پیشنهاد‌های فرشته عاج (٦٨٤)

بازدید
٢,٨٤٠
تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

با کسی یا چیزی در افتادن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در موقعیت سخت یا شرم آوری گرفتن که خلاص شدن از آن راحت نباشد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دل و قلوه گرفتن احساسات داغ و پرشور و بعضاً سکسی داشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

She stood me up اون قالم گذاشت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معمولا این طوری به کار نیره Get a load of this اینو داشته باش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اینو داشته باش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تو کف چیزی رفتن حسابی شیفته کسی یا چیزی شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عامیانه بی خیال چیزی شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گاهی اگر عامیانه به کار رود یعنی فتا گستاخانه داشتن یا قیافه گرفتن You have an attitude قیافه می گیری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Good thing I asked خوب شد پرسیدم باز خوبه که پرسیدم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیابت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اگر در مورد عکس کسی به کار رود، یعنی عکش از خودش بهتره مثال: Her picture flatters her. عکسش از خودش بهتره.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اگر در مورد تومور به کار رود، بدهیم ترجمه شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تومور بدخیم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت چشمگیر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بگو غلط کردم بگو تسلیمم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اقامه دعوا کردن شکایت کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

زخم بستر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رئیس کارگزینی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وقتی باعث ملاقات و قرار گذاشتن دو نفر با هم بشید، از این کلمه استفاده میشه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حسن نیست گاهی هم ممکن است به این شکل بیاید: a gesture of goodwill

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

نافذ نبودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فایده ش چیه؟

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نخ نما گاهی به معنای چیز نخ نما وکهنه است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی به معنی انتصاب است. مثال He withdrew, before his appointment could be rescinded. او قبل از اینکه انتصابش لغو شود، کناره گیری کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکیه بیش از جد به چیزی معمولا بعد از این عبارت حرف اضافه و می آید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیکه بیش از جد به چیزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی می توان کور کورانه ترجمه کرد مثلا وفاداری کورکورانه Unquestioned loyalty

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رگه غنی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهایت ت سعادت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

پر زرق و برق اگر درمورد پارچه یا لباس به کار رود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فریبندگی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاوشگر در یک تقسیم بندی کسی را که بیشتر پژوهش های کمی را انجام می دهد researcher و کسی که بیشتر پژوهش های کیفی را انجام می دهد کاوشگر یا requirere م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیز نا خوشایندی را از سر گذران

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Medulla ablongata پیاز مغز تیره یا بصل النخاع

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تغییر ناخالص

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تغییر خالص

پیشنهاد
١

از زیر سوال در نرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک دسته شیر که با هم در یک قلمرو زندگی می کنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آسان هضم خوراکی که هضمش آسان باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شبه هایی مطرح شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گدا بازی دقت کنید به معنا و بافت کلمه در جمله تا گدابازی را گاهی ارزانی ترجمه نکنید. مثال You inherited your dad cheapness. گدابازی را از پدرت به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دلبری کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با بدبختی به چیزی دست پیدا کردن، مثال I busted my ass to find a job با بد بختی کار پیدا کردم.

پیشنهاد
١

ورق برگشته

پیشنهاد
٢

کور خوندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جای کسی را نگه داشتن مثلا می خواهیم به کسی که در صف نانوایی جلوی ماست، بگیم میشه جای من را نگه داری Holding my spot.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقت تلف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با سر صدا غذا خوردن