ترجمه‌های میثم نبی پور (٢٨)

بازدید
٧٨
تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Bingo! That's the one I've been looking for.
دیدگاه
١

خودشه! همونیه که دنبالش بودم

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Go to a sidewalk cafe, order coffee, and soak up the atmosphere .
دیدگاه
٠

به یه کافه توی پیاده رو برو، یه قهوه سفارش بده و غرق فضاش شو ( از فضاش لذت ببر )

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Just stroll around the bazaar and soak up the atmosphere.
دیدگاه
٠

فقط برو داخل بازار بگرد و توی اون فضا غرق شو

تاریخ
١ سال پیش
متن
It is not a sign of humility to declaim against pride.
دیدگاه
٠

رجزخوانی در مخالفت با افتخار از انسانیت به دور است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Their decision to do nothing makes them culpable.
دیدگاه

اینکه تصمیم گرفتند کاری نکنند، مقصرند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
I'm at a loss for words.
دیدگاه
٠

من گیج شدم و نمی دونم چی بگم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
They rusticated in villages off the beaten track for nearly fifteen years.
دیدگاه
١

نزدیک به 15 سال است که در روستاهایی دورافتاده ییلاق می کنند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The girl backed away from the fierce dog.
دیدگاه
١

آن دختر از سگ وحشی فاصله گرفت

تاریخ
١ سال پیش
متن
A walnut sundae, and don't spare the whipped cream.
دیدگاه
٠

یک ساندی گردویی لطفا، با خامه زده شده اضافی ( توضیح: طرف داره از فروشنده میخواد که خامه بیشتری داشته باشه )

تاریخ
١ سال پیش
متن
I'd like to have a sundae.
دیدگاه
١

من یک ساندی ( دسر بستنی با مغز، میوه و شکلات ) میخوام

تاریخ
٢ سال پیش
متن
As girls, the sisters used to conspire with each other against their brother.
دیدگاه
٣

از سر عادت دخترانه اشان، خواهرها عادت داشتند که علیه برادرشان دست به یکی کنند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Hold on, I'll check in my diary.
دیدگاه
٥

صبر داشته باش تا دفتر یادداشت را بررسی کنم ( در مورد ترجمه های قبلی دوستان: چه کسی دفتر خاطراتش برا برای فرد دیگری بررسی می کند؟؟؟! و اصلا به منظور؟؟ ...

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Anyone can call themselves a psychotherapist.
دیدگاه
١

هرکس می تواند خودش را یک روان درمانگر بنامد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Hurry up or you'll be late.
دیدگاه
٢

عجله کن وگرنه دیرت میشه.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
This is the season for sleeveless dresses.
دیدگاه
٢

الان فصل لباس های بی آستین هست.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Red got his nickname for his red hair.
دیدگاه
٤

رِد ( قرمز ) نام مستعارش را به خاطر موهای قرمزش گرفت.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I want to get the job on merit.
دیدگاه
٧

من می خواهم این شغل را بر اساس شایستگی به دست بیاورم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Is there a sightseeing bus tour?
دیدگاه

آیا اینجا اتوبوس تور گردشگری دارد؟ آیا در اینجا اتوبوس تور گردشگری هست؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Sightseeing is best done either by tour bus or by bicycles.
دیدگاه
٩

بهترین گشت و گذار یا با اتوبوس تور و یا با دوچرخه انجام می شود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Do you have this sweater in red?
دیدگاه
١٦

آیا از این ژاکت قرمزش رو دارید؟آیا از این ژاکت رنگ قرمزش را دارید؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We have a plain view of the lake from our window.
دیدگاه
٦

ما از پنجره نمای کامل دریاچه را داریم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Why did you make a joke when she was obviously upset?
دیدگاه
٩

وقتی که معلوم بود ناراحته چرا باهاش شوخی کردی؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The waitress refilled our coffee cups.
دیدگاه

گارسن باز فنجان قهوه ی ما راپر کرد. /پیشخدمت باز برای ما قهوه ریخت.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
This is not my order; I asked for the roast beef, not the steak.
دیدگاه
٠

این سفارش من نیست؛ من گوشت کباب شده می خواستم نه استیک.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The nurse gave the child a benign smile.
دیدگاه
٣

پرستار لبخند ملایمی به روی کودک زد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I'll ring the hotel. I'll tell them we'll check in tomorrow.
دیدگاه
٤

به هتل زنگ می زنم و میگم که فردا میایم و اتاق رو تحویل می گیریم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We have been inundated with requests for help.
دیدگاه
٢

ما با انبوهی از درخواست برای کمک رو به رو شده ایم

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Her office was inundated with requests for tickets.
دیدگاه
٢

دفترش با انبوهی از تقاضا برای بلیط مواجه شد