پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٤١٦
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل انکسار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت انکسار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انکسارسنجی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصلاح پذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل انکسار، انکساری، انحراف، پیچیدگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره جعل کردن، دوباره بر سندان کوفتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجددا درخت کاری کردن، جنگل تازه اجداث کردن، احیای جنگل کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجدید حیات کردن، بخود آوردن، بهوش آوردن، جان بخشیدن، رمق تازه یافتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از نو فرمول بندی کردن، از نو سازمان دادن به.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکوفائی، مجدد، غنچه آوری مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگشت، فروکش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمان بازتاب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reflective ) بازتابنده، منعکس سازنده، صیقلی، وابسته بطرز تفکر، فکری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازتاب سنج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رنگ و روغن کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( ezreflectori ) مجهز به بازتابنده کردن، ایجاد انعکاس کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمان مرجع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( درمورد مبل ) روکاری تازه کردن، صیقل یا رنگ و روغن تازه دادن به.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمونه مرجع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانی مرجع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان مرجع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقطه باز گذشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

امتناع کردن، سر پس زدن اسب، دود زدن ماهی و غیره، پوسیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیروی مجدد دادن، با مشروب یا خوراک تجدید قوا کردن، سد جوع و تجدید نیروکردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه بازگذشتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه قابل بازگذشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دخول مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازگشتی، چند دخولی.

پیشنهاد
١

لالایی های سبزوار لالا لالا گل نارُم عزیزم غمخور مارُم [مادرم] لالا لالای گهواره تو را مولا نگه داره لالا لالا گُل پسته بخواب آهسته آهسته لالا ل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره بخدمت خواندن، دوباره استخدام کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شماره حلقه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوباره ساختن، تجدید کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلید یا جا انگلشتی آلات موسیقی بادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بز کوهی آفریقائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکنوع آلت موسیقی بادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لوله یا نای آلات موسیقی بادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فاسد، بدبو، ترشیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ورود مجدد، دخول مجدد، تملک مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باز پژواک، دوبار منعکس شدن ( صدا در کوه و غیره ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دلپُری ، دیلپُری. دلخوشی، قابل اعتماد، باور، تکیه گاه. مثال: من یگان دلپری ندارم که به این منزل بیایم، یا: برای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته بخانواده نیم بالان خون آشام ( مثل کنه و غیره ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تکراری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دو برابر کردن، تکرار کردن، دوچندان، نسخه دوم، المثنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بررسی افزونگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reduction ) اختصار، تبدیل، کاهش، تقلیل، احیا، احاله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیاستازی که موجب تقلیل و حل گردد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تولد تازه یافته، زندگی نو یافته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجدید شونده، دوباره مستقر شونده، دوباره درست کردن، دوباره بر قرار کردن، تجدید کردن، دوباره یکی شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از منطقه ای به منطقه دیگر اعزام داشتن، نقل و انتقال دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اهدا مجدد، تقدیم مجدد.