reification


مادیت، جسمیت دادن به

جمله های نمونه

1. The reification of the first type can be proved by evidences, but only by legal interpretation or value supplement, can we reify the second.
[ترجمه mehdi R] شیءوارگی نوع اول با شواهدی قابل اثبات است، اما فقط با بیانی قانونی یا تکمله ای ارزشی می توانیم حکم به تعین دومی دهیم.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] مفهوم Reification این یک اصطلاح فلسفی و جامعه شناختی است ( بیشتر در آثار مارکس ) . به زبان ساده یعنی تبدیل کردنِ مفاهیم انتزاعی ( ذهنی ) به یک شیء واقعی.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] وقتی ما یک رابطه انسانی، یک فکر، یا یک فرآیند پیچیده را طوری نگاه میکنیم که انگار یک کالا یا شیء است که خودش قدرت دارد، دچار شی ءواره گی شده ایم.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] عینیت یافتگیِ نوع اول را میتوان با شواهد اثبات کرد، اما نوع دوم را فقط از طریق تفسیر حقوقی یا تکمیل ارزشی میتوان عینیت بخشید.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نوع اول را میشود با شواهد فهمید، ولی نوع دوم را فقط با تفسیر و برداشت میشود واقعی کرد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] واژه Registrable یعنی قابل ثبت بودن / میشود آن را بطور رسمی ثبت کرد، یا چیزِ ذهنی را مثل یک چیز واقعی و ملموس دیدن، و به یک مفهوم انتزاعی، حالت شیء دادن.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] عینیت یابی نوع اول را می توان با ارائه ادله به اثبات رساند ولی تنها با تفاسیر قانونی یا ارزشمند می توان نوع دوم را اثبات کرد. ی
|
[ترجمه گوگل]عینیت قسم اول را می توان با ادله اثبات کرد، اما فقط با تفسیر حقوقی یا مکمل ارزشی می توان دومی را اثبات کرد
[ترجمه ترگمان]ابژه سازی از نوع اول، توسط شواهدی اثبات می شود، اما تنها با تفسیر قانونی و یا مکمل ارزش، می تواند به ابژه کردن دوم کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His doctrine of reification is derived from the doctrines of the Marx, Max Web and Georg Simmel.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نظریه او درباره شیءواره سازی از نظریه های مارکس، ماکس وبر و گئورگ زیمل گرفته شده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نظریه اش درباره شیء واره سازی از مارکس، وبر و زیمل گرفته شده است.
|
[ترجمه گوگل]دکترین شیء سازی او برگرفته از آموزه های مارکس، ماکس وب و گئورگ زیمل است
[ترجمه ترگمان]اصول reification از اصول مارکس، ماکس وب و گیورگ Simmel مشتق شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The issue of students'overloaded burden reflects the reification of children and the alienation of education.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] The reification of children یعنی نگاه کردن به دانش آموزان به چشم یک کالا یا یک ابزار برای کسب نمره، نه یک انسان با احساسات.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] مسئله سنگینیِ بیش از حدِ بارِ تحصیلیِ دانش آموزان، بازتابِ شیءواره سازیِ کودکان و ازخودبیگانگیِ آموزش است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] سنگین شدن بیش از حد درس و تکلیف دانش آموزان نشان میدهد با بچه ها مثل کالا برخورد میشود، نه انسان.
|
[ترجمه گوگل]موضوع بار بیش از حد دانش‌آموزان نشان‌دهنده واقعی شدن کودکان و بیگانگی آموزش و پرورش است
[ترجمه ترگمان]مساله بار سربار دانش آموزان منعکس کننده ابژه سازی از کودکان و بیگانگی آموزش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. English classroom objectives make further reification of English curriculum objectives and unit objectives and they are most-easily-operated ones.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] اهداف کلاس درس انگلیسی، اهداف برنامه درسی انگلیسی و اهداف واحد را بیشتر شیء گونه میکنند، و آنها از همه آسان تر قابل اجرا هستند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این جمله از نظر انگلیسی کمی نامتعارف است، ولی معنی کلی همین است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] اهداف کلاس انگلیسی، اهداف برنامه درسی را خیلی مکانیکی و خشک میکنند.
|
[ترجمه گوگل]اهداف کلاس درس زبان انگلیسی، اهداف برنامه درسی انگلیسی و اهداف واحد را واقعی تر می کند و آنها راحت ترین اهداف هستند
[ترجمه ترگمان]اهداف کلاس انگلیسی باعث ابژه سازی بیشتر از اهداف برنامه آموزشی انگلیسی و اهداف واحد می شوند و آن ها به راحتی کار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. " Reification" is an important concept in History and Class Consciousness.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] شیءواره سازی یکی از مفاهیم مهم در کتاب تاریخ و آگاهی طبقاتی است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] شیءواره سازی یکی از مفاهیم مهم این کتاب است.
|
[ترجمه گوگل]"تصحیح" یک مفهوم مهم در تاریخ و آگاهی طبقاتی است
[ترجمه ترگمان]\" یک مفهوم مهم در تاریخ و آگاهی کلاس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Might we conclude that a service is a reification, that by naming it we have given thing-like existence to an abstraction?
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آیا وقتی نامی روی یک خدمت ( مثلاً خدمات بانکی ) میگذاریم، داریم به آن موجودیتِ شیء مانند میدهیم؟ ( بله، چون خدمت یک پدیده ذهنی است اما ما با نام گذاری، آن را واقعی و ملموس فرض میکنیم ) .
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آیا میتوان نتیجه گرفت که یک خدمت نوعی شیءواره سازی است؛ یعنی با نام گذاری آن، به یک امر انتزاعی، وجودی شبیهِ شیء داده ایم؟
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آیا میشود گفت یک خدمت هم نوعی شیء واره سازی است؛ یعنی با اسم گذاشتن، به آن حالت واقعی داده ایم؟
|
[ترجمه گوگل]آیا می توانیم نتیجه بگیریم که یک خدمت یک شیء شدن است، که با نامگذاری آن، وجودی شبیه به یک انتزاع داده ایم؟
[ترجمه ترگمان]آیا می توانیم نتیجه بگیریم که یک خدمات a است، که با نامگذاری آن، ما وجود چیزی مانند وجود را برای یک انتزاع به آن داده ایم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It is in the context of this gradual reification in late capitalism that the romance once again comes to be felt as the place of narrative heterogeneity and freedom from the reality principle.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در بستر این شیءواره سازیِ تدریجی در سرمایه داری متأخر است که رمانس دوباره بعنوان جایگاهِ گوناگونیِ روایی و رهایی از اصل واقعیت احساس میشود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در سرمایه داریِ جدید، رمانس دوباره جایی میشود برای آزادی و تنوع در روایت.
|
[ترجمه گوگل]در چارچوب همین شیء سازی تدریجی در سرمایه داری متأخر است که رمانس بار دیگر به عنوان محل ناهمگونی روایی و رهایی از اصل واقعیت احساس می شود
[ترجمه ترگمان]این در بافت این ابژه سازی تدریجی در سرمایه داری اواخر است که بار دیگر داستان عاشقانه به عنوان مکانی از ناهمگونی روایی و آزادی از اصل واقعیت احساس می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. For example, reification was equated with alienation, and resuming proletariat class consciousness was regarded as the only way of getting rid of reification.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] برای مثال، شیءواره سازی با ازخودبیگانگی یکی دانسته میشد، و بازگشتِ آگاهیِ طبقاتیِ پرولتاریا تنها راهِ رهایی از شیءواره سازی تلقی میگردید.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] قبلاً شیءواره سازی را مساوی ازخودبیگانگی میدانستند و راه رهایی را آگاهی طبقاتی کارگران میدانستند.
|
[ترجمه گوگل]برای مثال، شیء‌سازی با از خود بیگانگی برابر بود و از سرگیری آگاهی طبقاتی پرولتاریا تنها راه رهایی از شیء‌سازی تلقی می‌شد
[ترجمه ترگمان]برای مثال، ابژه سازی با بیگانگی برابر بود، و از سرگیری آگاهی طبقه کارگر تنها راه رهایی از ابژه سازی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. His doctrine of reification is derived from the doctrines of the Marx, Max and Georg Simmel.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نظریه او درباره شیءواره سازی از نظریه های مارکس، ماکس و گئورگ زیمل گرفته شده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این جمله هم ظاهراً ناقص یا غلط تایپی دارد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این هم تقریباً همان جمله دوم است. که نظریه اش درباره شیء واره سازی از مارکس، وبر و زیمل گرفته شده است.
|
[ترجمه گوگل]دکترین شیء سازی او برگرفته از آموزه های مارکس، ماکس و گئورگ زیمل است
[ترجمه ترگمان]اصول reification از اصول مارکس، ماکس و گیورگ Simmel مشتق شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A mechanism is the reification of a collaboration, the process of "gluing" these mechanisms together from their object parts constitutes mechanistic design.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در مهندسی نرم افزار، Reification یعنی تبدیل کردن یک کدِ انتزاعی به یک ساختار واقعی و قابل اجرا در حافظه کامپیوتر.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] یک سازوکار، عینیت یافتگیِ یک همکاری است؛ فرایند به هم چسباندن این سازوکارها از اجزای شیئیِ آنها، طراحی مکانیکی را شکل میدهد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] یک سازوکار، نتیجه ی یک همکاری است؛ یعنی از کنار هم گذاشتن اجزای مختلف به وجود می آید.
|
[ترجمه گوگل]یک مکانیسم، واقعی سازی یک همکاری است، فرآیند "چسباندن" این مکانیسم ها به یکدیگر از قسمت های شی آنها، طراحی مکانیکی را تشکیل می دهد
[ترجمه ترگمان]یک مکانیزم، ابژه سازی از یک هم کاری است، فرآیند \"چسباندن\" این مکانیزم ها به هم از بخش های هدف آن ها، طراحی مکانیکی را تشکیل می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. An important problem relating to the use of goal analysis is that of reification.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] یکی از مشکلات مهمِ مربوط به استفاده از تحلیل هدف، مسئله شیءواره سازی است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] یکی از مشکل های تحلیل هدف این است که چیزهای انتزاعی را بیش از حد واقعی و ثابت فرض میکند.
|
[ترجمه گوگل]یک مشکل مهم در رابطه با استفاده از تجزیه و تحلیل هدف مشکل واقعی سازی است
[ترجمه ترگمان]یک مساله مهم مرتبط با استفاده از آنالیز هدف، ابژه سازی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. According to marx, treating labor as a commodity exemplified the reification of the individual.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] یعنی نگاه کردن به نیروی کار انسان به عنوان یک کالا ( که خرید و فروش میشود ) ، باعث شده خودِ انسان تبدیل به یک شیء شود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] به نظر مارکس، برخورد با کار به عنوان یک کالا، نمونه ای از شیءواره سازیِ فرد بود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] از دید مارکس، وقتی کار را مثل کالا ببینیم، یعنی انسان را تبدیل به چیز کرده ایم.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] به نظر مارکس، نگاه به نیروی کار بعنوان یک کالا باعث شی انگاری فرد می گردد.
|
[ترجمه گوگل]به عقیده مارکس، تلقی با کار به عنوان یک کالا، مصداق واقعی شدن فرد است
[ترجمه ترگمان]به گفته مارکس، درمان کارگری به عنوان یک کالا، ابژه سازی از فرد را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The virtual study community makes full use of modern Internet, breaks the limit of time and space, and makes the opening study reification .
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] جامعه مجازیِ مطالعه، به طور کامل از اینترنت مدرن استفاده میکند، محدودیت زمان و مکان را میشکند، و آموزشِ باز را عینیت می بخشد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] عبارت آخر در انگلیسی کمی غیرطبیعی است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] جامعه آموزشیِ مجازی، یادگیری را از حالت سنتی بیرون می آورد و ملموس تر میکند.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] جامعه مطالعاتی انتزاعی استفاده گسترده ای از اینترنت دارد، محدودیتهای زمان و مکان را می شکند و به بررسی اولیه عینیت می بخشد.
|
[ترجمه گوگل]جامعه مجازی مطالعه از اینترنت مدرن به طور کامل استفاده می کند، محدودیت زمان و مکان را می شکند و مطالعه افتتاحیه را بازسازی می کند
[ترجمه ترگمان]جامعه مطالعه مجازی، استفاده کامل از اینترنت مدرن را ایجاد کرده، حد زمان و فضا را تجزیه و تحلیل می کند، و باعث ایجاد reification در مطالعه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Marx of the cultural studies who portrayed the alienation and reification of our daily lives.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] مارکسیسمِ مطالعات فرهنگی که از خودبیگانگی و شیءواره سازیِ زندگی روزمره ما را ترسیم میکند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این جمله هم به نظر ناقص است و نیاز به ویرایش و اصلاح دارد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] مارکسیسمِ مطالعات فرهنگی، از بیگانگی و شیءشدنِ زندگی روزمره حرف میزند.
|
[ترجمه گوگل]مارکس از مطالعات فرهنگی که بیگانگی و واقعی شدن زندگی روزمره ما را به تصویر می کشد
[ترجمه ترگمان]مارکس از مطالعات فرهنگی که بیگانگی و ابژه سازی از زندگی روزمره ما را به تصویر می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

مادیت، جسمیت دادن به.
واژه Registrable یعنی قابل ثبت بودن / میشود آن را بطور رسمی ثبت کرد، یا چیزِ ذهنی را مثل یک شیء و کالای واقعی و ملموس دیدن، و به یک مفهوم انتزاعی، حالت شیء دادن.
شی انگاری، چیز انگاری
واقعی سازی
عینیت بخشی
تحقق عینی
تجسم کردن یا فکرو خیالی که تبدیل میکنی به واقیعت یا دید به چیزی
Red rose is a reification of the concept of love
رز قرمز تجسمی از نشانه عشق است
چیزانگاری
شیء وارگی، چیزوارگی
[رایانه] واقعی تر ساختن - حقیقی تر ساختن - مادی تر ساختن
چیزواره کردن - حالت مادی دادن - از ذهنیت به عینیت رساندن.
عینیت بخشی
عینیت بخشیدن