پیشنهاد‌های آیدین آذری (٨٢٨)

بازدید
٢,٣٨٧
تاریخ
١٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

( adjective, slang, UK, 2003 ) very ugly. ( صفت، خودمانی، بریتانیا، ۲۰۰۳ ) بسیار زشت. Probably derives from US BIFFER ( an unattractive woman ) ; ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه پزشکی دورلند ( ویرایش 27 ) ذیل مدخل calliphora چنین آمده است: [Gr. kallos ( beauty ) phoros ( bearing ) ] برگرفته از زبان یونانی، حاصل ت ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( اسم ) چرخه هیاهو 1. A period of intensive publicity or public or mass media excitement surrounding an event, the launch of a new product, etc. , es ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه آکسفورد ذیل مدخل calix اینچنین آمده است: جمع آن calices است. برگرفته از calix در زبان لاتین به معنای فنجان. به دلیل همبستگی این کلمه با ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( اسم، مهجور ) 1. A weed that grows among wheat; tares, darnel; = zizania n. 1. Also figurative: a pernicious influence or unwanted element; cf. tar ...

پیشنهاد
٠

کلّه بادمجان، کاسبرگ بادمجان، کلاه بادمجان، کاکل بادمجان، کلاله بادمجان، مجموعه کلاهک و دُم بادمجان، اقماع بادمجان که در طب سنتی به صورت دم کرده و ضم ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در طب سنتی این واژه برای اشاره به کاسبرگ های گیاهان استفاده می شود؛ مثلاً اقماع بادنجان یعنی کلاه بادنجان، کلاهک بادنجان، ترکیب کلاهک و دُم بادنجان، ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه آکسفورد این تعاریف برای calyx آمده است: در گذشته همچنین به صورت calix نوشته می شده است. جمعِ آن calyces است و به ندرت به صورت calyxes به ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

معادل بادنجان یا بادمجان در برخی استان های ایران: خوزستان: بنگون سمنان: وِنگون، ونگوم لرستان: بارنگون مازندران: وینگوم آذربایجان: قره بادمجان کردستان ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در زبان ژاپنی به بادمجان nasu ( ناسو ) می گویند. انواع ناسو در ژاپن وجود دارد؛ از جمله: mizu - nasu، naga - nasu، onaga - nasu، ko - nasu، maru - nas ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

( noun ) The quality or condition of resembling a clog or heavy weight; heaviness; ponderousness of style or behaviour. ( اسم ) حالت یا وضعیت شبیه ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( adj. , in scientific contexts ) having a winding form; labyrinthine. ( صفت، در متون علمی ) دارای شکل پیچ در پیچ؛ تودرتو تلفظ: می اَندره فُرم ( me ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

( صفت ) مربوط به یا نشان دهنده میل و رغبت مقایسه کنید با صفت precative تلفظ بریتانیایی: پِتِتیو تلفظ آمریکایی: پِدِدیو ریشه شناسی: برگرفته از واژه pe ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( اسم، مهجور، نادر ) عروس بودن؛ وضعیت یک زن در نخستین مرحله ازدواجش مقایسه کنید با: brideship ریشه شناسی: حاصل ترکیب صفت bridal و پسوند ry منبع: Oxf ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( اسم، انگلیسی کارائیبی ) خوش اخلاقی و رفتار مودبانه ناشی از تربیت خوب؛ نجابت، شایستگی تلفظ بریتانیایی: برُوت آپ سی ( brawt - up - see ) تلفظ آمریکا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه وبستر این معانی برای cogent آمده است: having the power of compelling or constraining دارای قدرت تحمیل کننده و مهارکننده Example: the cog ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

املای قدیمِ employ

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در ترکی ازبکی به معنای میمون است. همچنین نام نهمین سال در تقویم ترکی که به آن بیچین ئیل ( سال میمون ) می گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیچین ئیل: نام نهمین سال در تقویم ترکی که سال میمون است. در ترکی ازبکی به آن همدونه می گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در زبان گیلکی به معنای بختک است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه آکسفورد این معانی برای fuss آمده است: 1. ( Obs. ) fussock, fustilugs 1. ( مهجور ) زن چاق و بدهیکل، آدم فربه و درشت اندام به ویژه زن 2. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام های معمول - - - - - - - - - - - عربی: قَرَنفُل، قرنفول هندی: لَوَنگ، لونکهل، لونک، بانکریزی کلوف یونانی: غرنیواس رومی: قرفلون فارسی: میخک نام ها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه آکسفورد، تعاریف زیر برای prudence آمده است: 1. Ability to discern the most suitable, politic, or profitable course of action, esp. as re ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه آکسفورد، تعاریف زیر برای impudent آمده است: 1. Wanting in shame or modesty ; shameless, unblushing, immodest ; indelicate. 1. فاقد شرم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه آکسفورد، تعاریف زیر برای impudence آمده است: 1. ( Obs. ) Shamelessness ; immodesty, indelicacy. 1. ( مهجور ) بی شرمی؛ بی عفتی، بی نزاکت ...

پیشنهاد
٠

در دایرة المعارف فارسی غلامحسین مصاحب ذیل مدخل کوچک جنگلی چنین آمده است: کوچک جنگلی یا میرزا کوچک خانم جنگلی، شهرت یونس گیلانی، وفات 11 بهمن 1300 هجر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در واژه نامه آکسفورد، تعاریف زیر برای austerity آمده است: Harshness to the taste, astringent sourness. تندی از نظر مزه، ترشی شدید Harshness to the f ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معانی ذکر شده برای alacrity در سه فرهنگ بزرگ انگلیسی به فارسی به شرح زیر است. عباس آریانپور کاشانی: چابکی، میل، رغبت، گرایش، نشاط، چالاکی Her whole ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال از فصل 51 کتاب غرور و تعصب اثر جین آستن: Her mother - - - wished them both joy, with an alacrity which showed no doubt of their happiness. مادر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال از فصل 51 کتاب غرور و تعصب اثر جین آستن: The door was thrown open, and she ran into the room در یکباره باز شد و او به درون اتاق دوید. - - - - ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( صفت، در استفاده های بعدی به طور محلی، بیشتر در در آمریکا و اسکاتلند ) ترد، برشته؛ شکننده، سست ریشه شناسی: حاصل ترکیب صفت brickle و پسوند y منبع: Ox ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

( صفت، عامیانه ) دارای حرکت جهشی؛ ناپایدار، لرزان، متزلزل تلفظ بریتانیایی: تی تِ پی تلفظ آمریکایی: تی دِ پی فرم ها: tituppy, tittuppy, tittupy منبع: ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( صفت، اسکاتلندی، اکنون نادر ) بی پول ( penniless ) ریشه شناسی: حاصل ترکیب واژه plack ( سکه ای رایج در هلند در قرون ۱۵ و ۱۶ میلادی ) و پسوند less من ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. فرم قدیم parlour یا parlor ( اتاق نشیمن ) که در انگلیسی میانه تا سال های 1600 میلادی مورد استفاده بوده است. 2. مصدر فعل به معنای صحبت کردن در زبا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسم، عامیانه، در اصل آمریکایی ) مادربزرگ جذاب، به خصوص مادربزرگی که نسبتاً جوان یا اهل مد باشد. همچنین برای خطاب استفاده می شود. ریشه شناسی: حاصل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( صفت، بیشتر در نواحی شمالی و میانی انگلستان ) ناپایدار، متزلزل؛ لغزان، لرزان، نااستوار مقایسه کنید با cockle و cockly تلفظ: کاکلتی فرم ها: cockledy, ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. ( اسم، در اصل آمریکایی، عمدتاً در زمینه های روزنامه نگاری ) مردی که در مسابقات درگ ( اتومبیل رانی ) سرآمد است؛ قهرمان مسابقات درگ مردان. 2. ( اسم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسم، عامیانه، بیشتر در بریتانیا ) دوست دختر بیشتر با صفت ملکی می آید. بیشتر در زبانِ دختران نوجوان و زنان جوان به کار می رود یا در نشریاتی که جامع ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسم ) 1. ( مهجور ) زنگ کوچک 2. ( مهجور، نادر ) گیاه گلدار یافت شده در مناطق جنگلی ( شناسایی نشده ) 3. قندیل یخ، مترادف conkerbell. اغلب به صورت ج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسم و صفت، مهجور، وامواژه از لاتین ) 1. ( اسم ) کسی که با عجایب سر و کار دارد؛ گردآورنده ی چیزهای عجیب و غریب 2. ( صفت ) ویژگی کسی که با عجایب سر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( صفت، به ویژه درباره کشتی یا سقف ) متصل شده با میخ های پوسیده یا بست های خراب و در نتیجه دارای نشتی اسم آن nail - sickness است. همچنین مقایسه کنید ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسم ) زنگ شام میمون: درخت جعبه شنی، هورا کرپیتانس ( Hura crepitans ) ، که کپسولش با صدای بلندی منفجر می شود. فرم ها: monkey's dinner bell, monkey ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسم، عامیانه، در اصل انگلیسی آمریکای شمالی ) شخصی که با عجله یا مخفیانه رستوران، کافه و غیره را ترک می کند تا از پرداخت هزینه غذایش فرار کند. فرم: ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در افغانستان این ضرب المثل هست: من چه می گویم و دمبوره ام چه می گوید. این ضرب المثل زمانی به کار می رود که یک خدمتکار، کودک یا شاگرد آن کاری که به او ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی دری، چَکَک به معنای ناودان است؛ همچنانکه در ضرب المثل می گویند: از زیر چکک گریخت، زیر باران نشست. منبع: هزار مروارید: هزار ضرب المثل از کشو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی دری، تربوز به معنای هندوانه است؛ همچنانکه در ضرب المثل می گویند: دو تربوز در یک دست گرفته نمی شود. منبع: هزار مروارید: هزار ضرب المثل از کش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی دری، شَمال به معنای باد است؛ همچنانکه در ضرب المثل می گویند: تا شَمال نباشد، درخت شور نمی خورد. یعنی تا باد نیاید درخت تکان نمی خورد. منبع: ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسم ) کرم پمپئی: یک کرم پُرتار دریایی لوله نشین با نام علمی Alvinella pompejana ( خانواده الوینیلیده: Alvinellidae ) که در مجاورت دریچه های گرمابی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسم، اکنون نادر ) عمل یا مهارت فهمیدن گفته های یک فرد از طریق مشاهده حرکت لب های او؛ لب خوانی تلفظ: لِی بیُ مَن سی ( LAY - bee - uh - man - see ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( صفت، کتابشناسی، نادر ) آنوپیستوگرافیک: ( درباره یک کتاب ) دارای برگه هایی که تنها روی یک طرف آن نوشته یا نقاشی وجود دارد. مقایسه کنید با: anopistho ...