پیشنهاد‌های دکترحامد رسولی (١,٦٩١)

بازدید
٩,٩١٩
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

بازو دست ( از شانه تا نوک انگشت ) ، شاخه، قسمت، شعبه، شاخه های لنگر، قدرت پرتاب توپ، چاشنی کشیدن، آماده انفجار کردن، رسته ( رزمی و پشتیبانی رزمی ) ، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

مهم بودن، اهمیت داشتن قالب، کالا، ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، مهم، با اهمیت، علوم مهندسی: کالا، قانون فقه: قضیه، شیمی: ماده، علوم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

پر با پر پوشاندن، با پر آراستن، بال دادن، ورزش: آهسته زدن گوی، علوم دریایی: نیم چرخ دادن ( پارو ) ، زبانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

چطور، چرا، دلیلش چیه، چطورشده used to ask someone why or how something happened

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

نوبت دور زدن، پیچ مسیر، تاباندن، پیچ، چرخش، گردش ( بدور محور یا مرکز ) ، ماشین تراش، پیچ خوردگی، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تا زدن، برگرد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

چلاق، شل، افلیج، لنگ شدن، عاجز شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

درود و هزاران درود به هزار رود یک قسمت از طارم زیبا، هندوستان ایران، ♥️🌹من هم با افتخار بنارودی هستم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

I am fed up from him من از دستش ذله شدم، از دست اون جون به لب شدم از دست اون کلافه ام

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آرام و ریلکس قدم زدن قدم زنی، گردش، پرسه زنی، قدم زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

رسیدن به جایی؛ گرفتن، دریافت کردن؛ شدن؛ خریدن؛ گرفتن، به دست آوردن؛ سوار وسیله نقلیه شدن کسب کرده، به دست آمده، فراهم کردن، حاصل کردن، تحصیل کردن، ته ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

A natural amine, C5H15NO2, often classed in the vitamin B complex and a constituent of many other biologically important molecules, such as acetylch ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

واقع گرا واقع بین، تحقق گرا، راستین گرا، بازرگانی: واقع بین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شرح داده شده، توصیف شده، رسم شده، نمایش داده شده،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

نیم نگاهی انداختن برانداز کردن، نظر اجمالی، مرور، نگاه مختصرکردن، نظر اجمالی کردن، اشاره کردن و رد شدن برق زدن، خراشیدن، به یک نظر دیدن، علوم مهندسی: ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

مامور بررسی و تحقیق در مورد علت مرگهای ناگهانی، ماموری که وظیفه اش جنبه قضایی و اجرایی دارد ، طبیب قانونی، قانون فقه: هر دو را داراست ولیکن جنبه قضای ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

خوش و بش، گپ و گفت خودمانی، گفتگوی خودمانی bavardage, by - talk, chitchat, chitter - chatter, trifling

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

ارتباط دادن متحد، شریک شدن، هم پیوند، همبسته، وابسته کردن، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

از وسط چیزی گذشتن، از جایی رد شدن متقاطع، عرضی، عبور کردن، تقاطع کردن، برخورد کردن، قطع کردن یک مسیر، صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حد و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

ذهن؛ مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتنا کردن، حذر کردن در نظر داشتن، نگهداری کردن، رسیدگی کردن، نظر، نیت، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزی را کردن، یا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مشکل، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

احمقانه پوچ، ناپسند، یاوه، مزخرف، بی معنی، نامعقول، عبث، مضحک، بیهوده، بیخود، چرت و پرت، مسخره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

انتزاعی ( یک نوع سبک هنری ) ، تجریدی، مطلق ( عدد ) ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، چکیده کردن، جداکردن، تجزیه کردن، جوهرگرفتن از، عاری ازکیفیات وا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

شتاب گرفتن، شتاباندن، تسریع کردن، تند کردن، شتاب دادن، بر سرعت ( چیزی ) افزودن، سرعت دادن، سرعت گرفتن، تندتر شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

دسر، پس غذا، میوه ژله بستنی یا شیرینی پس از غذای اصلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

مسیر تراشنده، نزدیک به زمین، تیر تراش، تغذیه کردن از، چریدن، خراش، خراشیدن، گله چراندن، علوم نظامی: زمین، اتش تراش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

ناجنبی، غیر جنبی، فلج موقت اعضا بدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

مرض همه گیر دامها، امراض فصلی و ناحیه ای دامها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

بی احتیاط بی پروا، بی بیاک، بی ملاحظه، بی اعتنا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

پرهیزکار مقدس، منزه و پاکدامن، وقف شده، قانون فقه: قدوس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

ابزار قلم تراش، افزار، اسباب، آلت دست، دارای ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن، شکل دادن، مجهز کردن، علوم مهندسی: ابزار کار، کامپیوتر: وسیله، عمران: ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

سازدهنی، الت موسیقی شبیه سنتور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

I am carrying you in my heart تو در قلب من هستی، تو را در دل دارم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

رویان، جنین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

موی دماغ، آدم آویزون، کنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

تراکم معدنی استخوان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

با سلام عرض ادب و احترام خدمت اساتید و بزرگواران پارسی دوست خانم نازیلا و کوه پیمان و بقیه عزیزان اینکه من جنگ ندارم ، واژگان شما بسیار غنی و قشنگ و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

ریختن، سرازیر کردن جاری شدن یا ساختن، تراوش بوسیله ریزش، مقدار ریزش چیزی، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، روان ساختن، پاشیدن، افشاندن، جاری شدن، باریدن، علو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

مفهوم تصور کلی، راه کار، تدبیر، روش اجرای یک چیز، چکیده، فکر، عقیده، روانشناسی: مفهوم، علوم نظامی: خلاصه خط مشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

خراب، از کار افتاده، بدرد نخور، زوار در رفته، خارج از سرویس،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

بلندی ( از سطح دریا ) ، ارتفاع از سطح دریا، فرازا، بلندی، ارتفاع، فراز، منتها درجه، مقام رفیع، منزلت، علوم مهندسی: بلندی، عمران: بلندی از سطح دریا، م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

وصول کردن، خالص، پاک ، تخلیه جمع کردن، خالی کردن آشکار، زلال، صریح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن، روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

تشک ، رختخواب یا زیرانداز خواب که خصوصا در کشور ژاپن استفاده میشود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

تنگ ، سفت، محکم، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد، علوم مهندسی: مانع دخول هوا یا آب، بازرگانی: محکم، ورزش: تنگنا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

profanation, blasphemy, sacrilege, violation بی حرمتی، هتک حرمت، بی حیثیت کردن، بی احترامی، تجاوز کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

معذب ، خامکار، زشت، بی لطافت، ناشی، سرهم بند، غیر استادانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

مربوط به والدین، خانوادگی، والدینی، مربوط به پدر و مادر یا به قول دوستان اساتید پاسدار پارسی: پرمارال

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

موش؛ خبرچین موش صحرایی، آدم موش صفت، موش گرفتن، کشتن، دسته خود را ترک کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

موش؛ خبرچین موش صحرایی، آدم موش صفت، موش گرفتن، کشتن، دسته خود را ترک کردن، خیانت، renegade, apostate, defector, recreant, runagate, tergiversator, t ...