محسن قنبری

محسن قنبری دکترای حرفه ای داروسازی
کارشناس ارشد علوم قران و حدیث
کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



scrub٠٦:٣٨ - ١٤٠١/٠٩/٠٨حذف کردنگزارش
0 | 0
briefly٠٦:٣٥ - ١٤٠١/٠٩/٠٨در مدت کوتاهیگزارش
0 | 0
threatened٠٦:١٦ - ١٤٠١/٠٩/٠٨مرعوب ساختن ترساندن بیم دادن به مخاطره افکندن به مخاطره انداختن در معرض خطرقرار دادنگزارش
0 | 0
lookup١٢:٤٣ - ١٤٠١/٠٩/٠٧مراجعه به: Look upگزارش
0 | 0
pervasive١٢:٤٠ - ١٤٠١/٠٩/٠٧چشمگیرگزارش
5 | 0
meniere's disease١٩:٤٨ - ١٤٠١/٠٩/٠٣مراجعه به: meniere's syndromeگزارش
0 | 0
meniere disease١٩:٤٨ - ١٤٠١/٠٩/٠٣مراجعه به: meniere's syndromeگزارش
0 | 0
meniere١٩:٤٨ - ١٤٠١/٠٩/٠٣مراجعه به: meniere's syndromeگزارش
0 | 0
meniere's syndrome١٩:٤٧ - ١٤٠١/٠٩/٠٣بیماری منیر یک اختلال در گوش داخلی است که می تواند منجر به سرگیجه ( سرگیجه ) و کاهش شنوایی شود. در بیشتر موارد، بیماری منیر تنها یک گوش را درگیر می ک ... گزارش
0 | 0
tinnitus١٩:٣٥ - ١٤٠١/٠٩/٠٣Tinnitus is the perception of a ringing, buzzing, roaring, whistling or hissing sound in your ear.گزارش
0 | 0
early on١٩:٣٢ - ١٤٠١/٠٩/٠٣با گذشت اما زمان کمی؛ در اوایل یک فرآیند، پروژه و غیره؛ در اوایل بازیگزارش
0 | 0
dizzy spells١٩:٢٩ - ١٤٠١/٠٩/٠٣دوره کوتاهی که در طی آن احساس سرگیجه می کنید. مثال: Meniere's disease is a disorder of the inner ear that can lead to dizzy spells ( vertigo ) and ... گزارش
0 | 0
fall flat١٨:٤١ - ١٤٠١/٠٩/٠١کاملا ناموفقگزارش
0 | 0
maneuver١٣:٣٦ - ١٤٠١/٠٩/٠١مانورگزارش
0 | 0
dismay١٣:١٧ - ١٤٠١/٠٩/٠١سرشکستگیگزارش
0 | 0
carry off١٣:٠٦ - ١٤٠١/٠٩/٠١معنی ( فوت شدن بر اثر بیماری ) درسته. مثال: he was carried off by pneumonia. the disease carried off thousands. The Black Plague in the Middle Ag ... گزارش
0 | 0
cater to١٣:١٦ - ١٤٠١/٠٨/٣٠1. تأمین یا مراقبت از کسی یا چیزی. 2. ارائه رفتار خاص یا مساعد برای کسی یا چیزی.گزارش
0 | 0
unprompted٢٣:٢٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٩یهوییگزارش
0 | 0
in turn٢٣:١٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٩در جای خودگزارش
0 | 0
presupposed٢٢:٥٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٩فلسفه، منطق، زبان شناسی پیش انگاشته ایجاب کردن ( شرط ) به عنوان پیش شرط برای درست یا نادرست بودن یک گزاره یا برای خوشایند بودن یک عمل گفتاری. آیا از ... گزارش
0 | 0
forum١٢:٥٦ - ١٤٠١/٠٨/٢٩در شهرهای روم باستان، فروم میدانی بود که مردم برای بحث در مورد مسائل تجاری و سیاسی گرد هم می آمدند.گزارش
0 | 0
burst١٢:٥١ - ١٤٠١/٠٨/٢٩سرازیر شدنگزارش
0 | 0
bulk download١٥:١٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٨دانلود گروهیگزارش
0 | 0
wariment١٣:٢١ - ١٤٠١/٠٨/٢٨مراجعه به : cautionگزارش
0 | 0
waribashi١٣:١٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٨Chopsticks are shaped pairs of equal length sticks that have been used as the traditional utensils of China, Vietnam, Korea and Japan for thousands o ... گزارش
0 | 0
war horse١٢:٥٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٨1. اسبی که در جنگ استفاده می شود 2. یک سرباز کهنه کار، سیاستمدار یا فرد مسن، به ویژه فردی که پرخاشگر است.گزارش
0 | 0
dummy١٢:٥٥ - ١٤٠١/٠٨/٢٨الکیگزارش
0 | 0
eye١٠:٤١ - ١٤٠١/٠٨/٢٨چشم داشتنگزارش
0 | 0
maverick١٠:٣٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٨یک دندهگزارش
2 | 0
soccer mad٢٢:٥٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٧مثال: It's not just professional players are soccer mad, the whole world is! kidadl. com ( 2021 ) In a charming story that any kid who loves a spor ... گزارش
0 | 0
soccer mad٢٢:٤٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٧دیوانه فوتبالگزارش
0 | 0
burned out١٢:٥١ - ١٤٠١/٠٨/٢٧مثال: The entry place, a black, gaping mouth, reminded him of a burned - out bakery on the strcet where he had lived in Belfast. Bringle, Mary DEAT ... گزارش
0 | 0
burned out١٢:٤٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٧از کار افتادهگزارش
0 | 0
warm up٢٣:١٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٥تدارکاتیگزارش
0 | 0
extratropical cyclone١٩:١٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٥چرخندهای برون حاره ای که گاهی چرخندهای عرض های میانی یا چرخندهای موجی نیز نامیده می شود، مراکز کم فشاری هستند که به همراه واچرخندهای مراکز پرفشار، هد ... گزارش
0 | 0
weird١٥:٢٥ - ١٤٠١/٠٨/٢٥عجیب غیر طبیعیگزارش
0 | 0
empowering١٩:٣١ - ١٤٠١/٠٨/٢٤پیشرفت دادنگزارش
0 | 0
striking١٢:٣٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٣اعتصاب کارگری being on strike, as workersگزارش
0 | 0
purport١٢:٢٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٣به منظورگزارش
0 | 0
petrol bomb١٢:٢٦ - ١٤٠١/٠٨/٢٣Molotov cocktailگزارش
0 | 0
minor١٢:٢٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٣طفل کوچولوگزارش
2 | 0
hard line١٢:١٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٣سازش ناپذیر، محکم ( در عقاید یا رفتار سیاسی )گزارش
0 | 0
sledgehammer١٧:٢٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٢به شدت قدرتمندگزارش
0 | 0
veterans day١٧:١٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٢روز کهنه سربازان نام یکی از تعطیلات رسمی در ایالات متحده آمریکا است. این روز در ۱۱ نوامبر توسط دولت فدرال یکی از تعطیلات عمومی به حساب می آید. این ر ... گزارش
0 | 0
going out of existence١٧:٠٥ - ١٤٠١/٠٨/٢٢منحل شدن عدم تداوم فعالیتگزارش
0 | 0
on track١٦:٥٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٢دنبال کردن مسیر عمل مورد نیاز برای رسیدن به چیزی مثال: We have a safety car out on track. The Guardian ( 2019 ) The oil price is on track for its ... گزارش
5 | 0
chill١٦:٥٥ - ١٤٠١/٠٨/٢٢دپر س شدن ترسیدنگزارش
0 | 0
wiped out٠٨:٢٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٢از نظر جسمی یا ذهنی خسته شده مست شده توسط مواد مخدر یا الکل غرق، هیجان زده، شگفت زده و غیرهگزارش
0 | 0
positif٠٨:٢٠ - ١٤٠١/٠٨/٢٢( یک لغت فرانسوی ) مثبت سازنده مفید یک مجله سینمایی فرانسوی یک برند ساعتگزارش
0 | 0
فیلتر بزرگ٠٨:٠٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٢مثال: The “Great Filter” theory posits that other civilizations, potentially many, have existed during the history of the universe, but they all wip ... گزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



pharmacy٢٢:٢١ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• Pharmacy and lavish automobile, what a kindred pair they were!
داروخانه و اتومبیل مجلل، چه جفت همسانی بودند!.
0 | 0
pharmacy٢٢:١٦ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• I finally settled on the idea of studying pharmacy.
من در نهایت به فکر تحصیل داروسازی افتادم.
0 | 0
pharmacy٢٢:١١ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• At a nearby Safeway pharmacy an incorrect antibiotic was dispensed for a small girl.
در یک داروخانه سیف وی نزدیک، یک آنتی بیوتیک نادرست برای یک دختر کوچک تجویز شد
0 | 0
pharmacy٢٢:٠٢ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• In the back of the King Street pharmacy he worked on new concoctions, cures for minor dermatological problems.
در قسمت عقبی داروخانه خیابان کینگ ، او برای درمان مشکلات پوستی خفیف روی معجون های جدید کار کرد.
0 | 0
pharmacy٢٢:٠١ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• In the back of the King Street pharmacy he worked on new concoctions, cures for minor dermatological problems.
در قسمت عقبی داروخانه خیابان کینگ ، او روی معجون های جدید برای درمان مشکلات پوستی خفیف کار کرد.
0 | 0
pharmacy٢١:٥٤ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• I had studied pharmacy in college; he was in premed.
. من در دانشگاه داروسازی خوانده بودم. او دانشجوی دوره پیش پزشکی بود.
2 | 0
pharmacy٢١:٤٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• When patches were obtained from an outside pharmacy some peace returned to the ward.
وقتی پانسمانها از داروخانه بیرون [بیمارستان] تهیه شد بخش حدودی آرام شد.
0 | 0
pharmacy٢٠:٠٤ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• She came home from work in the hospital pharmacy to find him doing the laundry or mopping the floor.
او از محل کار در داروخانه بیمارستان به خانه آمد تا او در حال شستن لباس ها یا تمیز کردن زمین ببیند.
0 | 0
pharmacy١٩:٥٤ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• He identified pharmacy, high energy physics and architecture as being over-represented in the universities.
او داروسازی را [رشته ای] شناخت که بدنها و سیستمی با انرژی زیاد طلب میکند که به کرات در دانشگاه ها ارائه می شود.
0 | 0
pharmacy١٩:٠٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• If your pharmacy doesn't stock the product you want, have them order it for you.
اگر داروخانه شما کالایی را که می خواهید ذخیره نکند، از آنها بخواهید آن را برای شما سفارش دهند.
0 | 0
pharmacy١٩:٠٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• He spent four years studying pharmacy.
او چهار سال را به مطالعه داروسازی گذراند.
2 | 0
pharmacy١٩:٠١ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• The old pharmacy still has its original shopfront.
داروخانه قدیمی هنوز ویترین رو به خیابان اصلی خود را دارد.
0 | 1
pharmacy١٨:٥٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• As we headed for the pharmacy,I told her that Helen was going to help us.
درحالیکه به سمت داروخانه می رفتیم من به او گفتم که هلن می خواست به ما کمک کند.
0 | 1
pharmacy١٨:٥٤ - ١٤٠١/٠٦/٢٥
• Modern pharmacy has solved the problem of sleeplessness.
داروسازی مدرن مشکل بی خوابی را حل کرده است
0 | 1
reliability٠٨:١١ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• The company has a name for reliability.
شهرت این شرکت در قابل اعتماد بودن است.
0 | 0
prioritize٠٧:٥٨ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• You must learn to prioritize your work.
شما باید اولویت بندی کار خود را یاد بگیرید.
0 | 0
on the house٠٦:٥٤ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• We've put down a 5% deposit on the house.
ما برای خانه 5% ودیعه گذاشتیم.
2 | 0
on the house٠٦:٥١ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• At Christmas the family descend on the house bearing gifts.
در کریسمس خانواده با هدایایی بسوی خانه سرازیر شدند.
0 | 0
on the house٠٦:١٦ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• We'll have to have a blitz on the house before your parents arrive.
قبل از اینکه در و مادرت برسند باید تلاش زیادی برای ارتقاء خانه انجام بدهیم.
0 | 0
on the house٠٦:٠٦ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• A tree fell on the house and gave him a fright.
یک درخت بر روی خانه افتاد و او را شوکه کرد.
0 | 0
on the house٠٦:٠٠ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• We're going to have some building work done on the house.
ما می خوایم یه سری کاره ای ساختمانی روی این خونه انجام بدیم
0 | 0
on the house٠٣:٣٥ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• A bird sits on the house.
پرنده ای روی خانه نشسته است.
0 | 0
on the house٠٣:٣٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• The work they did on the house was a botched job.
فعالیتی که در خانه انجام دادند شغلی نا موفق بود.
0 | 0
on the house٠٣:٢٨ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• We have a 12-day option on the house.
ما یک گزینه ۱۲ روزه برای این خانه داریم.
0 | 0
on the house٠٣:٢٧ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• He believed that someone had put a curse on the house.
او معتقد بود که کسی خانه را نفرین کرده است.
0 | 0
on the house٠٣:٢٥ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• Have a drink on the house.
یک نوشیدنی مهمان من باشید.
0 | 0
on the house٠٣:٢٥ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• All the drinks were on the house.
تمامی نوشیدنی ها رایگان بودند.
0 | 0
on the house٠٣:٢٤ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• We have an option on the house.
ما ایده ای برای خانه داریم.
0 | 0
on the house٠٣:٢٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• They made a firm offer on the house over the weekend.
آنها طی آخر هفته، پیشنهاد خود را برای خانه ارائه دادند.
0 | 0
on the house٠٣:٠١ - ١٤٠١/٠٦/٢٤
• We have an option on the house.
ما گزینه ای در اختیار داریم.
0 | 0