پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٩,٨٤٧)

بازدید
٢٧,٢٠٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوگواری، ناله، زاری، ابراز غم شدید یک اسم رسمی و ادبی در زبان انگلیسی است که به بیان پرشور غم، اندوه یا پشیمانی اشاره دارد — معمولاً در واکنش به فقد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف؛ wonderful, marvellous, superb, magnificent, incredible مثال؛ The view from the mountain was out of this world. ( منظره از بالای کوه فوق العاد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمتر از حد مطلوب، غیر بهینه، نه در بهترین وضعیت ممکن، غیر ایده آل مثال؛ This solution is not optimal, but it works for now. ( این راه حل ایده آل نیست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - نیم پیمانه / نیم پینت ( معادل حدود ۲۴۰ میلی لیتر ) 2 - آدم کوچولو یا کم اهمیت ( به صورت غیررسمی یا طنز ) مثال؛ He’s now 20 and taller than me, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عاشق یا دلباخته ی کسی شدن ( معمولاً به صورت موقتی و یک طرفه ) عاشق کسی شدن، دل بستن، دلباخته شدن ( معمولاً پنهانی یا یک طرفه ) این احساس اغلب موقتی، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: حواس پرت / گیج / پرت از واقعیت / تو هپروت در زبان محاوره ای: تو فاز خودش، گیج و ویج، حواسش نیست، تو هپروته، پرت، خاموشه، قطع ارتبا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مترادف؛ hurry up, get a move on, get going, move it, get cracking مثال؛ Come on, shake a leg or we’ll be late! ( بجنب دیگه، وگرنه دیرمون می شه! ) Y ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاهی به صورت استعاری "sunny side up" به معنای داشتن نگرش مثبت، خوش بینی و نگاه روشن به زندگی هم به کار می رود. مثال استعاری Despite the challenges, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیطنت کردن، بازیگوش شدن خلاف عرف یا قانون رفتار کردن ( به صورت طنز یا غیررسمی ) در برخی زمینه ها: اشاره به رفتار صمیمی یا تحریک آمیز ( با بار طنز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه است که به معنی **داشتن رابطه جنسی کوتاه و سریع** اشاره دارد. - این عبارت معمولاً به رابطه جنسی ای گفته می شود که به سرعت و بدون ط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رابطه ی کوتاه مدت و غیرمتعهدانه ( معمولاً عاشقانه یا جنسی ) یک اصطلاح غیررسمی در زبان انگلیسی است که معمولاً به رابطه ای کوتاه مدت، گذرا و بدون تعه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

داشتن رابطه جنسی یا معاشقه کردن ( معنای عامیانه ) در زبان عامیانه به معنی معاشقه یا رابطه جنسی غیررسمی و گاهی موقتی است. مثال: They’ve been foolin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه و قدیمی انگلیسی است که به صورت شوخ طبعانه و غیررسمی به معنی **داشتن رابطه جنسی** یا **صمیمیت عاشقانه** به کار می رود. ### توضیح ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"Get some"** در زبان انگلیسی عامیانه و به ویژه در مکالمات غیررسمی و اینترنتی معمولاً به معنی **داشتن رابطه جنسی** است. این عبارت به صورت کنای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1. **معنی استعاری و رسمی:** به جواهرات گران بها و ارزشمند خانوادگی اشاره دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند، مثل اشیای قیمتی یا میراث خانواد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی است که معمولاً به معنی **انجام دادن رابطه جنسی** یا **داشتن رابطه جنسی** به کار می رود. ### توضیح بیشتر - این عبارت به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه و طنزآمیز است که به صورت غیررسمی و اغلب به شکل شوخی به معنای **داشتن رابطه جنسی** به کار می رود. - در این عبارت، واژه "sausage" ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اختصار **DTF** در زبان انگلیسی به چند معنا و کاربرد مختلف دارد که بسته به زمینه استفاده، معنی آن متفاوت است: - - - ### 1. **معنی عامیانه و غیررسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پایه ام! حاضرم! موافقم یک اصطلاح غیررسمی و پرکاربرد در زبان انگلیسی است که وقتی استفاده می شه که کسی با اشتیاق یا آمادگی اعلام می کنه که مایله در یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه انگلیسی است که به معنی **ازدواج کردن** یا **بستن پیمان ازدواج** است. ### ریشه و مفهوم این عبارت به طور استعاری به معنای بستن گره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اَنسـی - - - 🔸 **معادل فارسی:** بی قرار / دل نگران / عصبی / هیجان زده در زبان محاوره ای: یه کم عصبی و بی قرار بودن، توان تحمل انتظار یا سکون ند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه **swagger** هم به صورت فعل و هم به صورت اسم استفاده می شود و معانی اصلی آن عبارتند از: ### به عنوان فعل ( to swagger ) - **خرامیدن**، یعنی را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به صورت استعاری به اکسسوری ها یا جزئیات نهایی یک پوشش گفته می شود — چیزهایی که ظاهر کلی فرد را کامل، معنادار یا خاص تر می کنند. این واژه تصویری از در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. پاپوش دوختن / تهمت زدن ( معنای منفی و رایج ) : یعنی کسی را عمداً در موقعیتی قرار دادن که مقصر یا گناهکار به نظر برسد، در حالی که واقعاً بی گناه اس ...

پیشنهاد
٠

تجربه ای که باعث می شود بعد از آن احساس بدی در ذهن یا دل آدم باقی بماند؛ مثل وقتی که کسی با ما بدرفتاری می کند یا اتفاقی می افتد که از نظر اخلاقی یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چِین استی یا پایه زنجیر، یکی از دو لوله ای است که در فریم دوچرخه از محور مرکزی پدال ( bottom bracket ) تا محور چرخ عقب امتداد دارد. این بخش در مثلث پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**اسپادایت** یک نوع کانی نادر است که به صورت بلورهای کوچک یا توده های متراکم یافت می شود. این کانی از ترکیبات منیزیم، سیلیکون، اکسیژن و هیدروژن تشکیل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فراتر رفتن از مرزهای معمول، نوآوری کردن، خطر کردن یک اصطلاح عامیانه است به معنای تلاش برای عبور از محدودیت های موجود، نوآوری کردن یا انجام کاری جسور ...

پیشنهاد
٠

هیچ وقت فراموش نمی شه، همیشه روم می مونه یک اصطلاح عامیانه است که وقتی استفاده می شه که کسی کاری شرم آور، خجالت آور یا اشتباه انجام داده و فکر می کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آه لعنتی، ای بابا ( با لحن ملایم ) عبارتی عامیانه برای بیان ناراحتی یا عصبانیت ملایم؛ معادل �اه لعنتی�، �ای بابا�، یا �وای نه!� با لحنی کمتر تند. م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من پرداختش می کنم، من مسئولش هستم مترادف؛ I’ll pay for it, I got this, it’s on me, I’ll handle it کاربردهای اصلی: پرداخت هزینه: > "Don’t worry about ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف؛ I’ve got this, I can do it, I’m on it, I’ll take care of it مثال؛ "Don’t worry about the presentation — I got this. " ( نگران ارائه نباش — من ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقصیر منه، گردن منه عبارتی غیررسمی برای پذیرفتن مسئولیت یا تقصیر کاری؛ می تونه به معنای �تقصیر منه� یا �من حساب می کنم� باشه، بسته به موقعیت. مترادف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارتی عامیانه که صدای ترومبون غمگین را تقلید می کند و برای طعنه زدن به شکست یا نارضایتی های بی اهمیت به کار می رود؛ مثل گفتن �عه، بیچاره شدی!� با لح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک فعل اصطلاحی عامیانه به معنای ناراحت یا ناامید کردن کسی، یا احساس بد داشتن نسبت به چیزی. مترادف؛ upset, disappoint, depress, annoy, bring down مثا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارتی غیررسمی برای اشاره به تصمیم اشتباه یا قضاوت نادرست، معمولاً وقتی نتیجه منفی داشته یا بعداً مشخص شده که انتخاب درستی نبوده. مترادف؛ poor choic ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: فهمیدنِ همه چیز بعد از وقوع / بعد از اتفاق، همه چیز روشن می شود / دانستنِ درست وقتی دیگر دیر شده __________________________________ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف؛ dwell on the past, regret, lament, brood over مثال؛ "Yes, we made a mistake, but there’s no point crying over spilt milk. " ( آره، اشتباه کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احساس پشیمانی یا عصبانیت از خود به خاطر اشتباه یا از دست دادن یک فرصت؛ به نوعی خود را سرزنش کردن. مترادف؛ regret, blame oneself, feel bad, beat ones ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارتی غیررسمی برای بیان حسرت یا پشیمانی از کارهایی که در گذشته می توانستیم انجام دهیم ولی انجام ندادیم؛ معادل �ای کاش�، �می تونستم�، �باید انجام می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

غرق در پول، بسیار ثروتمند اصطلاحی عامیانه که به داشتن مقدار زیادی پول اشاره دارد و معمولاً نشان دهنده ثروت و موفقیت مالی است. مترادف؛ filthy rich, l ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی عامیانه که به فردی ثروتمند اشاره دارد، معمولاً با لحنی طنز یا انتقادی. مترادف؛ capitalist, tycoon, magnate, millionaire, fat cat مثال؛ "He ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دفتر کاری که در گوشه ی یک ساختمان قرار دارد و معمولاً به مدیران ارشد اختصاص داده می شود. این اصطلاح نماد اعتبار، قدرت و جایگاه بالای مدیریتی در یک شر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی عامیانه که به طور طنز یا خودمانی برای اشاره به یک کسب وکار یا شرکت استفاده می شود. #### **مترادف ها** - **** biz, venture, company, enter ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریزپرنده نوعی هواپیمای بدون سرنشین یا پهپاد بسیار کوچک است که معمولاً وزن آن به چند گرم می رسد و اندازه اش از چند سانتیمتر تجاوز نمی کند. این دستگاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

| Micro Air Vehicle ( MAV ) | هواگرد کوچک بدون سرنشین ریزپرنده نوعی پهپاد کوچک است که برای کاربردهای نظامی، تجاری، تحقیقاتی و تفریحی طراحی شده است. ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیده بان، جستجوگر فرد یا دستگاهی که به دنبال اطلاعات، استعدادها، یا فرصت ها می گردد، معمولاً در زمینه های ورزشی، سرگرمی، یا نظامی. مترادف؛ scout, lo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کشف کننده، آشکارساز فرد یا چیزی که چیزی پنهان را آشکار، کشف یا نمایان می کند. مترادف؛ discoverer, excavator, revealer, finder, exposer مثال ها: "The ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: "The detective was a relentless pursuer of justice. " ( کارآگاه یک تعقیب کننده ی بی وقفه ی عدالت بود. ) "She ran as fast as she could, try ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فردی که از دیگران درخواست پول، غذا یا منابع می کند، معمولاً بدون اینکه خودش سهمی داشته باشد. مفت خور مترادف؛ beggar, borrower, parasite, sponger, mo ...