پیشنهادهای بهرام (٩٢٥)
آستان گرد گردش گرداگرد آستان
هزارار کوته نوشت هزارهزار
نایا ( به چم منفی )
فرنگ
برآیگاه جای برامدن ( طلوع کردن )
تنایش، تنودن
تناییده، تنوده مجسم به چم جسم یافته ( تن یافته ) به گونه انگار ین راستین است. از این رو این واژه ها می توانند در خور باشند
دیرباور، سخت باور شکاک به چم بسیار شک کننده است از این رو این واژه ها می توانند در خور باشند
ناییده نایا ( منفی ) نایش ( نفی )
هایا هایش ( اثبات ) نایش ( نفی ) نایا ( منفی ) ناییده ( منتفی )
هایش هایا ( مثبت ) نایا ( منفی ) نایش ( نفی ) ناییده ( منتفی )
همسان آوری
افروزه
دربرگیرندگی
دربرگرفته
ترایی
دودلی افکنی
پایمال سازی
فرابانگی، فراسدایی، فراسدا، فرابانگ
جانباختگاه
سرپرستی
رایشگان
هم ستیزی
هم ستیزی
گفتوری
دیدوری
آشکارگفت، روشن گفت
روشن گویی، آشکارگویی
در پرده، با پرده، پس پرده در بسیاری نگارش ها هر یک از این چم ها به جای ضمنی به کار رفته است
رگ سفتی
دنباله داری
ناماوازه ( در هنر ) ناماوازه کوته شده نام آوازه میتواند به جای تخلص برای نام هنری که هنرمندان بری خود برمیگزینند به کار برده شود.
ستایچامه ( در چکامه ) ستای بن واژه ستایش و چکامه به چم چکامه. از این رو چکامه ای که به ستایش میپردازد را می توان ستایچامه نامید.
سردمایه مبرد مایه ای است که در سردکن ها به کار برده می شود از این رو واژه سردمایه میتواند درخور آن باشد
گرمسیر ( برای سرزمین ها )
سردسازی
نیم کرنش
گواه گویی
نمازگام هر گام نماز
کرنشگر
شهریور نام یکی از ماه های پارسی نیز هست. از این رو این چم می تواند نمای زیبایی به این واژه بدهد.
شهروری
کارکشتگی
زشت بازداری
نیک واداری
دوجُفتی ( در چکامه ) لنگه به جای مصرع جُفت به جای بیت
جُفت ( در چکامه )
اشکوبی، چینه ای اشکوب و چینه به چم طبقه هستند.
آمرزگر در پارسی پسوند �گر� در بیشتر واژگان به چم بسیار انجام دهنده می آید. از این رو برای بسیاری از پیشه ها، این پسوند به کار برده می شود. مانند درود ...
هستگاه، بودگاه