مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٣,٢٨٥
امتیاز کل
٣٨٥,٠٥٤
کل مدال ها
٢,٣٣٢
طلا
٢٣٤
نقره
١,١٤٧
برنز
٩٥١
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rise to the occasion: از عهده چیزی برآمدن، To rise to the ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
rub it in: به رخ کشیدن ( چیزی که فرد با یادآور ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
thong: نوعی شورت نازک و هفتی شکل زنانه، ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get fired up: مشتاق شدن، ذوق زده شدن، هیجان زده ش ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
have a look: یه نگاه بیندازید! مترادف take a loo ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nosebleed seats: اینفرمال ) nosebleed seats معادل با ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
wiped out: صفت ) 1 - بسیار خسته! I'm completel ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn someone against someone: اصطلاح ) کسی را در مقابل کسی قرار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beleaguered: 1 - محاصره شده، احاطه شده، تحت محاص ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
carol: رفتن خانه بخانه همراه با خواندن سرو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
OLE: همون old هست اما بصورت خودمونی و غی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get on with it: کارت رو شروع کن، کارت رو ادامه بده
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
epicentre: Br ) کانون زلزله، مرکز زمین لرزه
٩ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
suv: Also ) Suburban Utility Vehicle ) ش ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
give someone a ride: کسی را با ماشین به جایی بردن، البته ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
head over heels in love: سرتاپای عاشق شدن، کاملا عاشق شدن، h ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
root for: حمایت کردن، تشویق کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
dutch: To go Dutch اینفرمال ) اصطلاح عامی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
perish the thought: God forbid، خدای ناکرده، خدا نکند!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
overfishing: صید بیش از حد ماهی، صید بی رویه، ما ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
peter out: رفته رفته کاهش یافتن، تدریجا محو شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cry uncle: اصطلاح ) از آمریکای شمالی به معنای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
uplifted: صفت ) 1 - روحیه گرفته، متعالی، سر ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bucket: اصطلاح غیررسمی و عامیانه در شمال غر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jet set: طبقه اشراف ، از ما بهترون
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
alpha: به معنای تیپ یا شخصیت غالب و سلطه ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chattering: لرزش یا بهم خوردن سریع، فک زدن my t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
coursebook: کتاب درسی، درس نامه، کتاب آموزشی
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resemble: بسیاری از هتل ها شبیه بهم هستند.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
rubbernecking: گردشگری فاجعه یا disaster tourism ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
inaugurate: منصوب کردن یا گماردن ( بعداز معارفه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fit: یک حمله اندوه، غم و اندوه شدید و یک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
case specific: صفت ) منحصر به مورد، منحصر به موضوع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chubby bunny challenge: چالش چابی بانی ، در این چالش هر چه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get around: اصطلاح ) اجتناب کردن، طفره رفتن و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweet talk: شیرین زبونی کردن، مخ زدن، دلربایی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out with it: یالا، حرفت را بزن! هر چی تو فکرت می ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
set on fire: این اصطلاح و اصطلاح Set something o ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a detour: از بیراهه رفتن، از کمربندی رفتن، از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stoop to someone's level: اصطلاح ) رفتار کردن با کسی به نحوی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pellet: گندله Pelletizing گندله سازی! به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drowning: غوطه ور نمودن، غرقه کردن،
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
  I will  give you a ca ...
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be up the creek: تو درد سر افتادن ، تو مخمصه افتادن،
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a dip: شنا کردن، آب تنی کردن!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
see out: بدرقه کردن یا همراهی کردن تا دم درب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not on your nelly: عامیانه انگلیسی بریتانیایی ) - به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
set something on fire: اصطلاح Set something on fire و set ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scheduling conflict: تداخل زمانبندی، تداخل برنامه ای، تع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
in style: شیک، مد روز، اصیل، مدرن
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
آکله همون بیماری جذام است و خب دیگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beater: به ماشین قدیمی، ارزان قیمت و خیلی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cue the confetti: اصطلاح عامیانه ) cue the confetti ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
giddy up: 1 - از این واژه برای دستور دادن به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a bow: تعظیم کردن، خم شدن، ( معمولا برای پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chequebook: دسته چک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pack up: چمدان را بستن! جمع و جور کردن همه و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
keep an eye out: گوش بزنگ بودن، مترصد بودن، حواس جمع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resemble: آیا مثل یک قسمت حذف شده از مجموعه د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cause any offence: باعث آزرده خاطر شدن، باعث رنجش خاطر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
you wish: به همین خیال باش!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
concrete jungle: جنگل بتنی، که ساختمان های یک شهر یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the high side: یک کمی بالا، یه خورده بالا ( مثال، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soused: سرخوش، مست
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take for a walk: گرداندن، راه بردن، پیاده روی بردن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
have someone do something: کسی را برای انجام کاری سازماندهی کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the long view: نگاه دراز مدت به چیزی داشتن، چیزی ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
greener pastures: اصطلاح ) معنی لغوی یعنی چراگاه سبزت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gamify: Gamification یعنی بازی وار سازی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put the pedal to the metal: اصطلاح ) 1 - پدال گاز ( اتومبیل ) ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
poised: صفت ) آرام، خونسرد، مطمئن، - آرام و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ears are burning: اصطلاح ) این اصطلاح و همچنین اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
late credit drop: حذف اضطراری واحد درسی ( در کالج یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
loose cannon: آدم نا متعادل، غیر قابل پیش بینی، غ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take a crack at: اصطلاح ) Take a crack at somethin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
up ahead: کمی جلوتر، there is a gas station u ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
even steven: برابر، مساوی، سه دانگ سه دانگ، سر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bummer: Buzzkill , ضد حال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't beat yourself up: خودت رو سرزنش نکن، به خودت سخت نگیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
don't beat yourself up: خودت رو سرزنش نکن، به خودت سخت نگیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pull yourself together: اصطلاح ) یه سر و سامانی به خودت بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cowed: صفت ) ترسانده شده، مرعوب شده، تسلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fur flies: اصطلاح ) اینفرمال used to say that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get down: 1 - دمغ کردن، پکر کردن، افسرده کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
be my guest: راحت باش! هر طور راحتی! هرجور عشقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
how so: چطور مگه - He doesn't want to go ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the fur flies: اصطلاح ) اینفرمال used to say that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hover over someone: ( مثل اجل معلق ) بالای سر کسی ایستا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: من رفتم پیاده روی تا کمی از عصبانیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
relay: رساندن ( پیام، سلام، خبر و. . . ) ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
booted: صفت ) چکمه پوش، پوتین پوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plug away: بدون وقفه و سخت تلاش کردن، بطور مدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: او این تصور که روزی یک ستاره خواهد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
child prodigy: کودک نابغه، بچه با استعداد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blow one's brains out: عامیانه ) کشتن کسی با شلیک به سر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the beginning of the end: شروع یک پایان، سرآغاز یک فرجام منظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: او یک علاقه شدیدی به شکلات دارد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hunker down: 1 - چمباتمه زدن، رو پا نشستن 2 - پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow one's brains out: عامیانه ) کشتن کسی با شلیک به سر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pour in: اصطلاح ) هجوم آوردن، ریختن ( به یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: در اینجا چیزهای بحث انگیزتر/ مسائل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sound out: به معنای، مزه دهان کسی را فهمیدن، ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
to my great surprise: در کمال تعجب من، بر خلاف انتظار من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
same to you: قسمت شما هم بشود ( انشاالله ) ! نصی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give up: دست بر ندار/تسلیم نشو فقط به این خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
talk to the hand: اصطلاح ) مترادف با Tell it to the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to my great surprise: در کمال تعجب من، بر خلاف انتظار من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bag of tricks: اینفرمال ) ترفند ها، فوت فن و مهارت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
settle: من هنوز برای تشکیل خانواده آماده نی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
سویه: گونه، نوع، ، strain, variant سویه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take aim at: - هدف گرفتن، ( به سوی چیزی ) نشانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on second thought: حالا که فکرشو میکنم
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch: اگه خواستی بیفتی تو رو میگیرم!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take aim at: - هدف گرفتن، ( به سوی چیزی ) نشانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: زنگ تفریح، فرصت خوبی برای بچه هاست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch: من او را حین خواب در محل کار، گیر ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: جودی بهش اجازه میدهد تا اول خودش رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
all pervading: صفت ) - کاملا فراگیر، همه فراگیر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: اون فقط نیاز داشت که خشم و دق و دلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch: اگر بدویم هنوز هم میتوانیم به اتوبو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: این لباس یک ایده/ابتکار از طراح است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all pervading: صفت ) - کاملا فراگیر، همه فراگیر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: مجسمه ساز آوانگارد ( پیشرو ) ، اشیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get going: وقتی رفتن سخت میشود، سرسخت ها و انس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: من در اپارتمان پرزرق و برق اونا، تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cowed: صفت ) ترسانده شده، مرعوب شده، تسلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: بهتره به انجام آنچه که به شما گفته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gotcha: گیرت آوردم کیتی! الان غلغلکت میدم!
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: بعدا از یک مدتی، به همه این سر و صد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull yourself together: اصطلاح ) یه سر و سامانی به خودت بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: بزودی به کار عادت میکنی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
integrity: او با دروغ نگفتن بخاطر کارفرمایش، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: برای عادت کردن به ریزه کاری های اجت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
agrope: قید ) حین نوازش، حین دستمالی کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: عادت کردن به آداب و رسوم یک کشور دی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resemble: برادران در ذائقه بهم شبیه هستند.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: موضوع بحث، موفقیت یا شکست مذاکرات ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agrope: قید ) حین نوازش، حین دستمالی کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: افتخار ملی در گرو این مسابقه بین فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a dig: Take a dig at someone اصطلاح ) به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: جایزه شرط بندی یک جایگاه در فینال ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a dig: Take a dig at someone اصطلاح ) به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: اگر کمکهای اورژانسی بزودی به شهر نر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a jab: اصطلاح ) مترادف با اصطلاح Take a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: افتخار خانوادگی در معرض خطر است.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a jab: اصطلاح ) مترادف با اصطلاح Take a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: آینده بشریت در معرض خطر است.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring pressure to bear on: اصطلاح ) اعمال فشار برای وادار کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: غرور ملی در گرو بازی هفته آینده مقا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take for a walk: گرداندن، راه بردن، پیاده روی بردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustained: او در تصادف متحمل چندین جراحت شده ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ciconia: لک لک ، لک لک سفید Ciconia Ciconia ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustained: شرکت امسال ضررهای سنگینی را متحمل ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to one's feet: برپا شدن، از جا بلند شدن، برخاستن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustained: چندین مسافر قطار متحمل صدمات جدی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get to one's feet: برپا شدن، برخاستن، از جا بلند شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stir up: قبل از رنگ زدن/نقاشی، باید رنگ را ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get to one's feet: برپا شدن، برخاستن، از جا بلند شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stir up: هدفشان تحریک احساسات/برانگیختن عواط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
how so: چطور مگه - He doesn't want to go ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uplifted: دستی که بالا آمده تا از روی شادمانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
size of fine: میزان غرامت، میزان جریمه، مقدار جری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uplifted: عشق سربلند و مورد ستایش قرار خواهد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
size of fine: میزان غرامت، میزان جریمه، مقدار جری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reckon with: دوست ندارم با مدیر، موقعی که بدخلقه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would give one's right arm: اصطلاح ) معنای کلمه به کلمه ) دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reckon with: ما باید تمام مشکلات احتمالی را به ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
would give one's right arm: اصطلاح ) معنای کلمه به کلمه ) دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reckon with: او نمی داند چگونه با این مشکل کنار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at ease: آزاد، آزاد باش! فرمان آزاد باش فرم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reckon with: هنگامی که مبارزه تمام می شود، ما هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tell it to the marines: اصطلاح ) عامیانه چه حرفها! کم دروغ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reckon with: من گرفتار شدن در ترافیک سنگین را در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tell it to the marines: اصطلاح ) عامیانه چه حرفها! کم دروغ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urge: ما اصرار بر شرکت شما در این برنامه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in high dudgeon: بسیار عصبی، برزخی، دلخور و عصبانی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urge: مقامات امروز تاکید بر احتیاط داشتند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hover over someone: ( مثل اجل معلق ) بالای سر کسی ایستا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urge: مقامات بهداشتی خواستار آن شدند که ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pander: دیوث، زن قحبه
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urge: ما از شما تقاضامندیم که همه تدابیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no matter how you slice it: اصطلاح ) این اصطلاح برای مواقعی اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urge: تمایل به/اشتیاق به نگاه کردن تقریبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out with it: حرفت را بزن، هر چی تو سرته بگو، هر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urge: من یک اشتیاق مهار نشدنی برای فریاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out with it: یالا، حرفت را بزن! هر چی تو فکرت می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urge: من یک تمایل ناگهانی برای زدن قوری ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cost dearly: گران تمام شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urge: او در مقابل میل به فرار مقاومت کرد/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cost dearly: گران تمام شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
settle: شما نمیتوانید هر بحثی را با جر و بح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay an arm and a leg for: اصطلاح ) بابت چیزی هزینه زیادی پرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
settle: آنها خیلی زود به شرایط خو خواهند گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kazandibi: کازان دیبی ) در ترکی استانبولی از ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
settle: باران سنگین ممکن است آب و هوای متغی ...
٢ سال پیش