پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٦,٣٩٧)

بازدید
٢١,٦١٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️در حوزه اعتیاد، یعنی معتاد خود معرف ( صفت معتادانی که با اراده خود به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می کنند ) 👈مترادف: Self - declared, self - recogniz ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

👈مترادف: War - torn, conflict - ridden, battle - scarred, ravaged by war. 👇مثال؛ The war - stricken city struggled to rebuild after years of confl ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️جنگ عصبی ( Neurowarfare ) به استفاده استراتژیک از سلاح های عصبی برای دستکاری، تأثیرگذاری یا ناتوان کردن عملکردهای شناختی و رفتارهای دشمنان اشاره دا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"HUD"** می تواند به چندین مفهوم مختلف اشاره داشته باشد ؛ ✍️1. HUD به عنوان **Head - Up Display** - **تعریف**: HUD یا **Head - Up Display** ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

✍️ خجالت زده شدن یا سرخ شدن که اغلب به دلیل احساس شرم، شگفت زده شدن یا خودآگاهی رخ می دهد. این عبارت به تغییر رنگ پوست وقتی کسی سرخ می شود، اشاره دار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️نشان دهنده کنجکاوی، مشاهده محتاطانه یا تلاش نامحسوس برای کسب اطلاعات بدون دیده شدن است. 👈مترادف: Glance up, look up, peer up 👇مثال؛ She peeked u ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️Seabasing به معنای استفاده از دریا به عنوان پایگاه عملیات نظامی است که به نیروهای دریایی اجازه می دهد تا بدون وابستگی به زیرساخت های زمینی، وظایف و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

**USINDOPACOM** ( United States Indo - Pacific Command ) یک فرماندهی نظامی یکپارچه ایالات متحده است که مسئولیت مناطق جغرافیایی اقیانوس هند و اقیانوس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️Sea Denial به معنای جلوگیری از استفاده دشمن از دریا برای اهداف نظامی و تجاری است. این مفهوم به عنوان یکی از استراتژی های کلیدی در جنگ های دریایی شن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

MILF یک اصطلاح عامیانه است که مخفف عبارت "Mother I'd Like to Fuck" به معنای "مادری که دوست دارم با او رابطه داشته باشم" می باشد. این اصطلاح به طور خا ...

پیشنهاد
١

( JWC ) ✍️مفهوم جنگ مشترک ( Joint Warfighting Concept ) یک چارچوب استراتژیک است که توسط وزارت دفاع ایالات متحده برای بهبود عملیات نظامی در حوزه های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️یک عبارت اصطلاحی است به معنای شکل گرفتن یا انتقال دادن ویژگی ها، رفتارها یا خصوصیات از یک فرد به فرد دیگر از طریق تماس یا تأثیر نزدیک. ✍️✍️نشان ده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

/ˈbɒs. i. nəs/ 👈مترادف: Domineering, controlling, authoritarian, overbearing 👇مثال؛ Her bossiness made it difficult for her team members to express ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

👈مترادف: Groom, stable hand, equerry. 👇مثال؛ The stableboy rose early every morning to feed and groom the horses. The young stableboy dreamed of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️اصطلاحی است که می تواند به انواع تجهیزات نظامی یا استراتژی هایی اشاره کند که در یک منطقه خاص عملیاتی نظامی استفاده می شود. این اصطلاح اغلب برای توص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️عبارت "be about something" به معنای "مربوط به چیزی بودن" یا "درباره چیزی بودن" است. این عبارت به طور کلی برای اشاره به موضوع یا محتوای اصلی یک چیز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️یک عبارت اصطلاحی است به معنای داشتن تأثیر پایدار یا قابل توجه بر کسی، اغلب به دلیل یک عمل، رفتار یا ویژگی قابل توجه و به یاد ماندنی. 👈مترادف: Imp ...

پیشنهاد
١

👈مترادف: Send shivers down someone's spine, frighten, terrify, thrill. 👇مثال؛ The eerie sound of footsteps in the empty hallway sent a chill down ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️فردریش هایک ( Friedrich Hayek ) یک اقتصاددان و فیلسوف سیاسی برجسته اتریشی است که در ۸ مه ۱۸۹۱ متولد شد و در ۲۳ مارس ۱۹۹۲ درگذشت. او به عنوان یکی از ...

پیشنهاد
١

✍️**استبداد اکثریت** ( Tyranny of the Majority ) به وضعیتی اشاره دارد که در آن اکثریت یک جامعه یا گروه، تصمیمات و قوانین را به گونه ای اتخاذ می کند ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✍️**استبداد اکثریت** ( Tyranny of the Majority ) به وضعیتی اشاره دارد که در آن اکثریت یک جامعه یا گروه، تصمیمات و قوانین را به گونه ای اتخاذ می کند ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Keep ( Someone ) Up at Night ✍️"بیدار نگه داشتن کسی در شب" یک عبارت اصطلاحی است که به معنای ناتوان کردن کسی از خواب به دلیل نگرانی، اضطراب یا افکار م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

👈مترادف: Confide in, share with, disclose to, reveal to 👇مثال؛ She found it difficult to open up to her friends about her struggles. He finally o ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

👈مترادف: Support, back, stand by, unite. 👇مثال؛ The community rallied around the family after their house was destroyed by the fire. Employees r ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

👈مترادف: Complaint, objection, protest, discontent. 👇مثال؛ The employee filed a grievance against the company for unfair treatment. They raised ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Get ( One's ) Point Across ✍️به معنای این است که یک فکر یا استدلال را به وضوح و به طور مؤثر بیان کنیم تا مخاطب پیام مورد نظر را درک کند. 👈مترادف: C ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

✍️به معنای چیزی است که دیدنی و جالب توجه باشد، معمولاً به نمایش های بزرگ یا دراماتیک اشاره دارد. 👈مترادف: Show, display, exhibition, performance. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️"اندازه گیری کردن" به ویژه در زمینه اندازه گیری فشار خون، شامل استفاده از یک دستگاه برای اندازه گیری و ثبت مقادیر خاص است. 👈مترادف: Measure, gaug ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

/ˌdaɪ. əˈstɒl. ɪk/ ✍️"دیاستولیک" به مرحله ای از چرخه قلبی اشاره دارد که در آن قلب آرامش می یابد و اجازه می دهد محفظه ها از خون پر شوند. این اصطلاح به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

IND در هلند به معنای "Immigratie en Naturalisatiedienst" است که به فارسی به "سازمان مهاجرت و تابعیت" ترجمه می شود. این سازمان یک نهاد دولتی هلندی است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️"مصادره کردن" / اقدام قانونی یک وام دهنده برای به دست آوردن مالکیت یک ملک از وام گیرنده ای است که نتوانسته است اقساط وام مسکن خود را پرداخت کند. ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

✍️ یک فرآیند قانونی است که توسط وام دهنده زمانی که وام گیرنده در پرداخت های وام خود دچار مشکل می شود، آغاز می شود. وام دهنده به دنبال تصاحب ملک و فرو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

/aˈbwe. la/ "Abuela" is a Spanish noun that means "grandmother. "Abuela" یک اسم اسپانیایی است به معنای "مادربزرگ" مترادف: Grandmother, granny, nan ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

A "home wrecker" is a derogatory term used to describe a person who is seen as responsible for the breakup of a marriage or romantic relationship, of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Bottle Someone/Something Up ✍️ "سرکوب کردن کسی/چیزی" / سرکوب یا نگه داشتن احساسات، افکار، یا احساسات است. می تواند به سرکوب احساسات خود یا جلوگیری از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"Second - guessing" is the act of questioning or doubting one's own decisions or actions, or the decisions or actions of others, often after the fact ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

👈مترادف: Minor accident, minor collision, scrape, bump 👇مثال؛ She was late to work because she got into a fender bender on her way. Thankfully, i ...

پیشنهاد
١

"Eat out of someone's hand" is an idiomatic phrase that means to be easily controlled or manipulated by someone, often due to trust, admiration, or a ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Re - up" is a verb that means to reenlist or extend a contract, especially in a military context. It can also mean to renew or replenish a supply of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

👈مترادف: Contemplate, consider, deliberate, reflect on 👇مثال؛ She put a lot of thought into her wedding plans to ensure everything was perfect. H ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جناب آقای حمید فرهاد. با سلام و سپاس. من دقیقا نکته شما را متوجه نشدم. مطلب شما جمله معترضه است، انتقاد است؟ اصلاحیه است؟ لطفا راهنمایی فرمایید. با ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

👇1. زیر لیوانی یک جسم کوچک است که زیر فنجان، لیوان یا بطری قرار می گیرد تا میز را از گرما، رطوبت یا خراش محافظت کند. مترادف: Mat, pad, underlay. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Comprendes" is a Spanish verb meaning "you understand. " It is the second person singular ( t� ) form of the verb "comprender, " which means "to unde ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️عبارت "I was dying to" به معنای داشتن اشتیاق و تمایل شدید به انجام کاری یا تجربه چیزی است. ✍️✍️ این عبارت اغلب برای بیان اینکه کسی بسیار مشتاق و ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✍️معنای مجازی/ می تواند به اشتیاق قوی یا تمرکز شدید بر روی چیزی اشاره داشته باشد. این اصطلاح اغلب در زمینه های غیررسمی استفاده می شود و بسته به موقعی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"Kiss the ring" is an idiomatic phrase that means to show submission, respect, or deference to someone in authority or power, often in a servile or o ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

👈مترادف: Defecate, have a bowel movement, poop 👇مثال؛ He excused himself to drop a deuce before the long trip. The toddler proudly announced that ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

"Knock yourself out" is an informal phrase used to encourage someone to go ahead and do something they want, often implying that they should enjoy th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

👈مترادف: Break down, fail, stop working, pass away 👇مثال؛ My phone died on me right when I needed to make an important call. The car died on the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

✍️مترادف: Miser, cheapskate, tightwad, skinflint. 👇مثال؛ He's such a penny pincher that he refuses to buy new clothes. The penny pincher always l ...