پیشنهادهای گیتی (٥٧٥)
جلوی دوربین رفتن They came from theater, shot for a few hours, collected their fee, and went to the evening performance. آن ها از تئاتر می آمدند، چن ...
به جای کسی You can do it in my place تو می تونی به جای من این کار رو انجام بدی
پول سیاه
شق و رق
گاهی به معنای ایستاده تشویق کردن است
افتتاحیه
خب، همین طور هم شد، همین اتفاق هم افتاد
بازدید از جایی
جای نگرانی داشتن
چیزخور کردن کسی
بی استعداد
وقتی آب ها از آسیاب افتاد
خون خودت رو کثیف نکن
نسخه پیچ داروخانه
وصله ی ناجور بودن
بس کن، چرند نگو
پاسبان
گنگ
کذایی
دلواپس، نگران
میان وعده
مشت نمونه ی خروار
سراغ کسی را گرفتن Everyone asks about him همه سراغ او را می گیرند
With Half his/her/tgeir marbles عقلش/عقلشان پاره سنگ می برد یه تخته ش کمه/یه تخته شون کمه
سالمند
جوان
شیرخوار Baby
این یه دسیسه ست
The past few days have been a blur چند روز گذشته مثل یک چشم بهم زدن گذشت.
چند روز گذشته مثل یک چشم بهم زدن گذشت The past few days have been a blur
دست به دعا شدن
قسمت دهنی تلفن
معصوم
Strips of woods ردیف های درختان
نه به خدا
حرف کسی را قطع کردن، وسط کاری پریدن و وقفه ایجاد کردن
I breathe نفس راحتی می کشم
سر به فلک کشیده، سر به آسمان کشیده
برای احتیاط
در حین پرواز
وسط پرواز
اعصاب را بهم ریختن
برات آشناست؟چیزی رو یادت می آره؟ برات معنای خاصی داره؟
مجموعه وسایل بازی در فضای باز که در پارک هایا مراکز تفریحی وجود دارن
Birthday suit
در برخی متن ها به معنای هشیاری است. He would have had more wherewithal throughout the whole thing than me and my parents. تمام مدت او نسبت به من و ...
مدت ها، مدت طولانی
تصنعی، ساختگی Put - upon sweetness in her voice شیرینی تصنعی در صدای او
حضور پررنگ
پررنگ Big presence حضور پررنگ