پیشنهاد‌های سعید امدادی (١,٣٣١)

بازدید
٣,٦٧٤
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سلام خدمت کاربر ان، این عبارت اسمی است و نقش اسم را به خود می گیرد، حضور ذهن شاید از نظر تحت اللفظی جور دربیاید ولی معنی اش کلا متفاوت است، معنی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همون یک بار - اسم است صفت نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موردی باشد نه همیشگی و کلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

و امثالهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Filled me with admiration الگویم بوده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از نظرٕ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیرون نشستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حال کردن I don't relish the thought of حال نمی کنم از. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

And they seem to take pleasure in looking after you. لذت می برند از اینکه خدمت گزارتان هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

They seem to take pride in their service می بالند به خدماتشون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خز اصطلاح نسل Z ازمد افتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمام مساله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از پیج english. mj 1 - you're good به معنی بفرمایید است. 2 - you're good to go به معنی بفرمایید می تونین برین 3 - we're good to go آماده ایم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

you're good

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چند اصطلاح دیگه به نقل از پیج اینستاگرام به آدرس : rojas. teacher ? you need a hand کمک میخای؟ stay in touch در تماس باش let's call it a day برای ام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

1 - نهایی کردن قرار داد قطعی کردن قرار 2 - ته و توی چیزی رو در آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با سلام خدمت دوستان و استاد بیگدلی، استاد بیگدلی عزیز، داشتم دنبال معادل واژه driven در جمله ذیل می گشتم که کامنت زیبایتان را دیدم که تو خال زدین ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعمیم دادن یک تئوری نمایشگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیسته بیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محدودیت اعمال شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اثبات کردن یک ادعا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا بحال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱ - اگر فعل باشد: فهماندن یه جوری مطلبی را رسوندن حالی کردن در ترجمه ها� منظورشون این بود که . . . � خیلی جور در میاد، 2 - اگر اسم باشد: یه ذره - یه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واژه زیبای serving و تفاوت آن با portion وhelping چیست؟ 1 - serving - وعده، نفر ( منظور غذای یک نفر است که ما نفر استفاده می کنیم ) ، عبارت از مقد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه زیبای serving و تفاوت آن با portion وhelping چیست؟ 1 - serving - وعده، نفر ( منظور غذای یک نفر است که ما نفر استفاده می کنیم ) ، عبارت از مقد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه زیبای serving و تفاوت آن با portion وhelping چیست؟ 1 - serving - وعده، نفر ( منظور غذای یک نفر است که ما نفر استفاده می کنیم ) ، عبارت از مقد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عقل سلیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

واقع بینانه نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تفاوت و شباهت misgiving و doubt چیست؟ ۱ - هردو اسم هستند. ۲ - اگر همراه با فعل have باشند ، تبدیل به فریزال ورب ( phrasal verb ) شده و به معنی شک دا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت و شباهت misgiving و doubt چیست؟ ۱ - هردو اسم هستند. ۲ - اگر همراه با فعل have باشند ، تبدیل به فریزال ورب ( phrasal verb ) شده و به معنی شک دا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

زیر سوال بردن بهترین معادل است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اهمیت قایل شدن به چیزی However, her evidence is based on one single document and attached too much importance to this. اما مدرک او بر یک سند استوار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اثر گذاشتن بر روی تصمیم گیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقیده راسخ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خوب فکر کردن We need to think hard about this problem لازم است راجع به این مسئله خوب فکر کنیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قول میدم سعی خواهم کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گواهی تایید اصالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بشٌاش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لوازم کمکی فرعی نه اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه صفت است به معنی: اشتباهی مانند misdirected treatment درمان اشتباهی یا غلط Misdirected email - text ایمیل اشتباهی پیامک اشتباهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بینایی بدون نیاز به عینک بینایی ات بیستِ بیستِ You're so lucky to have 20/20 vision, Dom. خوش به حالت که نیاز به عینک نداری دام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخچه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

با اینکه معنی لغوی اش " به طور نامتناسب " کاملا صحیح است ، اما : کاربردی ترین معادل در زبان ما "بیش از حد " یا "بیشتر " یا " خیلی زیاد " است: The di ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غیر قابل توجیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گل کاشتن کاری را به بهترین نحو موجود انجام دادن The two chefs hit the ball out of the park with this entr�e دو سرآشپز با این آنتری ( entr�e ) گل کاشت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در مورد مقاله می شود مفید و آموزنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترکی: دِییدَّشمک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترکی: اَزدیرمَک ( لوس کردن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعل همراهش عبارت از . . . . . . to reach a k می باشد . . . . reached a unanimous agreement مثلاً . . . . . . به اجماع رسیدند همگی موافق بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوره مصرف در فیش برق گاز آب