مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٣,٢٨٥
امتیاز کل
٣٨٥,٠٥٤
کل مدال ها
٢,٣٣٢
طلا
٢٣٤
نقره
١,١٤٧
برنز
٩٥١
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you talked my head off: مخمو خوردی! سرمو بردی از بس حرف زدی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you talked my head off: مخمو خوردی! سرمو بردی از بس حرف زدی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
talk one's head off: اصطلاح عامیانه غیر رسمی ) سر کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk one's head off: اصطلاح عامیانه غیر رسمی ) سر کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk one's ear off: اصطلاح عامیانه غیر رسمی آمریکا ) مخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jaw dropping: عجیب، حیرت آور، شگفت انگیز، amazing
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something to rest: 1 - به غائله چیزی خاتمه دادن! I tr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put something to rest: 1 - به غائله چیزی خاتمه دادن! I tr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay something to rest: 1 - به داستان یا غائله چیزی خاتمه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lay something to rest: 1 - به داستان یا غائله چیزی خاتمه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something to bed: غیررسمی ) حل کردن یک مساله، کنار آم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put something to bed: غیررسمی ) حل کردن یک مساله، کنار آم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skittish: شیطون بلا، سر زنده، با نشاط، پر جنب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
skittish: شیطون بلا، سر زنده، با نشاط، پر جنب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
of sorts: بی کیفیت، نصفه نیمه، چیزی که شکل یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wipe out: شکست، سقوط، ناکامی، فروافتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
read through: تمرین اولیه ای که در آن بازیگران نق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the bull's eye: درست به هدف زدن، بطور کامل به هدف خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the bull's eye: درست به هدف زدن، بطور کامل به هدف خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sell off: به قول خودمون ) آتش به مال خود زدن!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
low ball: خودمونی ) تو سر مال زدن، Make a del ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
low ball: خودمونی ) تو سر مال زدن، Make a del ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low ball offer: پیشنهاد پایین تر از قیمت واقعی دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
low ball offer: پیشنهاد پایین تر از قیمت واقعی دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick to something: 1 - پیروی کردن از چیزی، مثل stick t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call for a meeting: پیشنهاد یک جلسه ای را دادن، پیشنهاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
plenty of: مقدار کافی از . . . ( مثلا، plenty ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
speak for yourself: اصطلاح غیررسمی ) از طرف خودت صحبت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
filter: فیلتر کردن عکس یا نقاشی ( برای اصلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
filter: فیلتر کردن عکس یا نقاشی ( برای اصلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you nailed it: تو موفق شدی، تو کارت رو عالی انجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
taken: وقتی کسی می گوید I'm taken یعنی فعل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
burst into tears: زیر گریه زدن، به یکباره زیر گریه زد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
burst into laughter: به یکباره زیر خنده زدن! She burst i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
burst out laughing: به یکباره زیر خنده زدن، به یکباره ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in tears: به حالت یا وضعیتی گفته میشود که اشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in tears: به حالت یا وضعیتی گفته میشود که اشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break down in tears: گریه کردن ( منظور طوری گریه کردن که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break down in tears: گریه کردن ( منظور طوری گریه کردن که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knock socks off: غیررسمی ) بسیار هیجان زده کردن، ( خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knock socks off: غیررسمی ) بسیار هیجان زده کردن، ( خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fired up: ذوق زده، هیجان زده، مشتاق، با انرژی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get fired up: مشتاق شدن، ذوق زده شدن، هیجان زده ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a roundup: یک خلاصه ای از اطلاعات و اخبار ( مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
root for: حمایت کردن، تشویق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
im rooting for you: من از شما حمایت می کنم، من شما را ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
im rooting for you: من از شما حمایت می کنم، من شما را ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rooting for someone: تشویق کردن کسی، حمایت کردن از کسی w ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
worn out texture: بافت فرسوده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a surprise to bump into you here: چه سوپرایزی که اینجا بهت برخوردم، b ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fandom: 1 - شیفتگی، طرفداری، هواخواهی ( از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a load: یه نگاهی بیندازید، با دقت یه نگاه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a load: یه نگاهی بیندازید، با دقت یه نگاه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a look: یه نگاه بیندازید! مترادف take a loo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a look: یه نگاه بیندازید! مترادف have a loo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a long and hard look: یه نگاه دقیق بیندازید! با دقت چک کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a long and hard look: یه نگاه دقیق بیندازید! با دقت چک کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
horse around: شیطونی کردن!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be have naughtily: شیطونی کردن، رفتار شیطنت آمیز کردن!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the hump: ناراحت شدن، اذیت شدن، عصبانی شدن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the hump: ناراحت شدن، اذیت شدن، عصبانی شدن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone the hump: ناراحت شدن، اذیت شدن ، به کسی برخور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pileup: تصادف زنجیره ای، تصادف های سریالی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deck out: آراستن، تزیین کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chattering: لرزش یا بهم خوردن سریع، فک زدن my t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chattering: لرزش یا بهم خوردن سریع، فک زدن my t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teeth chattering: لرزیدن یا بهم خوردن دندان ها ( در ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
teeth chattering: لرزیدن یا بهم خوردن دندان ها ( در ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teeth rattling: مترادف teeth chattering به معنای لر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teeth clenching: مترادف teeth grinding به معنای دندا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teeth grinding: دندان قروچه ، مترادف teeth clenchin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
teeth grinding: دندان قروچه ، مترادف teeth clenchin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being owed: مدیون بودن، بدهکار بودن، متعهد ( در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make a detour: از بیراهه رفتن، از جاده فرعی رفتن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a detour: از بیراهه رفتن، از جاده فرعی رفتن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a detour: از بیراهه رفتن، از کمربندی رفتن، از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a detour: از بیراهه رفتن، از کمربندی رفتن، از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry around: این جا و آنجا حمل کردن ( کسی یا چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bake: پختن بر روی اجاق گاز ( فرق بین bake ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to fend for oneself: گلیم خود را از آب کشیدن! I tried t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a hoot: اهمیت دادن، علاقه نشان دادن ( بیشتر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an average looking: یک قیافه معمولی، یک قیافه متوسط ( ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
an average looking: یک قیافه معمولی، یک قیافه متوسط ( ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
preview: پیش پرده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would you mind: ترجمه لغت به لغت آن زیاد برای ما فا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would you mind if: اذیت نمی شوید اگر ، اشکالی ندارد اگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it is safe to say: ( این عبارت برای موقعی استفاده می ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send someone to sleep: کسی را خواب کردن، کسی را خواباندن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spooning: بصورت بغل کرده در کنار هم خوابیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spooning: بصورت بغل کرده در کنار هم خوابیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
big spoon: هنگام خوابیدن دو نفر در کنار هم ( م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
little spoon: به هنگام spooning ( بصورت بغل کرده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roll with: 1 - پرسه زدن با، گشتن با، to roll ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring down: کم کردن، کاهش دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eke out: 1 - اضافه کردن به درآمد، جبران کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
short of cash: 1 - پول کم آوردن، بی پول شدن، پول ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
short of cash: 1 - پول کم آوردن، بی پول شدن، پول ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light skinned: روشن پوست، سفید پوست، ( در مقابل سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light skinned: روشن پوست، سفید پوست، ( در مقابل سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beleaguered: 1 - محاصره شده، احاطه شده، تحت محاص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beleaguered: 1 - محاصره شده، احاطه شده، تحت محاص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
marmite: مارمایت، یک چاشنی تند انگلیسی درست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handcrafted: صفت ) دست ساز، هنر دست، with a hand ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only so much: Only so much یا only so many یا jus ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
able to take only so much: قادر بودن به تحمل مقدار محدودی از ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gear up: حاضر شدن یا آماده شدن برای کسی یا چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looking on the bright side: نگاه به نیمه پر لیوان، جنبه های مثب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
looking on the bright side: نگاه به نیمه پر لیوان، جنبه های مثب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head over heels in love: سرتاپای عاشق شدن، کاملا عاشق شدن، h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low slung: کم ارتفاع، کوتاه قد، سطح پایین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
low slung: کم ارتفاع، کوتاه قد، سطح پایین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
candlelit dinner: شام رومانتیک، منظور یک وعده شام که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
candlelit dinner: شام رومانتیک، منظور یک وعده شام که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a long walk: رفتن برای یک پیاده روی طولانی و لذت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ferry ride: قایق سواری! I'd like to take you fo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ferry ride: قایق سواری! I'd like to take you fo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go bananas: دیوانه شدن، go crazy
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
streetful: خیابان گیر، مقداری یا تعدادی از افر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
borealis: شمالی، خدای شمالی ( افسانه یونانی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
borealis: شمالی، خدای شمالی ( افسانه یونانی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
don't get me wrong: منظور من را اشتباه برداشت نکن، Do ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got me wrong: منظور من را اشتباه برداشت کردی، منظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you got me wrong: منظور من را اشتباه برداشت کردی، منظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got me bad: اینجا bad ، بیشتر برای تاکید بکار ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you got me bad: اینجا bad ، بیشتر برای تاکید بکار ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got me good: من را کامل گرفتار خودت کردی، منو کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
above reproach: بی عیب و نقص، بدون انتقاد، کامل و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
above reproach: بی عیب و نقص، بدون انتقاد، کامل و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every other week: هر دو هفته یکبار، یا یک هفته در میا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every other month: یک ماه در میان، هر دو ماه یکبار،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
every other month: یک ماه در میان، هر دو ماه یکبار،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every other hour: هر یکساعت در میان، هر دو ساعت یکبار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limit down: حداکثر کاهش مجاز قیمت روزانه ای سها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limit up: حداکثر افزایش مجاز قیمت روزانه ای س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rub it in: به رخ کشیدن ( چیزی که فرد با یادآور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub somebody's nose in it: Informal ) ناکامی های کسی را به رخش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub somebody's nose in the dirt: اشتباهات، ناکامی های کسی را مرتب به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be sold on something: علاقه شدید به چیزی داشتن، مشتاق چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be sold on: علاقه مند بودن به، مشتاق بودن، خاطر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sold on: عامیانه ) اشتیاق فراوان داشتن، enth ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unusual find: یک یافته غیرمعمول، یک کشف غیرمعمول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unusual find considering: یک یافته غیرمعمول با توجه به. . . ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where are you headed: کجا میخواهی بروی? مقصدت کجاست? به ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get pulled over: متوقف شدن ( توسط پلیس راه معمولا، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break something to someone: چیزی را به کسی اطلاع دادن، خبر چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break something to someone: چیزی را به کسی اطلاع دادن، خبر چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate to break it to you: این اصطلاح بیشتر در مواقعی که میخوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up ahead: کمی جلوتر، there is a gas station u ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rubbernecking: گردشگری فاجعه یا disaster tourism ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rotten luck: بد شانسی، what rotten luck چه شانس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not until: نه تا وقتی که، نه قبل از اینکه، نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was not until many hours later: ساعات زیادی نگذشته بود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up to speed: 1 - کار کردن در پتانسیل کامل یا حدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
badge buddy: کارت شناسایی مخصوص پرستاران، دکتر و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ends up being too noisy: به خیلی پر سر و صدا بودن منتهی می ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop the humor: شوخی را متوقف کردن، جک گفتن را تمام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here we go again: دوباره شروع شد! مثال Oh Jeez, Here ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause a stir: هیجان را تحریک کن، آشوب را زیاد کن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cause a stir: هیجان را تحریک کن، آشوب را زیاد کن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dripping with something: حاوی مقدار زیادی از چیزی بودن، پوشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dripping with something: حاوی مقدار زیادی از چیزی بودن، پوشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
safety deposit box: یا safe deposit box صندوق امانات با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safety deposit box: یا safe deposit box صندوق امانات با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
safe deposit box: صندوق امانات بانک ( همچنین به safet ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safe deposit box: صندوق امانات بانک ( همچنین به safet ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a heads up: کسی را در جریان گذاشتن، چیزی را به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running short of something: در حال کم شدن چیزی، در حال تمام شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm running late: 1 - دارد دیرم می شود 2 - دیر می رسم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it's a deal: اصطلاحی است که برای مواقعی که شما ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hogging the ball: بازیکن یک تیم که بیش از اندازه تکرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hogging the ball: بازیکن یک تیم که بیش از اندازه تکرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get even with someone: با کسی تسویه کردن، از کسی انتقام گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get even with someone: با کسی تسویه کردن، از کسی انتقام گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bear with: با کسی راه آمدن، تحمل کردن، صبوری ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play dumb: خود را به ندانستن زدن، خود را به نف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone in the sack: کسی را به رختخواب بردن ( برای س. ک. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone in the sack: کسی را به رختخواب بردن ( برای س. ک. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone the sack: از کار بیکار کردن کسی، اخراج شدن y ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone the sack: از کار بیکار کردن کسی، اخراج شدن y ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sweet talk: شیرین زبونی کردن، مخ زدن، دلربایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweet talk: شیرین زبونی کردن، مخ زدن، دلربایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone for a ride: کسی را فریب دادن، کسی را اغفال کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a ride: کسی را با ماشین به جایی بردن، البته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a lift: 1 - کسی را با ماشین به جایی بردن ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dig someone: کسی را فهمیدن، کسی را تأیید کردن،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dig someone: کسی را فهمیدن، کسی را تأیید کردن،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
concrete jungle: جنگل بتنی، که ساختمان های یک شهر یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشکاندن: افشاندن، پاشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پشکاندن: افشاندن، پاشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this much is certain: واضح است، مسلم است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
this much is certain: واضح است، مسلم است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recite poetry: دکلمه کردن شعر، شعر را دکلمه کردن I ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recite poetry: دکلمه کردن شعر، شعر را دکلمه کردن I ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outrun the everyday: از هرروز سریعتر بدو ، سریعتر از هرر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outrun the everyday: از هرروز سریعتر بدو ، سریعتر از هرر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
even steven: برابر، مساوی، سه دانگ سه دانگ، سر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even steven: برابر، مساوی، سه دانگ سه دانگ، سر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even stephen: عامیانه ) همان even steven است که گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even stephen: عامیانه ) همان even steven است که گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may i ride from you: ممکنه من هم سوار کنید? البته این اص ...
٢ سال پیش