پیشنهاد‌های میثم نبی پور (٧٧٥)

بازدید
٧,٤٧٠
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

It's a bargain ( یک ) معامله با قیمت خوب/مناسب/مفت real bargain خرید ارزان، مفت یا با قیمت خوب That second - hand table was a real bargain ترجمه ی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

بایستی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

چی گفتی؟ دوباره بگو ( یید ) ، دوباره می گی؟ Come again? I didn't hear what you said ترجمه اینجانب: چی گفتی؟ متوجه حرفت نشدم. دوباره تکرار می کنی؟ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

not catch something در صحبت و مالمه به معنی "نفهمیدن"، "متوجه نشدن": to not hear or understand what someone says I’m afraid I didn’t catch your name ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

به طرز دیگری بیان کردن طور دیگری گفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

"Also known as "a full course meals" or "a standard course meal منوی استاندارد یا کامل شامل پیش غذا، غذای اصلی و دسر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣

گاهی به معنی "هم" به این مثال توجه کنید: Is there any fish on the menu? ترجمه ی اینجانب: آیا ماهی هم در منو هست؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢

?Could we have the menu, please ترجمه ی اینجانب: لطف می کنید منو رو بیاورید؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

محصولات لبنی food derived from or containing milk and its derivatives milk, butter, cheese etc

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

داستان/اخبار مورد توجه مردم/عموم داستان/اخبار دارای جنبه ی انسانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

بر اساس فرهنگ هزاره: خیلی لطف کردید! خیلی محبت کردید! محبت شما را می رساند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

بی نهایت ممنونم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیا . . . را ملاقات کرده ای؟ آیا با . . . آشنا شده ای؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پزشک عمومی ( در یک محلعه یا منطقه ) بیشتر general practitioner گفته می شود و هر دو یکی هستند. Local doctors are also known as general practitioner ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢

local doctor هم گفته می شود Local doctors are also known as general practitioners, GPs. They look after the health of people in their community and ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

همچنین: There's no rest for the weary از نظر اینجانب به معنی "خستگی معنی ندارد"، "خستگی تمامی ندارد" Even people who are tired must still work You ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

از چیزی خسته شدن to become tired or sick of something In short, it means to become tired of something برای مثال: After two hours of studying, the st ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

توافق، مصالحه plea bargain also plea agreement or plea deal دیکشنری آبادیس: ( حقوق ) توافق طرفین دعوی ( پیش از محاکمه ) ، مصالحه، ( حقوق - طرفین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

بر اساس فرهنگ هزاره: ( قانون ) فاقد قدرت اجرایی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بر اساس فرهنگ هزاره: زندگی شلوغ، زندگی پر سر و صدا، زندگی خبرساز

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

زودرنج

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

Break Left or Right Means "turn" left or right Applies to aircraft in flight, usually on the drop run, and when given as a command to the pilot, im ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تازه تاسیس نوظهور نوپا

پیشنهاد
٠

دقیق تر نگاه کن نقشه ظاهر خواهد شد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

صحیح و سالم

پیشنهاد
٠

آدم ترسو باید از شرافتش دست بکشد.

پیشنهاد
٠

اما تغییر به این معنی نیست که ما از اصول اخلاقی خودمان دست بکشیم

پیشنهاد
٠

یادت هست که گفتی هیچوقت دوستانت را ترک نخواهی کرد؟

پیشنهاد
١

میخواهی پادشاهت را در زمان احتیاجش ترک کنی؟

پیشنهاد
١

هیچوقت ترکت نمی کنم

پیشنهاد
٠

نمی توانم بروم. نمی توانم از این رفقا دست بکشم.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

می توانی کشتی را ترک کنی.

پیشنهاد
١

قصدم ناراحت کردنت نیست.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی اثر کردن with an absorbing agent that denatures the poison ترجمه ی اینجانب: . . . با یک عامل جاذب که سم را بی اثر می کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

چشم پوشی کردن In your abundant compassion, blot out my offense ترجمه اینجانب: با مهربانی فراوانت از گناه من چشم پوشی کن.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوالی: اینطور نیست؟یا به معنی "نه؟" That's your verdict, is it? ترجمه اینجانب: این قضاوت تو هست، اینطور نیست؟ این قضاوت تو هست، نه؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

جشنواره برداشت محصول

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

بر اساس فرهنگ هزاره: دیوانه ی زنجیری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محتویات Can I combine these ingredients in the same exact quantity آیا می توانم این محتویات را به همان میزان دقیق ترکیب کنم؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

جماعت مردم spent half his life on the run avoiding folks like you. . . . . . نیمی از زندگی اش از دست شما جماعت ( پلیس جماعت ) فرار کرده. ترجمه خود ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

I'm here in a strictly journalistic capacity ترجمه ی اینجانب: من منحصرا در مقام روزنامه نگاری در اینجا حضور دارم.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

با حداکثر ظرفیت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

بر اساس فرهنگ هزاره: اعتبار قابلیت اعتماد قابلیت اعتماد

پیشنهاد
٣

exceed ( someone’s ) expectations فراتر از پیش بینی ها/انتظارت و . . . عمل کردن/ظاهر شدن to be much bigger or better than expected

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

slender reed idiomatic: A person, fact, or resource on which one can rely only to a limited extent چیزی به حساب نیامدن. مثال: Oh no, you're a slen ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

دامنه ی لغات دامنه ی واژگان در زبانشناسی: lexicon

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

درویشی در حال سماع یک درویش در حال رقص سماع با حالتی محبت آمیز: شخص پر انرژی و خیلی سرحال A term of endearment for an energetic, bouncy person

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مشابه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

And rumors persist that Monarch may be hiding ترجمه اینجانب: و شایعه شده بود که ممکن است حاکم پنهان شده باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

کشتی فضایی سفینه ی فضایی