پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٥٣٧)
نبض نگار.
ستاره ای شکل، کروی، مستدیر.
کرویات، هندسه کروی.
شبیه کره، کروی، کره مانند، مستدیر.
مثلثات کروی.
کثیر الاضلاع کروی.
مثلث کروی.
هندسه کروی.
رشد کننده روی توده خزه، خزه زی.
خزه دار.
کپسول یا کیسه منی ( درجنس نر موجوداتی مثل زالو ) .
( spermatocidal ، spermicidal ) منی کش، دارای قابلیت کشتن یاخته های نطفه ای.
( spermatocide ، spermicidal ) منی کش، دارای قابلیت کشتن یاخته های نطفه ای.
نطفه یایاخته نر غیر متحرک موجودات پست ( مثل جلبکها وغیره ) .
وابسته به نطفه نر جلبکها، نطفه ای.
نطفه ای، بیضه ای، بذری، تخمی.
( spermatheca ) کیسه محل تجمع منی در حشرات ماده.
( spermathecal ) کیسه محل تجمع منی در حشرات ماده.
موم کافوری، روغن سرنهنگ، موم سفید.
بیضه، غده تولید کننده منی، محل تولید منی.
( spence ) آبدار خانه، اتاق ناهارخوری.
خرج کردنی، خرج شدنی.
( spense ) آبدار خانه، اتاق ناهارخوری.
ویژه گر غارشناسی، غار شناس.
سیزاب رسمی ( =veronica officinalis ) .
جاده سریع السیر.
( speedy ) سریع السیر، سریع، چابک، سرعت.
عجله کننده، شتابگر.
طیف بین خورشید.
طیف نگاره.
طیف نگار، طیف سنج، کاغذ یا صفحه طیف نما.
واکنش طیفی.
( spectrality ) حالت طیفی، حالت شبحی.
خط طیف نوری، نوار طیف نوری.
تماشاچی مونث.
تصریح، کیفیت معین ومشخص، صراحت، وضوح.
یک منظوره، خاص منظوره.
آلاله.
لوله مخصوص مکالمه بین دو اتاق.
نیزه دار.
( دامپزشکی ) ورم استخوان پای اسب.
( spatulate ) شبیه مرهم کش، قاشقی شکل، زورقی شکل، کفگیری.
( spathed ، spathose ) گریبانه دار، دارای گل آذین گریبانه وار.
( spathed ، spathic ) گریبانه دار، دارای گل آذین گریبانه وار.
( spathose ، spathic ) گریبانه دار، دارای گل آذین گریبانه وار.
دلیری، بردباری، بی تکلفی، سادگی.
جرقه وار.
ماهی قزل آلا دارای گوشت لذید.
جرقه زن.
برق گیر، جرقه خاموش کن.