تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

مرخصی گرفتن / به مرخصی رفتن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

پلاکارد

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

سرقت اطلاعات در شبکه کامپیوتری

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تکان دهنده

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٩

only just: فقط و فقط

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٤

ایجاد کمپین های عمومی ساختگی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢

- خودخواهی و بی رحمی - قانون جنگل

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤

خام، ابتدایی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

مسلم

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

نگاه گذرا

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٦

پذیرفتن و تحت تأثیر قرار گرفتن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣

دور از دسترس

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧٩

سر سوزن، خیلی کم

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهرت آفرین

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

در برداشتن/در نظر گرفتن/ به حساب آوردن/لحاظ کردن ( جزئیات یا داده هایی خاص هنگام تصمیم گیری درباره چیزی )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

1 - کنار آمدن ( با مشکلات یا مسائل ناخوشایند ) 2 - چشمگیر شدن ( نتایج یا تاثیرات چیزی ) 3 - ( کاری یا چیزی ) جواب دادن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧

پیموده شده

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

- بیرون کشیدن ( اطلاعات، حقیقت و . . . ) - زیر زبان کشیدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤

تغییر رفتار بر اساس موقعیت : CHANGE OF BEHAVIOUR : change in your behaviour that you make because of a particular situation or idea . He took off ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢

به سختی جلوی اشک را گرفتن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

- estranged wife/husband زن یا شوهری که دیگر با همسرش زندگی نمیکند - If you are estranged from your family or friends, you have quarreled with them ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١

میزانسن ( در سینما و تلویزیون )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢

Open - Minded روشنفکر

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٦

سرکش، شرور a young person who behaves badly and often gets into trouble ( Longman Dictionary )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣

- فضولی - سرک کشیدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٦

اغراق آمیز

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣

عصبانی شدن تا حدجنون If she makes another foolish blunder like that, I'll be ready to climb the walls.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤

someone who is larger than life is very amusing or exciting in an attractive way ( شخصیت ) جالب و جذاب

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

چشم چرانی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

احمق، کودن، خنگ

پیشنهاد
١

پخش برنامه رادیو و تلویزیونی بر مبنای خدمات عمومی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١

- زن جوانی که مایل است مانند مردهای جوان رفتار کند - زن جاهل مآب ( a young woman who likes to do some things that young men typically do, such as ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد

روند تشریح کاراکترها ( در فیلم/داستان )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٩

وجود دو ( یا بیشتر از دو ) دیدگاه در یک متن یا اثر هنری

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

خودداری از صحبت درباره چیزی که ناخوشایند است = skirt She glossed over the details of her divorce

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

از این اصطلاح برای تاکید برای راستی و درستی استفاده می شو د و با certainly و actually مترادف است.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤

آگاهی خودآگاه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٩

مکان مصرف و خرید و فروش مواد مخدر

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥

عامل خشونت

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧

رایزن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٦

تعداد مخاطبان یک برنامه تلویزیونی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

- ریزش مخاطب ( شبکه تلویزیونی ) - از دست دادن شمار زیادی از مشتریان ( کمپانی یا شرکت )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٤

در سینما به کسی میگویند که مسئول برق صحنه است ( برقی )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١

بداهه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١

غافلگیری

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١

Beyond someone's ability to understand. فراتر از فهم کسی بودن ‘the discussion was over my head

پیشنهاد
٤

A question that is very important and/or difficult to answer سوال بسیار مهمی که پاسخ دادن به آن دشوار است.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٦

ایجاد جاذبه بصری که معمولاً محتوای معنوی ندارد

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧

- حرف آخر را زدن - فصل الخطاب

پیشنهاد
١٠

said to mean that there are clear signs that something will fail or no longer exist: - اصطلاحاٌ در فارسی می گوییم: بوی الرحمن اش می آید! - شواهد و ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

:get/be given short shrift به سرعت جواب رد دادن/درخواست کسی رادر جا رد کردن/ محل سگ ندادن!

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به ( احتمال وقوع چیزی ) فکر کردن : !Don’t even think about calling him فکرش را هم نکن که بهش زنگ بزنی!

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧

پرده برداشتن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣

تعدیل نیروی کار مازاد

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

کمک هزینه تحصیلی ( که از دانشگاه یا سازمان های دولتی به دانشجو داده میشود )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن مجوز قانونی ( برای آثار تلویزیونی، سینمایی، موسیقایی، تألیفات و مطالب وب سایت ها )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٦٧

رد ( کسی یا چیزی را ) زدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨٧

سفارش تولید ( چیزی )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥

برنده نهایی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧

سهم عمده

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٠

واحد تأمین برنامه در تلویزیون

پیشنهاد
٠

به اختیار خود، بدون اجبار

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد

چیزی بودن، واقعی بودن، وجود داشتن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٩٥

جمع بندی ( نکات مهم یک بحث )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٧

بهبود اوضاع کار با حذف نیروها و تجهیزات مازاد

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧

( فرصت ) دست دادن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣

مورد مسامحه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١

- نمایش پردازی - فن و هنر نگارش نمایشنامه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

شسته رُفته

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

عزم

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٢

اندک، به ندرت، بسیار کم، نادر

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

عینیت بخشیدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٨٧

عینی، ملموس

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

- بدون برنامه ریزی قبلی - در لحظه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٣

بی مقدمه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

- ( گفتن چیزی یا انجام دادن کاری ) به صورت ساده و موجز / آسان و اثرگذار - شسته رُفته