پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٠١٦)

بازدید
٢٢,٨١٤
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

👈 مست و پاتیل! / تلوتلوخوران! / سه تا بادبان در باد! / کاملاً از کنترل خارج شده! 🔹 مثال ها: She stumbled into the room, clearly three sheets to th ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 بی دردسر! / بدون حاشیه! / آروم و بی تنش! / بدون دعوا و جنجال! 🔹 مثال ها: She told her friends she wanted a no - drama birthday party. به دوستاش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 پای کارم! / موافقم! / حاضرم انجامش بدم! / باهاشم! 🔹 مثال ها: I’m totally down for it—count me in! کاملاً باهاشم—رو من حساب کن! She said she’s d ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

احساسات، تلاش یا حرف هایش را بدون سانسور یا محدودیت بیان می کنه با تمام توان و انرژی وارد عمل می شه از چیزی نمی ترسه یا عقب نشینی نمی کنه 🔹 مثال ه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 پول تاخورده / اسکناس / پول نقد کاغذی 🔹 مثال ها: He laid down some serious folding stuff for that new car. برای اون ماشین جدید کلی اسکناس خرج کر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹شِکِل ( واحد پول اسرائیل ) / سکه نقره ی باستانی / پول نقد / ثروت / درآمد 🔹 مثال ها: She’s saving up her shekels for a trip to Europe. داره پولاشو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 هزار پوند / کیسه شن / لقب طنز برای سینه زنانه ( در فیلم ) / حرکت بی اثر یا ناآگاهانه 🔹 مثال ها: He asked for a bag of sand to settle the debt. ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 پول نقد ( لقب غیررسمی ) / بوسه ی محکم و بلند / اسکناس / دلار / پوند / ماچ آبدار! 🔹 مثال ها: He won 500 smackers at the poker table. سر میز پوکر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 پول برد شرط بندی / سود حاصل از قمار / پول نقد ( لقب غیررسمی ) / درآمد حاصل از برد 🔹 مثال ها: She made some decent scratchings at the dog track l ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( اسم – کارخانه سکه سازی ) : مکانی که در آن سکه های فلزی تولید و ضرب می شوند. مثلاً: The Royal Mint ( سکه سازی سلطنتی در بریتانیا ) ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 پول / ثروت / مال / درآمد ( معمولاً با بار منفی طمع یا فساد ) اغلب در متون ادبی و انتقادی به کار می رود تا به طمع، حرص یا کسب درآمد ناپاک یا غیر ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ثروت نامشروع / مال حرام / دزدی یا غنیمت / پول بادآورده 🔹 مثال ها: He amassed great pelf through dishonest dealings. او ثروت زیادی از طریق معامل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی خانمان / آدم ولگرد / کسی که در خیابان یا پناهگاه های ارزان می خوابد 🔹 مثال ها: He’s just a dosser who sleeps in cheap hostels and avoids work. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف کاربردی: 1 - ( شیمی و صنعت ) : مایعی که از طریق تقطیر به دست میاد؛ یعنی بخار حاصل از جوشاندن ماده ای جمع آوری و تبدیل به مایع خالص می شه. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف کاربردی: در زبان غیررسمی، به ویژه در زمینه ی نوشیدنی ها: Hard Stuff به نوشیدنی های الکلی با درصد بالا اطلاق می شه معمولاً شامل ویسکی، ودکا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 تعریف ها بر اساس نقش دستوری: 1 - ( اسم – نوشیدنی ) : یک نوشیدنی الکلی، به ویژه در گفت وگوهای غیررسمی یا طنزآمیز. مثال: Her favorite tipple is a ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( نوشیدنی – رایج ) : وقتی نوشیدنی الکلی، به ویژه ویسکی یا بوربِن، بدون آب و فقط با یخ سرو می شه. مثال: I’ll have a Scotch on the r ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها بر اساس کاربرد: 1 - ( نوشیدنی – رایج ) : نوعی ویسکی آمریکایی که حداقل ۵۱٪ از ذرت تهیه می شه و در بشکه های چوب بلوط سوخته نگهداری می شه. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

**اسکاتچ** معمولاً به **ویسکی اسکاتلندی** اشاره دارد، نوعی ویسکی که در کشور اسکاتلند تولید می شود و قوانین سخت گیرانه ای برای تولید آن وجود دارد. - ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فضای غیررسمی، به ویژه در میان طرفداران ویسکی، brown water به عنوان لقب شوخ طبعانه برای نوشیدنی های الکلی تیره رنگ مثل ویسکی، براندی یا رام استفاده ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 حبس عاشقانه / قفل احساسی / عشق در بند / عاشقانه ی محدودشده 🔸 تعریف ها: ( استعاری – احساسی ) : حالتی که فرد درگیر احساسات شدید عاشقانه شده ولی به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح L - Bomb مخفف و استعاره ای از "Love Bomb" یا گفتن ناگهانی "I love you" به کسیه—به ویژه وقتی طرف مقابل آمادگی شنیدنش رو نداره یا رابطه هنوز در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ILYSM مخفف عبارت "I Love You So Much" هست و برای بیان عشق و علاقه ی شدید به کسی استفاده می شه. این اصطلاح معمولاً در پیام های عاشقانه، دوستانه یا خان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 دل دادگی بی ثمر / غرق خیال کسی شدن / با حسرت به کسی فکر کردن / عاشقانه در فکر کسی بودن 🔹 مثال ها: She’s been mooning over that actor for weeks. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### تعریف و ویژگی ها **جلابه** ( Djellaba یا Jillaba ) یک پوشاک سنتی و بلند با آستین های گشاد و کلاه نوک تیز است که هم مردان و هم زنان در مناطق مغرب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**کیمونو** یک پوشاک سنتی ژاپنی است که تاریخچه ای بسیار طولانی و غنی دارد و طی قرون متمادی تکامل یافته است. ### تاریخچه کیمونو - نخستین شکل های لبا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( طراحی داخلی – رایج ) : پارچه هایی که به صورت آویزان و چین دار برای تزئین فضا استفاده می شن؛ مثل پرده های سنگین، رومیزی های آویزان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹پز دادن / خودنمایی کردن / شیک و پرزرق وبرق / فخر فروشی / استایل لوکس 🔹 مثال ها: He was swanking about in his new sports car. داشت با ماشین اسپرت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 مدباز افراطی / مدپرست نمایشی / فشن بازِ دنبال مد / استایل چیِ خودنما 🔸 تعریف کاربردی: ( اسلنگ مد و استایل ) : فردی که به شدت دنبال ترندهای مد رو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 با تمرکز کامل کار کردن / بی وقفه تلاش کردن / سر در کار داشتن 🔹 مثال : If you keep your nose to the grindstone, you’ll finish the project on time ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 جون کندن / خرکاری کردن / بی وقفه تلاش کردن / عرق ریختن برای انجام کاری 🔹 مثال ها: She busted her hump to get the house cleaned before guests arr ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹سهم خود را ادا کردن / خرج خود را درآوردن / مستحق بودن برای نگهداری / به اندازه ی مزایا تلاش کردن 🔹 مثال ها: She earns her keep by doing all the h ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 مثال ها: She always pulls her weight in group assignments. همیشه در پروژه های گروهی سهم خودش رو درست انجام می ده. The team is frustrated becaus ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 جون کندن پای اجاق / خرکاری آشپزخونه ای / پخت وپز طاقت فرسا / عرق ریختن پای قابلمه 🔹 مثال ها: She’s always slaving over a hot stove for her famil ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

( استعاری – فرهنگی ) : نماد روال تکراری، خسته کننده و بی پایان زندگی یا کار؛ مثل رفت وآمد روزانه، وظایف شغلی یا مسئولیت های خانوادگی. I’m tired of t ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معدن نمک / کار طاقت فرسا / خرکاری روزانه / محل زجر شغلی 🔹 مثال ها: He works in a real salt mine in Poland. اون واقعاً توی یه معدن نمک در لهستان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 جون کندن / بی وقفه کار کردن / بی مزد و منت کار کردن /خرکاری کردن 🔹 مثال ها: She slaved away in the kitchen all afternoon. تمام بعدازظهر توی آشپز ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 سیب زمینی / سیب زمینی خاکی / کنگر فرنگی اورشلیم / سیب زمینی زمینی 🔹 مثال ها: The sky pirates were eating baked snowbird and earthapple mash. دزد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی Caldar به عنوان اصطلاحی غیررسمی برای اشاره به سیب زمینی استفاده می شه، به ویژه در زمینه ی آشپزی یا گفت وگوهای دوستانه. مثال ها: These caldar ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - ( رسمی – زبان روسی ) : شکل کوچک نمایی و محبت آمیز واژه ی brat ( برادر ) در روسی؛ یعنی برادر کوچک تر یا عزیز. در روسی: братишка مثال: Как дела, ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**ملامتی** ( در عربی: ملامتیه ) یکی از جریان های مهم عرفانی و اخلاقی در تاریخ تصوف اسلامی است که پیروان آن به �ملامتیان� شهرت دارند. این جریان از قرن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه آمریکایی ) : در برخی منابع، cold coffee به صورت طنزآمیز یا عامیانه برای اشاره به آبجو سرد استفاده می شه مثال: “Let’s meet up at the bar f ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توالت ( به صورت طنز ) ( طنزآمیز – عامیانه ) : در برخی منابع غیررسمی و شوخ طبعانه، Oval Office به عنوان لقب خنده دار برای توالت استفاده می شه—به ویژ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 عزیز دلم / بامزه جون / خرگوش کوچولو / عشق نازنین 🔸 تعریف ها: 1 - ( احساسی – عاشقانه ) : لقب محبت آمیز برای دوست دختر، دوست پسر یا شریک عاطفی؛ مثل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 الهام بخش من / منبع خلاقیت من / مظهر الهام من 🔸 تعریف ها: 1 - ( شاعرانه – هنری ) : کسی یا چیزی که باعث برانگیختن احساسات، خلاقیت یا الهام هنری د ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیر زیرکی خندیدن / پنهانی خندیدن به کسی یا چیزی / خنده ی درونی و مخفیانه 🔹 مثال ها: She pretended to be sympathetic, but was laughing up her sleeve ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف ها: ( عنوان بازی موبایلی ) : Screw Land 3D یک بازی پازلی سه بعدی ست که در آن بازیکن باید پیچ ها، مهره ها و پین ها را باز کند، بچرخاند و در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مثال ها: Stop hitting me up for cash—I’m broke too! این قدر ازم پول نخواه—منم بی پولم! She hit her parents up for cash to pay rent. از پدر و ماد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف ها: 1 - ( تبلیغاتی – غذایی ) : عبارتی احساسی و اغراق آمیز برای توصیف غذایی که به شدت لذیذ و دلپذیره—طوری که هر لقمه اش حس ورود به بهشت رو من ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( آلمانی – اسم ) : واژه ی رسمی برای مادر در زبان آلمانی؛ در موقعیت های رسمی یا نوشتاری استفاده می شه مثال: Meine Mutter ist�rztin. مادر من پزشک است. ...