخت دراماتیک یک رویداد تاریخی، بر اساس تصور و خیال به ماجراهای واقعی اضافه می شوند.
پراضطراب
رضا حسینی مضمون، پیرنگ یا مشخصه ای که در یک فیلم، سریال، کتاب یا. . . تکرار می شود. ( به طور طبیعی با موتیف فرق دارد ) a connecting theme, plot, ...
در متنی درباره فیلم های موزیکال می توان چنین ترجمه کرد: بخش یا قسمت موزیکال/ موسیقیایی ( که به قطعه های موزیکالی اشاره دارد که در چنین فیلم هایی وجو ...
someone who deceives you about his true nature or intent in order to take advantage of you چیزی تو مایه های جاسوس می شه معادل من: مُنهیان
آدم سرزنده و مفرح
to act melodramatically; overact بازی ملودراماتیک و اغراق آمیز، افراط در ایفای نقش
در سینما و موسیقی: پایان دروغین A false ending is a device in film and music that can be used to trick the audience into thinking that the work has ...
توضیح ها را دوستان حمیدرضا و عاطفه داده اند، به عنوان معادل فارسی این پیشنهاد را دارم: خطر انفجار
یا: نفس گرا
1 - صحنه دراماتیک 2 - گروهی از آدم ها که در ترکیب جذابی قرار گرفته اند، مثلا در یک نقاشی
بر اساس فرهنگ هزاره: برقراری آرامش، صلح و صفا
عادی سازی
در متن سینمایی گاهی بهتر است چنین ترجمه شود: بیان هنری
ضد روایت، روایت معکوس
هم خون یا حتی در مواردی: نسبت خونی