پیشنهادهای بهرام (٩٠٦)
پن سالاری واژه فن اربی شده پن است.
زیراخت این واژه هم اکنون در برخی نگارش ها دیده می شود
سنگ وارگی
اکیپ و تیم یک مفهوم هستند که در زبان فرانسوی �quipe و در زبان انگلیسی team است. برابر پارسی این واژه �یارگان� است که در برخی نگارش ها پذیرفته شده است ...
مهری
آبامگرد واژه زیبای �آبامگرد� در برخی نگارش ها به جای دایره البروج به کار برده می شود.
پیشروی ( در دانش ستاره شناسی )
یارینه واژه یارینه هم اکنون در برخی نگارش ها دیده می شود
آبامگان آسمانی در برخی نگارش ها به جای واژه برج واژه زیبای �آبام� به کار برده می شود. از این رو به جای بروج فلکی، �آبامگان آسمانی� پیشنهاد می شود.
پیشروی هموگان واژه های پیشروی به چم تقدیم و هموگان به چم اعتدالین جداگانه در ستار شناسی به کار برده شده اند.
مهارپذیر
مهارناپذیر
نگرپذیر
نگرناپذیر
هنگارگشایی
دیدوری
بَرسار، پهلوسار پسوند سار در پارسی به چم فزونی چیزی است. مانند کوهسار، چشمه سار، گلسار
گوشه سار پسوند سار در پارسی به چم فزونی چچیزی است. مانند کوهسار، چشمه سار، گلسار
رگ سفتی
شماره نیادی
نابخردانه، نابخرد
گریز از نافه، گریز از ناوند
برتافته
خرسازی
گنجایش
پیشران، پیشرانه ( در دانش مهندسی )
شماره دهدهی
شماره برخه ای
باشنده سار پسوند سار در پارسی به چم فزونی چچیزی است. مانند کوهسار، چشمه سار، گلسار
چیره جو
سپیدمغز
آبامگاه در برخی نوشته ها دیده شده است
بسایند
به چلیپا کشیدن
نایا ( به چم منفی )
نابسنده
ویژک مختصه به چم مولفه ( هَمنِه ) در هندسه
ویژک مختصه به چم هَمنِه ( مولفه ) در هندسه و رایش ( ریاضی )
مرزین اکسترمم از واژه لاتین Extermus به چم بیرونی ترین است. اکسترمم به چم چیزی است که در پایان بوده یا به واپسین مرز خود رسیده باشد. همچنین به چم گذر ...
بیشین بیشینه برای ماکسیمم و بیشین برای ماکسیمال میتواند درخور باشد
دوجُفتی ( در چکامه ) لنگه به جای مصرع جُفت به جای بیت
گواه گویی
رایگان ( مجانی ) وچرگر ( فتوادهنده ) . وچر به چم فتوا است
همگُنجی والانس به چم گنجایش است
پادرَخشک رَخشک به چم الکترون
نگهداشته
پایاناورد سر هم نوشت پایان آورد به چم آورد پایانی