پیشنهادهای بهرام (٩٢٥)
شماره برخه ای
شماره نیادی
زاده
کهرباپایی رخشاپایی درخشپایی دگرش الکترونیک و الکتریسیته در این است که در الکتریسیته توان الکتریکی به روشنایی، جنبش، گرما و مانند آنها دگرسان میشود، ...
نهانفکنی باری را به کسی یا چیزی به گونه ای ناآشکار افکندن. این بار می تواند اندیشه، نیرو یا مانند آنها باشد.
گرایا
سنگوار
انگاشته
واتنگیده
واتنگش
تنگیده
گُنجاور
فرنودوری
برهوده
هوده وری
هوده گیری
نیک دانی
هفتک ( به چم یک هفتم ) سُبع
شِشَک
گوناگون خواه
تَوَند هم اکنون واژه تَوَند به چم بالق. ه در برخی نگارش ها دیده می شود
تَوَنددار هم اکنون واژه تَوَند به چم پتانسیل در برخی نگارش ها دیده می شود. دارای پتانسیل همان بالقوه است. بنابراین تَوَنددار می تواند واژه درخوری باش ...
نیایش شمار ( ابزار نیایش ) نیایش ( کارواژه )
زابیدن زابش
درست پاره بحش درست
بسایند
برآیند
بس شمار مضرب در رایش ( ریاضی ) این واژه ( بس شمار ) هم اکنون در برخی نگارش ها دیده می شود
بسایند ضرب ( ریاضی )
پایارفت کروز به چم پرواز پایای هواپیما یا پیشروی پایای خودرو
برخاست
دلجویی
دانش خواهی
نیکرویی
نیکرو
گماشتن ( به چم به کار گیری )
هم بست
هم بسته
انگار
همسان انگاری
همسانی
زورایش ( به چم جبر در ریاضی ) با آمیزش واژه زور ( به چم جبر ) و رایش ( به چم ریاضی ) و اندکی ساده سازی می توان به واژه زورایش به چم جبر در ریاضی رسی ...
زورایش جبر در رایش ( ریاضی ) . با آمیزش دو واژه زور به چم جبر و رایش به چم ریاضی و ساده سازی آن می توان به واژه زورایش به چم جبر در ریاضی رسید
بندک، زیربند بند برابر پارسی پاراگراف است که یک یا چند جمله دارد. از این رو واژه بندک یا زیربند میتواند مناسب باشد. زیرا هم چم بخشی از بند را می رسان ...
دهنکامی
دادسپار ( در زمینه دادخواهی ) کارسپار ( در زمینه کارگزاری )
پرستیده
گرم کن
سردکن