well trodden

پیشنهاد کاربران

گاهی به معنای مستعمل است. چیزی یا مسیری که در اثر استفاده و رفت و آمد زیاد مستعمل و فرسوده شده باشد
He climbed the three well - trodden steps to the street behind her.
پشت سر او از آن سه پله ی مستعمل بالا رفت تا به خیابان برسد.
مسیر پیموده شده ، آزمون شده، امتحان شده، تست شده
خوب شناخته شده
Trodden اسم مفعول یا حالت سوم ازفعل tread که خود به معنای قدم زدن و راه رفتن است و شاید بتوان آن را مسیر بجای مانده از راه رفتن مکرر تصور کرد و لذا همراهیش با well را می توان به مسیری تجربه شده و کاملا آشنا دانست. در مثال:
...
[مشاهده متن کامل]

Although corrosion of steel is a well - trodden topic with a long history, there has
been so much research conducted on this topic, and yet, there is still so much unknown
and hence so much to explore.
اگر چه خوردگی فولاد با تاریخی طولانی موضوعی کاملا شناخته شده، تحقیق زیادی در موردش انجام شده اما هنوز بسیار ناشناخته و بنابراین نیازمند تفحص زیادی است.

پیموده شده