پیشنهادهای بهرام (٩٢٥)
نویسه به چم متن است که واژه نویسه می تواند درخور آن باشد
درنگه
نمابرگ
گفتارنامه، گفتنامه، سخننامه
شنیداری
توری چشم
سه گانه پرستی
پیازِ مغز
سپیدمغز
نخست نخست اینکه
ریزبارسپهر یون ( ریزبار )
ریزبار
هواسپهر به چم اتمسفر در برخی نگارش ها دیده شده است
پرشیدگی در اخترشناسی در برخی نگارش ها دیده شده است
هموگار آسمانی این چم هم اکنون در برخی نگارش ها دیده می شود
هموگان این واژه در اخترشناسی هم اکنون در برخی نگارش ها دیده می شود
هموگان ( اعتدالین ) ( Equinox ) ، در اخترشناسی به زمانی گفته می شود که خورشید از دید نگرنده زمینی بر روی آبامگرد ( دایره البروج ) از دیمه هموگار آسما ...
خوریستان ( انقلابین ) ( Solstice ) در اخترشناسی، دو نقطه دگرگشت زمستانی و تابستانی روی آبامگرد ( دایره البروج ) هستند.
آبامگاه در برخی نوشته ها دیده شده است
آبامگرد در برخی نوشته ها دیده شده است
مبدِل ( دگرساز ) دگرساز گرمایی ( مبدل حرارتی ) دگرساز کهربایی ( مبدل الکتریکی ) دگرساز توان ( مبدل قدرت )
میانپوش
کیرواره
بایستار
کاردوش
نیک منش
نیک منشی
نگیزش، نگیزه نگیختن همچم توضیح دادن است
ارزش شناس
بلندچامه
پیامگل
سرمامرغ
ریزنگاری
ریزنگار
آسه آسه هم چم محور است
چرخپر
بال، بالبان، کناردار، کناربان ( در ورزش فوتبال )
نان درست این شهر دیولان است و هم اکنون باشندگان آن، این شهر را دیولان می خوانند. دیو به چم خدا لان به چم سرزمین دیولان به چم سرزمین خدا
چاماورد چامه آورد چامه ( شعر ) و آورد ( مسابقه )
چیده
گرماد گرم کوته نوشت خشکاد ( قاره ) در بسیاری از نوشته ها گفته شده است که از واژه یونانی آفریکه ( aphrike ) به چم همیشه گرم گرفته شده است. همانگونه ...
سبزستان
خاوَراد به چم خشکاد ( قاره ) آسیا خاور کوته نوشت خشکاد ( قاره ) آسیا برگرفته از واژه "Ἀσία’ " از یونان باستان است. در آغاز از آن برای نامیدن به کنار ...
برچینش
پادرَخشک رَخشک به چم الکترون
همگُنجی والانس به چم گنجایش است
گنجایش
بهاکاهی ( کاستن بها )
رایگان ( مجانی ) وچرگر ( فتوادهنده ) . وچر به چم فتوا است
یک راست