تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جلوی دوربین رفتن They came from theater, shot for a few hours, collected their fee, and went to the evening performance. آن ها از تئاتر می آمدند، چن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به جای کسی You can do it in my place تو می تونی به جای من این کار رو انجام بدی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پول سیاه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شق و رق

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گاهی به معنای ایستاده تشویق کردن است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

افتتاحیه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خب، همین طور هم شد، همین اتفاق هم افتاد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازدید از جایی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جای نگرانی داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چیزخور کردن کسی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی استعداد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وقتی آب ها از آسیاب افتاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خون خودت رو کثیف نکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه پیچ داروخانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

وصله ی ناجور بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بس کن، چرند نگو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسبان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گنگ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کذایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلواپس، نگران

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

میان وعده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشت نمونه ی خروار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سراغ کسی را گرفتن Everyone asks about him همه سراغ او را می گیرند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

With Half his/her/tgeir marbles عقلش/عقلشان پاره سنگ می برد یه تخته ش کمه/یه تخته شون کمه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالمند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیرخوار Baby

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یه دسیسه ست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The past few days have been a blur چند روز گذشته مثل یک چشم بهم زدن گذشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چند روز گذشته مثل یک چشم بهم زدن گذشت The past few days have been a blur

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست به دعا شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت دهنی تلفن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معصوم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Strips of woods ردیف های درختان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه به خدا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف کسی را قطع کردن، وسط کاری پریدن و وقفه ایجاد کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I breathe نفس راحتی می کشم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر به فلک کشیده، سر به آسمان کشیده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای احتیاط

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حین پرواز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وسط پرواز

پیشنهاد
٠

اعصاب را بهم ریختن

پیشنهاد
٠

برات آشناست؟چیزی رو یادت می آره؟ برات معنای خاصی داره؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه وسایل بازی در فضای باز که در پارک هایا مراکز تفریحی وجود دارن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Birthday suit

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برخی متن ها به معنای هشیاری است. He would have had more wherewithal throughout the whole thing than me and my parents. تمام مدت او نسبت به من و ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدت ها، مدت طولانی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصنعی، ساختگی Put - upon sweetness in her voice شیرینی تصنعی در صدای او

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حضور پررنگ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پررنگ Big presence حضور پررنگ