پیشنهاد‌های سعید امدادی (١,٣٣١)

بازدید
٣,٦٧٣
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

به روی خود نیاوردن ضعف کم نیاوردن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در جواب پیشنهاد خانم مزدایی برای ارایه معادل بهتر فارسیمن می گویم: هاج و واج موندن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

نظامیان

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

طوریکه

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جا افتاده

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ill - defined concepts مفاهیم نامشخص The property's borders are ill - defined. حد و مرز دارایی ها نامشخص است.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

تمام روش ها را آزمودن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

با شکوه تجملاتی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

The second this happened به محض اینکه این اتفاق افتاد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیاه نمایی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شهریار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برانگیختن خشم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محدوده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همین اواخر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر باز زدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنه زدن به. .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ادبیات از �تنه زدن به� استفاده میشود. Some of the stories he tells verge on the absurd. برخی از داستان ها تنه می زند به پوچی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مالخَر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It will come back to haunt you. در آینده گریبانت رو میگیره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نام خود زدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقم زدن یکی از بهترین و کامل ترین معادل ها برای این واژه است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشش خبری بزرگنمایی شده از یک رویداد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

تابلو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشوق ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تابلو علنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک معنی دیگر هم دارد: موضع خود را مشخص مردن I know where I stand on this issue - I'm against the war. موضع من مشخصه من مخالف جنگ هستم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سیاه نمایی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سیاه نمایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی مبالات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تلاش تو اغلب جملات به این معنی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همه اشتباه می کنند ممکنه هرکسی اشتباه کنه اینو . It was an honest mistake

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چم وخم کار زیر و بم کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنترل کامل بررسی دقیق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مورد کوچک خدایا چقدر دنبال معادل انگلیسی �مورد� می گشتم که توی این جمله پیداش کردم: Maintaining a proper guest arrival schedule with notes on pick up ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Accomodate a request اجابت درخواست بر آورده کردن حاجت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Patchy service سرویس و خدمات نا منظم در هتل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اصلاح می کنم معادل قبلی ام را : کل فامیل درست است. شامل پدر بزرگ، مادر بزرگ، دایی، عمه، خاله، هم و فرزندان هر کدام از اینها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به کار و بار خود رسیدگی کردن مشغول زندگی خود بودن در ارامش بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تعیین تکلیف شدن قرار گرفتن در یک محدوده ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Get more done with calling پیامی است در واتساپ که شما را با کارهای بیشتری که همزمان می توانید حین تماس انجام دهید، آشنا می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست به دست هم دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به تفاهم رسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

یوزر نیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فهم کامل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیشتر واژه ای در روزنامه نگاری است به معنی: هوچی گری جنجال آفرینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم بی تفاوت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سامانه موشکی Us patriot missile battery سامانه موشکی پاتریوت آمریکا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فکر خوبیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در مسیرها می تواند به معنی سنگلاخ باشد.