پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٠١٦)

بازدید
٢٢,٨٠٧
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: ( معنی عمومی ) : عبارت set you up به معنای آماده کردن یا تدارک دیدن شرایط برای کسی است. این عبارت می تواند به طور مثبت ( مانند آماده ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف ها: ( عمومی ) : Claim ticket به مدرکی اشاره دارد که به فرد اجازه می دهد تا یک کالا، خدمات، یا حقایق خاصی را که به او تعلق دارد، مطالبه کند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با صدای بلند اعلام کردن / فریاد زدن از بالای بام ها / به همه اطلاع دادن 🔹 مثال ها: When she got the promotion, she wanted to shout it from the rooft ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹گرهک سازی / تشکیل ندول / ندول دار شدن 🔸 تعریف ها: ( کاربرد زیستی ) : فعل nodulate به معنی تشکیل یا تولید گرهک ها ( nodules ) است، به ویژه در ریشه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

آفازی / اختلال زبان درمانی عصبی / ناتوانی در گفتار و درک زبان اختلال در توانایی درک یا تولید زبان است که معمولاً به دنبال آسیب به بخش های مرتبط با زب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Crown Office** در نظام حقوقی انگلستان به دفتر یا بخشی از بخش Queen's ( یا King's ) Bench Division در دادگاه عالی گفته می شود که مسئول امور اداری و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**DCI** مخفف چند عبارت مختلف است که بسته به زمینه کاربرد، معانی متفاوتی دارد. مهم ترین آنها عبارتند از: ### ۱. Drum Corps International ( DCI ) یک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 کلاه ایمنی کوچک / کلاه بچه گانه / کلاه محافظ مینیاتوری 🔹 مثال ها: He bought a wee helmet for his toddler’s bike rides. برای دوچرخه سواری بچه اش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 **معادل فارسی پیشنهادی:** **بیمار و ناتوان** / **در حال ضعف شدید** / **از حال رفته** ### 🔸 **تعریف ها:** 1. ** ( اصطلاح عامیانه ) :** عبارت * ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹: استاندارد پایین / حد انتظار خیلی کم / سقف پایین توقعات / خط کش بی مقدار 🔸 تعریف ها: 1 - ( معنای استعاری – عمومی ) : اصطلاح low bar زمانی به کار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 عقده ی برتری طلبی / خودبزرگ بینی افراطی / توهم برتری نسبت به دیگران 🔸 تعریف ها: 1 - ( روان شناسی کلاسیک ) : Superiority Complex اصطلاحی ست که توس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹موافق بودن با چیزی / حمایت کردن از چیزی /مخالف شدید بودن با چیزی ( در شکل اعتراضی ) بیمار بودن از یک مشکل جسمی یا روحی 🔸 تعریف ها: 1 - ( در زبان ع ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. **اصطلاح عامیانه:** عبارت *feel off - color* به معنای **احساس ناخوشی یا کمی بیمار بودن** است. یعنی وقتی کسی حس می کند حالش خوب نیست، ممکن است ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. **اصطلاح عامیانه:** عبارت *leave someone hanging* به معنای **رها کردن کسی در وضعیت نامشخص یا بی پاسخ گذاشتن او** است. یعنی فردی را بدون پاسخ، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. **اصطلاح عامیانه:** عبارت *have someone in tears* به معنای **باعث شدن که کسی به گریه بیفتد** است. یعنی فرد یا چیزی چنان تأثیر عاطفی یا احساسی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1. ** ( اصطلاح عامیانه ) :** عبارت *plow on* به معنای **ادامه دادن کاری با پشتکار و تلاش، حتی در شرایط سخت یا خسته کننده** است. یعنی بدون توقف یا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. **اصطلاح عامیانه:** عبارت *fly off the handle* به معنای **ناگهان و بدون کنترل عصبانی شدن** است. یعنی فرد به سرعت از کوره در می رود و واکنش شدی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 بی حال بودن / سرحال نبودن / کلافه یا بد خلق بودن / در وضعیت روحی یا جسمی ناپایدار بودن ( زمینه ی احساسی و فرهنگی ) : این اصطلاح در انگلیسی غیررسم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنی **مبتلا شدن به یک بیماری عفونی، معمولاً بیماری های ویروسی یا باکتریایی مانند سرماخوردگی یا آنفلوآنزا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"come down with something"** یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است که به معنی **مبتلا شدن به یک بیماری یا ناخوشی، معمولاً بیماری های عفونی مثل س ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 **تعریف:** **Chocohangover** به **احساس ناخوشایند جسمی یا روحی** گفته می شود که پس از **مصرف بیش از حد شکلات** به وجود می آید. این احساس می ت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Chocoholicism** یا **Chocoholism** به معنی **وضعیتی است که فرد به شکلات اعتیاد دارد یا به شدت به خوردن شکلات علاقه مند است**. این واژه به صورت غیرر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Chocoholism** به معنی **وابستگی یا اعتیاد به شکلات** است. این واژه به صورت طنزآمیز برای توصیف حالتی به کار می رود که فرد علاقه و اشتیاق شدیدی به خو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- عبارت **"No jive"** به معنی **"شوخی نمی کنم"، "جدی می گویم" یا "بدون حقه و فریب"** است. - این اصطلاح عمدتاً در زبان عامیانه انگلیسی آمریکایی و به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. ** ( صادق و درستکار بودن ) :** *On the square* به معنای **صادق، درستکار، قابل اعتماد و منصف بودن** است. وقتی کسی *on the square* باشد، یعنی به ط ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- عبارت **"No B. S. "** مخفف **"No Bullshit"** است که به صورت غیررسمی و عامیانه به کار می رود و معنی آن **"بدون حرف بی معنی، بدون دروغ یا بدون حاشیه" ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. ** ( عامیانه بریتانیایی ) :** *Pukka* به معنی **اصیل، واقعی، معتبر، باکیفیت و درجه یک** است. وقتی چیزی یا کسی را *pukka* می نامند، یعنی آن چیز ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- عبارت **"never been laid"** به صورت غیررسمی و عامیانه به کسی گفته می شود که **هرگز رابطه جنسی نداشته است**. - این اصطلاح معمولاً در مکالمات غیررس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در برخی موارد، green به صورت غیررسمی و عامیانه برای اشاره به کسی به کار می رود که در زمینه جنسی بی تجربه یا باکره است. این کاربرد معمولاً در زبان محا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

This term refers to someone who has not yet had sexual intercourse or any other sexual experiences. It can also be used metaphorically to describe so ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 خراب کاری کردن با سوتی بزرگ / اشتباه احمقانه و فاجعه بار / ناشیانه عمل کردن 🔹 مثال ها: He blundered up the whole presentation by forgetting his ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: ( فعل – عامیانه ) : Botch up به معنی خراب کردن، بد انجام دادن یا ناقص انجام دادن کاری است. وقتی کسی کاری را botch up می کند، یعنی آن ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

✍️ ( عامیانه – اشتباه کردن یا خراب کردن ) : عبارت fudge up به معنی اشتباه کردن، خراب کردن یا به هم ریختن کاری است. وقتی کسی fudge up می کند یعنی کار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 لرزش مختصر و ناگهانی / تلو تلو خوردن / اشتباه لحظه ای ( در حالت اسمی: توپک پارچه ای / پرز لباس ) 🔹 مثال ها: He bobbled the ball and missed the ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 لغزش کردن / اشتباه کردن ناگهانی / گیر افتادن در اشتباه / زمین خوردن ( به صورت استعاری ) 🔸 تعریف ها: ( معنای عمومی ) : این اصطلاح زمانی استفاده ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔄 از کسی مشورت گرفتن / از کسی راهنمایی خواستن 🔹 مثال ها: Can I pick your brains about this project? می تونم درباره این پروژه ازت مشورت بگیرم؟ She ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: Money is a common bone of contention in many marriages. پول در بسیاری از ازدواج ها یک موضوع اختلاف رایج است. The new policy became a bon ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - ( تاریخی و اصلی – آمریکا اوایل قرن بیستم ) : Muckraker به گروهی از روزنامه نگاران و نویسندگان اصلاح طلب گفته می شود که در دوره ی پیش از جنگ جهانی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه – انگلیسی ) : 1 - به شخصی گفته می شود که بیش از حد حساس، وسواسی، یا نگران جزئیات بی اهمیت است. این فرد معمولاً به خاطر دقت و حساسیت زیادش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 غم زده / افسرده حال / بی حوصله و دل مرده / کسی که دائم غصه می خوره 🔹 مثال ها: Don’t be such a moper—come out and have fun! این قدر غصه نخور—بیا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 عزیزم خوشگل / عروسکی نازنین / صورت عروسکی / خانم دل ربا / دختر ناز 🔹 مثال ها: “You sure are pretty, dollface. ” �واقعاً خوشگلی، عروسکی نازم. � ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 دختر جذاب ( لقب عامیانه ) / زن دل ربا / موضوع میل جنسی / دنبال دختر بودن ( در کاربرد فعلی ) 🔹 مثال ها: He spent the whole night trying to get s ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 سکه ده سنتی / پول ناچیز / پاس دقیق در بسکتبال یا فوتبال / زن بسیار جذاب - ( عامیانه خیابانی – مواد مخدر ) : در برخی زمینه ها، dime به بسته ای از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 زن زیبا و درشت اندام / زن پلاس سایز جذاب / خانم خوش اندام و پرجسم / زن تپل و دل ربا 🔹 مثال ها: BBW fashion brands are redefining beauty standard ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 واقعاً؟! / جدی می گی؟! / نه بابا! / نگو دیگه! / بعله دیگه! ( در حالت طعنه آمیز ) 🔹 مثال ها: “He’s dating the boss’s daughter. ” → “You don’t sa ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 شوخی نمی کنم! / جدی می گم! / دارم راستشو می گم! / سر به سر نمی ذارم! 🔹 مثال ها: No pulling your leg—I really got the job! شوخی نمی کنم—واقعاً او ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 شستن و پاک کردن / لغو شدن به خاطر باران / از دور خارج شدن / رد شدن از دوره یا آزمون / فرسایش یا تخریب توسط آب 🔹 مثال ها: I hope this stain will ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 از پا افتاده ام! / خسته و کوفته ام! / نای حرکت ندارم! / تا مرز غش کردن! 🔹 مثال ها: After hiking all day, we were ready to drop. بعد از یه روز کا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 از پا انداختن / خسته و کوفته کردن / بی رمق کردن / خسته شدن شدید 🔹 مثال ها: That hike really tuckered me out. اون پیاده روی واقعاً خستم کرد. She ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 مثال ها: I totally fagged out after running errands all day. بعد از کل روز خرید رفتن، کاملاً از پا افتادم. Chasing the kids around the park rea ...