پیشنهادهای سعید امدادی (١,٣٣١)
فضای ناکافی
غذای غیر قابل مصرف
سرجایش خود برگرداندن، مثل میز جلوی مسافر در هواپیما Stow your tray table میز خود را ببندید
به استحضار می رساند که. .
راننده ماشین آلات سنگین
ارزیابی کردن صحنه
دو تا واژه داریم، : Value added ارزش افزوده در مورد مالیات و این چیزهاست Added value با کیفیت در مورد توصیف کالاها و اجناس است
مرغ طوفان بودن
کنار آمدن ساختن با شرایط از پس چیزی بر آمدن
طُرفه اینکه
رخ دادن
مثل همیشه طبق روال همیشگی
قدرت اول
ترکی : ال ایاغی تیتر مک دیل دوداغی اسمک فارسی: اونقدر عصبانی بشی که دست و پات بلرزه این اصطلاح ظاهرا هیچ تناسبی با مفهومش ندارد ولی جالبه که یکی از ...
گمنام پشت پرده It turned out she was one of those faceless bureaucrats who control our lives. معلوم شد که وی یکی از چهره های دولتی گمنامی بوده است ...
استادی در فرصت سازی از تنش حداکثری
Crushing response
شاخ غول رو بشکن دل به دریا بزن با درس ات روبرو شو
ترکی: بیر ایشه گیریشمک، تَپیل مَک
حمایت کردن پشت کسی بودن
Is there anything else I can help you with
رسیدگی کردن به یک مشکل
بگو ببینم دردت چیه چه مرگته
ترکی: حسود دوخ دان پاتدییر
اصلا برام مهم نیست
ترکی: سیرتیخ اوزدن گئت مییه ن فارسی: ز رنگ
آچار فرانسه البته اصطلاحا
ترکی: اَنگه بَی چوخ دانشیان
گدا ناخن خشک
پای ثابت مراسم
باز شو Foldaway تا شو
بفرمایید مهمان من باش کاملا غلط است.
لخت و عور
سر به فلک کشیده Lofty mountains کوههای سر به فلک کشیده
discourse marker catchphrase
تکیه کلام Many speakers use "you know" as a discourse marker. اغلب سخنگوه از "میدونید" به عنوان تکیه کلام استفاده می کنند.
بدرد نخور Public transport is hopeless حمل و نقل عمومی بدرد نخوره
دقیقا معادل جا افتادن در یک شغل یا موقعیت می باشد.
تعریف کسی رو کردن
در اثنای. . . در بحبوحه . . .
To have high hopes
خوشبین بودن
جور شدن و موفق شدن در کنار هم
دور زدن و کم کاری کردن
stand idle بیکار موندن Half these factories now stand idle. نصف این کارخونجات معطل هستند
تحسین، تمجید، تعریف
روده راست تو شکمش نیست
Please don't put yourself out on my account. لطفا خودتو به خاطر من به زحمت نینداز