مغذی
/moqazzi/
مترادف مغذی: انرژی دار، انرژی زا، قوت بخش، مقوی
متضاد مغذی: غیر مغذی
برابر پارسی: دارای ارزش خوراکی
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - غذا دهنده . ۲ - دارای مواد غذایی .
غذا دهنده یا پرورنده
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. تغذیه کننده.
فرهنگستان زبان و ادب
مترادف ها
غذایی، مغذی
مقوی، مغذی
مغذی
مغذی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
پَروَرا = مغذی، تغذیه کننده.
پَروَرزش = تغذیه.
( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )
پَروَرزش = تغذیه.
( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )
مغذی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست:
نیرو بخش، نیرو زا ( دری )
آمانزا āmānzā ( سغدی با پسوند فاعلی زا )
نیرو بخش، نیرو زا ( دری )
آمانزا āmānzā ( سغدی با پسوند فاعلی زا )
خوراکمند= دارای ارزش خوراکی
نیروبخش
مغذی
خوراکی ارزش دار
پرودى، پرودین ، پرپرود
نیروزا