🔸 معادل فارسی:
• عیب گرفتن ( از متن یا کار کسی )
• تصحیح کردن، ویرایش کردن ( با خط زدن و نوشتن اصلاحیه )
• خط زدن ( بخش های اضافی یا اشتباه )
• ( مجازی ) رد کردن، قبول نکردن ( بودجه، پیشنهاد )
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
"The professor red - penciled my essay and gave me a C. "
استاد به انشای من عیب گرفت و ویرایشش کرد ( با مداد قرمز خط زد و اصلاح کرد ) و به من نمره C داد.
"My boss red - penciled my proposal before sending it to the client. "
رئیس من قبل از فرستادن طرح پیشنهادی به مشتری، از آن عیب گرفت و تصحیح کرد.
• عیب گرفتن ( از متن یا کار کسی )
• تصحیح کردن، ویرایش کردن ( با خط زدن و نوشتن اصلاحیه )
• خط زدن ( بخش های اضافی یا اشتباه )
• ( مجازی ) رد کردن، قبول نکردن ( بودجه، پیشنهاد )
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
استاد به انشای من عیب گرفت و ویرایشش کرد ( با مداد قرمز خط زد و اصلاح کرد ) و به من نمره C داد.
رئیس من قبل از فرستادن طرح پیشنهادی به مشتری، از آن عیب گرفت و تصحیح کرد.
عیب جویی
عیب گرفتن، تصحیح کردن.