ویزیتور، فروشنده ( به انگلیسی: salesman )
مثال از کتاب در جستجوی صبح ( خاطرات عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار مؤسسه انتشارات امیرکبیر ) . تهران: دانشگاه تهران، 1383. ج. 1. ص. 428:
[بنگاه ترجمه و نشر کتاب] برای فروش کتابهای خود مردان و زنان جوانی را انتخاب می کرد که به اصطلاح فرنگیها سیلزمن نامیده می شدند و آنها دوره های کتابها را به اشخاص و ادارات ارائه می دادند و بدین طریق کتابها را می فروختند، ولی توزیع شان وسیع نبود.
... [مشاهده متن کامل]
مثال از کتاب در جستجوی صبح ( خاطرات عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار مؤسسه انتشارات امیرکبیر ) . تهران: دانشگاه تهران، 1383. ج. 1. ص. 428:
[بنگاه ترجمه و نشر کتاب] برای فروش کتابهای خود مردان و زنان جوانی را انتخاب می کرد که به اصطلاح فرنگیها سیلزمن نامیده می شدند و آنها دوره های کتابها را به اشخاص و ادارات ارائه می دادند و بدین طریق کتابها را می فروختند، ولی توزیع شان وسیع نبود.
... [مشاهده متن کامل]