پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٠١٦)

بازدید
٢٢,٨٤٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حال وهوای جشن/ به عنصری اشاره دارد که شادی، جشن و فضای پرنشاط را به یک رویداد، تزئین یا تجربه اضافه می کند و حس سرور و شادی را تقویت می کند. مترادف؛ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جذابیت خود را به کار گرفتن/ یک اصطلاح است که به استفاده عمدی از جذابیت یا متقاعدسازی برای تأثیرگذاری بر دیگران یا رسیدن به هدف اشاره دارد. این عبارت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

/ˈtʃiː. kə/چیکا چیکا یک واژه اسپانیایی است که به معنای دختر یا زن جوان می باشد. این واژه معمولاً به صورت غیررسمی برای اشاره به یک زن به کار می رود. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

It looks like "opeee" doesn't have a widely recognized meaning.

پیشنهاد
٠

به طور نمادین، نشان دهنده ارتباط ناموفق، لجاجت یا عدم پاسخگویی است. مترادف؛ Ignored, Unheard, Talking in vain, Wasting words, Being dismissed مثال؛ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

/bɪʃ b�ʃ bɒʃ/ مترادف؛ Done and dusted, Job done, Quick fix, No fuss, Easy peasy مثال؛ Bish bash bosh, and the project was completed ahead of schedule ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در یک چشم به هم زدن/ یک اصطلاح است که به اتفاق افتادن چیزی به سرعت و در مدت زمان کوتاه اشاره دارد. مترادف؛ In an instant, In no time, Quickly, Rapid ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرده ایمنی/ یک پرده ضد آتش است که در سالن های نمایش برای جلوگیری از گسترش آتش سوزی بین صحنه و تماشاگران استفاده می شود. این پرده معمولاً از مواد غیرق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جزیره ایمنی که به آن جزیره ترافیکی/traffic island یا پناهگاه عابران پیاده/pedestrian refuge نیز گفته می شود، یک منطقه مشخص در جاده است که از ترافیک و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف؛ Usage time, Call duration, Talk time, Active minutes مثال؛ The telecom company tracks Minutes of Use to analyze customer call patterns. His ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قهر کردن ناگهانی/ یک اصطلاح غیررسمی است که به انفجار ناگهانی و اغراق آمیز خشم یا ناامیدی اشاره دارد و اغلب به عنوان واکنشی کودکانه یا غیرمنطقی تلقی م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به تعویق انداختن/ یک اصطلاح است که به تأخیر، تعلیق یا متوقف کردن چیزی برای مدتی اشاره دارد. مترادف؛ Postpone, Delay, Suspend, Hold off, Put on hold ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف؛ Sad expression, Gloomy look, Disappointed face, Downcast appearance مثال؛ Why the long face? You should be happy about the good news! He wal ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ببخشید که فحش دادم / شرمنده بابت حرف زشت / ببخشید رک حرف زدم در زبان محاوره ای: ببخشید بی ادب شدم، ببخشید حرف بد زدم، ببخشید رک بو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در تلاش برای موفقیت یا منفعت شخصی/ یک اصطلاح غیررسمی است که فردی را توصیف می کند که به طور فعال به دنبال موفقیت، ثروت یا مزیت است، اغلب به شیوه ای ته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف؛ Conspirator, Plotter, Schemer, Intriguer, Collaborator مثال؛ The corrupt official was a conniver, secretly working with criminals to embezzl ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Be out in the cold is an idiomatic phrase that means to be ignored, excluded, or left without support in a situation where others are included or ben ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح است که نشان می دهد چیزی خیالی، اغراق شده یا غیرواقعی است. این عبارت معمولاً به این معناست که نگرانی ها، ترس ها یا برداشت های فرد بیشتر روان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مترادف؛ No worries, Take it easy, Relax, Don’t stress, It’s all good مثال؛ Don’t sweat it, the deadline got extended, so you have more time. You fo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

don't sweat it

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

/kəˈzɪl. jən/ مترادف؛ Zillion, Gazillion, Bazillion, Countless, Innumerable مثال؛ He has kazillions of unread emails in his inbox. There are kazill ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبارت **"hello there"** به صورت محاوره ای یعنی سلام! که یک نوع سلام گرم، دوستانه و گاهی کمی غیررسمی است. ### توضیح بیشتر: - **Hello** یعنی سلام که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**Full fee** به معنای پرداخت **کل هزینه یا مبلغ کامل** برای دریافت یک خدمت یا کالا است، بدون تخفیف یا کمک مالی. این اصطلاح معمولاً در زمینه های آموزش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

کلمه **sparse** ( اسپارس ) در زبان انگلیسی به معنی **پراکنده، کم پشت، کم تراکم یا کم و با فاصله زیاد** است. این واژه برای توصیف چیزهایی به کار می رود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: لب مرز / در آستانه / در وضعیت بحرانی / در حالت انفجار یا فروپاشی در زبان محاوره ای: لب پرتگاهه، داره می ترکه، رو اعصابه، نزدیکه قا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

i'm on the edge

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هزینه داشتن برای کسی/ عبارتی است که نشان می دهد فردی به دلیل یک اقدام، اشتباه یا شرایط، چیزی ارزشمند را از دست داده است. این واژه معمولاً به ضرر مالی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"man juice"** یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی در زبان انگلیسی است که عمدتاً به **منی ( semen ) ** یا مایع منی مردانه اشاره دارد؛ یعنی مایعی که هن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "Run me my money" در فرهنگ هیپ هاپ به معنای درخواست پرداخت یا مطالبه مالی به صورت قاطعانه و مصمم است. این اصطلاح معمولاً در زمینه هایی مانند مو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - معماری: کانالی در لبه سقف برای جمع آوری و هدایت آب باران. 2 - خیابان ها: شیار کم عمق در لبه خیابان که آب را به فاضلاب هدایت می کند. 3 - اجتما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

**Wife beater** در زبان انگلیسی دو معنای متفاوت دارد: 1. **معنای اصلی و تاریخی:** به طور لغوی به کسی گفته می شود که همسرش را مورد ضرب و شتم قرار م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - معنای واقعی: ضربه زدن یا کندن چیزی، مانند خاک یا یک شیء. 2 - معنای مجازی: بیان یک نظر انتقادی یا کنایه آمیز درباره کسی یا چیزی، که اغلب برای شرم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

**Easter Egg Roll** یک رویداد سنتی است که هر سال در **دوشنبه عید پاک** برگزار می شود و به ویژه در **کاخ سفید ایالات متحده** مشهور است. در این مراسم، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف؛ Underappreciated, Overlooked, Neglected, Undervalued مثال؛ The movie was underrated by critics but loved by audiences for its heartfelt story ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف؛ Merrymaker, Partygoer, Carouser, Roisterer, Party animal مثال؛ Thousands of revellers filled the streets during the New Year's Eve celebratio ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به تعطیلات عمومی اشاره دارد که در آن بانک ها و بسیاری از کسب وکارهای دیگر تعطیل هستند. این اصطلاح معمولاً در بریتانیا و ایرلند استفاده می شود، جایی ک ...

پیشنهاد
١

مترادف؛ Blend into, Transition into, Merge with, Fade into مثال؛ The colors in the painting shade off into one another, creating a harmonious effect. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی است که عمدتاً در کیک بوکسینگ برای توصیف یک سبک ترکیبی از تکنیک های تماس سبک و ضربه پایین استفاده می شود. این سبک بر تکنیک های کنترل شده تأکید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - پزشکی: مولتیپل اسکلروزیس/Multiple Sclerosis، یک بیماری مزمن که سیستم عصبی مرکزی را تحت تأثیر قرار می دهد و سیستم ایمنی پوشش محافظ فیبرهای عصبی را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

/ˌlɒk ˈsɪt/ مخفف عبارت لاتین loco citato است که به معنای در محل ذکر شده می باشد. این اصطلاح در ارجاعات علمی برای نشان دادن این استفاده می شود که ارجا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی است که معمولاً با ورزش ها، به ویژه فوتبال، مرتبط است و به سبک بازی اشاره دارد که در آن بازیکن توپ را به جلو می زند و سپس برای کنترل مجدد یا پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح غیررسمی است که دو معنای اصلی دارد؛ 1 - انگیزه: اقدامی تند یا قاطع، اغلب کلامی، برای انگیزه دادن به کسی برای بهبود یا اقدام. 2 - شکست: یک ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - صفت: بی قرار، پرجنب وجوش یا شگفت انگیز. اسم ( تاریخی ) : یک اصطلاح شوخ طبعانه یا بازیگوشانه برای همسر، که در ادبیات قدیمی انگلیسی، از جمله آثار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیلاتس یک روش ورزشی است که تمرکز اصلی آن بر تقویت عضلات مرکزی بدن، افزایش انعطاف پذیری، بهبود تعادل و وضعیت بدنی است. این ورزش شامل حرکات کنترل شده، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - ورزش: در برخی بازی ها، ممکن است به یک منطقه دایره ای مشخص اشاره کند که در آن اقدامات خاصی مانند ضربه زدن انجام می شود. 2 - هنرهای رزمی: می توان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وقت گذراندن بیهوده/ یک اصطلاح است که به معنای انتظار کشیدن بی هدف یا گذراندن وقت در حالی که منتظر کسی یا چیزی هستید، اغلب با حس بی حوصلگی یا ناامیدی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور نمادین، ارتقاء دادن به موقعیت بالاتر نشان دهنده یک حرکت استراتژیک برای کنار گذاشتن کسی است در حالی که ظاهر یک ارتقاء حفظ می شود. مترادف؛ Prom ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف؛ Delicacy, Trinket, Gewgaw, Bauble مثال؛ The chef prepared a kickshaw that looked stunning but left everyone hungry. She decorated her room ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف؛ Global, Inclusive, Universal, All - encompassing, Holistic مثال؛ Her world - embracing vision inspired a project to bring education to childr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

**لوجیا** ( Loggia ) یک عنصر معماری است که به صورت یک راهرو یا گالری سرپوشیده و باز در یک یا چند سمت ساخته می شود. لوجیا معمولاً بخشی از ساختمان است ...