پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)
مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت.
سرباز انگلیسی ( بویژه در جنگ استقلال آمریکا ) .
درست کردن، مرتب کردن، رهاساختن.
توبیخ کردن، متهم ساختن، تکذیب کردن.
سردبیر.
( =bloodworm ) کرم ریز سرخ رنگ ( Tubifex ) .
سهره سرخ رنگ آمریکائی.
عیب گرفتن، تصحیح کردن.
بلوط دم دار.
گل اخری.
سرخ پوست آمریکائی.
( recusancy ) سرپیچی، امتناع از حضور در مجالس عبادت.
برگشته کردن، کج کردن.
بانوی کشیش بخش.
مقام ریاست دانشکده یا آموزشگاه، ریاست بنگاه مذهبی.
خانه کشیش بخش، درآمد کشیش بخش.
قابل تصحیح یا جبران.
اتهام متقابل وارد کردن، دعوای متقابل طرح کردن، دوباره متهم ساختن.
لالایی های شاهرود لالا لالا لالا لایی گُلم رفته به ملاّیی گُلم رفته که ملاّشه دل مادر تسلاّشه * لالا لالا حبیب من به درد دل، طبیبِ من چنین طف ...
رویه ترمیمی.
قابل جبران.
نوک ضبط.
ناحیه ضبط.
خطای ضبط.
تراکم ضبط.
درازای مدرک.
مدیریت مدارک.
طرح بندی مدرک.
نوک ضبط.
شمار مدارک.
کنده ئی کردن مدارک.
به محل اولیه باز گرداندن، دوباره جمل کردن.
اعاده مجدد.
هدایت مجدد بدین مسیحی، بازگشت از گمراهی، گرایش مجدد، تبدیل مجدد پول.
تغییر حال مجدد یافتن، برای دومین بار بدین یا آیینی گرویدن، پولی را مجدداتسعیر کردن.
( reconnoiter ) شناسائی کردن، بازدید کردن، عملیات اکتشافی کردن.
توصیه آمیز.
قابل توصیه.
بازشناس، شناسنده.
خمیده، دولا.
متقابل.
برش، قطع، سرشاخه زنی، هرس، فسخ.
عود، باز گشت، بازگشت به، تکرار جنایات.
تجدید چاپ، چاپ تازه، چاپ اصلاح شده.
ضرب المثل آخوند، خدا بد ندهد، کاربرد و حکایتش چیست؟ این مثل در مورد قدرت تلقین است و وقتی بخواهیم به کسی بگوییم که تحت تاثیر شایعات و افکار عمومی قرا ...
دستگاه گیرنده، رادیو.
فقط گرفتنی.
دریافت کردنی، قابل وصول، پذیرفتنی، قابل قبول، ( در جمع ) بروات وصولی.
تجدید محاسبه.
( فیزیک ) پس دادن حرارت فلز در اثر سرد شدن.